بابلیان

بابل

تمدن بابل و شاهان آن کمابیش به افسانه‌ها راه یافته‌اند. بابلیان را مبدع و مخترع بسیاری چیزها می‌دانند و فراوان کرده‌های بابلیان است که تا امروز به جا مانده‌است. از جمله ۱۲ بخش کردن روز و وضع هفته به عنوان بخش زمان.[

نام بابل که شهر اصلی این تمدن بود به معنی شهر مقدس است، هر چند در تورات از آن به زشتی یاد شده و بر آن نفرین رفته‌است.

باغ‌های معلق بابل از عجایب هفتگانه‌ی دنیای قدیم بوده و کنارش دیوارهای حصار بابل از شهرتی همطراز برخوردار است. دیوارهایی که چنان عریض بود که ارابه‌ای را می‌شد بر فراز آنها راند.

سرانجام امپراتوری قدرتمند بابل به دست کوروش کبیر در سال ۵۳۸ ق.م. فتح شد. ساتراپ بابل بخشی از امپراتوری هخامنشی گردید. کورش کبیر به یهودیان امکان داد به سرزمین خویش باز گردند، شماری از آنان به سرزمین ایران کوچ کردند.

حدود ۲۰۰۰ سال ق م دولت شهرهای سومری فروپاشیدند و راه را برای ایجاد حکومت های کوچک پادشاهی گشودند. یکی از این حکومت ها، پیرامون شهر «بابل» تاسیس شد. شهر بابل در ۱۰۰ کیلومتری جنوب شهر «بغداد» امروزی واقع شده بود؛ و مردمانش به زبان اکدی (یا کلدانی) سخن می گفتند. واژه بابل در زبان سامی آن دوره به مفهوم «دروازه خدایان» بود.
بابل در دوران سلطنت طولانی «حمورابی» از ۱۷۹۲ تا ۱۷۵۰ ق م به اوج شکوه خود رسید. حمورابی یک قانون گذار بزرگ بود. او قانون مشهور حمورابی را در ۲۸۲ ماده تدوین کرد، که نسخه اصلی آن بر سطح یک لوح از جنس سنگ «بازالت» حک شده است ، و امروزه در موزه «لوور»
  پاریس نگهداری می شود. او تمام خدایان محلی را تحت فرمان یک خدای برتر یعنی «مردوخ»، خدای  بابل درآورد. نخستین امپراتوری بابل در حدود سال ۱۵۹۵ ق م توسط «هیتی ها» ویران شد. هیتی های تازه وارد، قومی از ریشه هند و اروپایی بودند، که در مرکز «ترکیه» کنونی یک کشور به نام پادشاهی «هیتی» تاسیس کردند و پایتختشان «هاتوسا» نام داشت.
علت برتری آنها بر اقوام و کشورهای همسایه آگاهی این قوم از ذوب فلز آهن بود ، بنابراین

سلاح های آنها بر سلاح های برنزی و مسی اقوام همجوار برتری داشت. مدتی بعد بابل به اشغال آشوریان درآمد. آشوریان دارای فرهنگ مشابه بابل بودند، و مانند قوم بابل به زبان اکدی سخن می گفتند.

آشوریان در حدود سال ۱۲۷۴ق م کشور گشایی های خود را آغاز کردند و اندک اندک سراسر خاورمیانه را تصرف نمودند. در زمان سلطنت «آشور بانیپال» که در سال ۶۶۸ ق م آغاز شده بود، قلمروی آشوریان تا مصر نیز گسترش یافت، اما تقریبا ۲۰ سال پس از مرگ او در سال ۶۳۰ ق م ، امپراتوری آشور توسط «هووخشتره» پادشاه «مادها» که با بابل متحد شده بود ، منقرض گردید؛ و بابل بار دیگر توانست شکوه گذشته خود را بازیابد.

معروفترین پادشاه بابل «بخت النصر» بود، که در سال ۶۰۵ ق م پادشاه بابل شد. بخت النصر ابتدا مصریان را شکست داد و آنها را از خاورمیانه بیرون راند. مدتی بعد ، شهر تیر در فنیقیه (صور در لبنان کنونی) را تصرف کرد. بخت النصر به توسعه شهر بابل، پایتخت خود پرداخت. او حصاری به طول ۱۸ کیلومتر را در پیرامون شهر ایجاد کرد که ورودی اصلی شهر محسوب می شد.

بخت النصر دستور بازسازی «زیگورات بابل» را داد، که اساس احداث برج مشهور بابل شد. احداث باغ های معلق بابل نیز به بخت النصر نسبت داده شده است. با مرگ بخت النصر در ۵۶۲ ق م بابل بار دیگر شکوه خود را از دست داد و پادشاهانی بی لیاقت یکی پس از دیگری این تمدن کهنسال را رو به زوال بردند؛ تا اینکه در سال ۵۳۹ ق م ، «کورش» پادشاه هخامنشی سراسر بین النهرین از جمله بابل را تصرف کرد؛ امپراتوری بابل منقرض شد و بابل به یک شهر کوچک مبدل گردید و دیگر هرگز امپراتوری بابل تجدید نشد

تحول و دگرگونی دیانت ابتدایی در بابل

هر چند دیانت بابلی خود وارث دینباستانی مردمسومراست ولی به نوبه خود مراحلتکامل و ارتقا را پیموده است و وقتی به زمان عظمت بابل رسید واجد اسلوب تصوری منظمو دستگاه فکری نسبتا با ارتقایی گردیده بود. به عبارت دیگر، ریشه دیانت بابلی درادوار تاریخ سومریها و اکدیها مخفی و مستور است. بدون شبهه می توان گفت که آن مبادیدینی از دیانت بدوی و عقائد ساده یعنیفتیشیزموآنیمیزمابتدائی آغاز شده و مراتب نشو وارتقاء را طی کرده و چون تمدن بابل نضج یافت به صورت کامل تعدد آلهه نمودار گردید. آثارالواح گلیباخطوط میخیکه اخیرا در ویرانه های بلاد ومعابد بین النهرین یعنی کشور بابل بدست آمده همه موید این مدعاست.

·         این سیر تکاملی دراز قریب چهار هزار سال ، در پرتواستقلال سیاسیبین النهرین و استقرار سلالههای سلاطینی که در آن زمان طولانی به نوبت خود پیاپی حکمرانی می کردند، طی درجاتکرده است. نخست، اعتقاد به خدایان خاصی در شهرهای کوچک ظاهر شد. یعنی هر شهری خدایخاص خود را داشته است که حافظ آن شهر و معبود ساکنین آن بوده و ساکنین هر شهر مقامو اهمیت خدای خود را بالاتر و بیشتر از خدایان دیگر بلاد می دانسته اند و بر سر آنآلهه با یکدیگر رقابتها داشته اند.بنابراین عدد خدایان به اسامی مختلف در تاریخدینی بابلی بین النهرین فراوان است، هم در الواح گلی اکتشافی به وسیلهباستانشناسانو هم در متون و منابع کتبمورخینیونان مانندهرودوتو دیگران نام آن همه آلهه عدیده به تفصیل ذکرشده است.

·         بلاد بین النهرین ماننداوروک،اوریدو،لاکاشو بلاخره شهراور

/ 0 نظر / 5 بازدید