ورزش و اسلام

مقدمه

امروزه ورزش در تمام کشورها و جوامع اهمیت فوق العاده اى پیدا کرده است. برگزارى مسابقات گوناگون ورزشى در رشته هاى مختلف در سطوح ملى و بین المللى، نشان دهنده این واقعیت انکارناپذیر است. در سایه پروپاکاند و تبلیغات بى امان دستگاه ه، سازمان ها و فدراسیون ه، مسابقات ورزشى هواداران فراوان و تماشاچیان بسیارى پیدا کرده است.

از منظر عقل و دین، ورزش براى تقویت و سلامتى جسم ضرورت دارد. ملتى که بدنى سالم، بانشاط و نیرومند ندارد از عقل و تفکر شایسته کمتر بهره مند است. مثلى است معروف که مى گوید: (عقل سالم در بدن سالم است)، زیرا تأثیر متقابل جسم و جان، مسئله اى ثابت شده و مسلّم است. انسان هایى که بر اثر تنبلى و عدم تحرکات جسمى، بدنى نحیف و علیل دارند و یا بیش از حد فربه و چاق هستند، نمى توانند روحیه اى آرام و بانشاط داشته باشند. این گونه افراد معمولاً عصبى مزاج، کم حوصله، بهانه گیر و داراى روحیه اى ناهنجار و فکرى بیمار هستند و همین مسائل در جسم آنان نیز اثر سویى مى گذارد. حضرت على فرمود: من از حسودان تعجب مى کنم که چگونه جسمى سالم دارند. حسد، بدبینى و نگرانى هاى روحى و روانى، بدن را ضعیف و بیمار مى کند. پیامبر(ص) مى فرماید: خوشا به حال کسى که سالم و زندگى اش در حد کفایت و قوى و نیرومند باشد. از همین رو در تاریخ ادیان مى خوانیم: وقتى قوم بنى اسرائیل پادشاهى از خدا خواستند، طالوت با دو ویژگى معرفى مى شود: (خداوند طالوت را براى شما برگزید و قدرت علمى و جسمى فزون ترى به او عطا فرمود).1

درباره قدرت موسى بن عمران قرآن مى فرماید که در نزاع دو قبیله (قِبطى و سِبطى) حضرت موسى تنها یک مشت به آن مرد زد و او درگذشت: (فوکزه موسى فقضى علیه2). معلوم مى شود حضرت موسى از قدرت جسمانى و مشت پولادین برخوردار بوده است. دختر حضرت شعیب هم به پدرش گفت: اى پدر، موسى را استخدام کن، زیرا آدمى نیرومند و امین است.3 قرآن درباره حضرت هود هم به قدرت جسمانى او اشاره مى کند: (وزادکم فى الخلق بَصْطَةً4).

اسلام به مسئله سلامت و قدرت جسم و جان اهمیت خاصى مى دهد تا آن جا که بر این باور است که رهبران اسلام باید در سلامت جسم، اعتدال خلقت و قدرت علم و معنویت سرآمد دیگران باشند. رسول گرامى اسلام(ص) مى فرماید: به سرگرمى و بازى بپردازید، زیرا دوست ندارم که در دین شما خشکى و خشونت دیده شود.

ائمه معصومین با این که تحت نظر شدید بودند ولى گاه گاهى قدرت علمى و احیاناً قدرت و مهارت جسمى خود را در تیراندازى و اسب دوانى به نمایش مى گذاشتند و اعجاب و تحسین حاضران را برمى انگیختند. امام على(ع) در مسابقات کشتى، پشت تمام اقران خود را به زمین مى زد.

رسول خدا(ص) نیز گاهى در مسابقات اسب سوارى و شتر دوانى شرکت مى کردند. بعضى اوقات از رسول خدا(ص) تقاضا مى شد که در یک مسابقه، داور باشند و حضرت آن را مى پذیرفتند.

پیامبر گرامى اسلام(ص) دستور اکید داده اند که کودکان را رها سازید تا هفت سال بازى کنند.

پیامبر(ص) فرمود: هرکس در کنارش کودکى باشد لازم است با او کودکى کند (با او هم زبان و هم بازى شود).

چون که با کودک سر و کارت فتاد

پس زبان کودکى باید گشاد

ورزش در ادیان الهى، ریشه تاریخى دارد. برادران یوسف براى بردن او به پدر گفتند: او را با ما بفرست تا بگردد و بازى کند. در سیره پیامبر است که با امام حسن و امام حسین(علیهم السلام) بازى مى کردند; آن ها را روى دوش خود سوار مى کردند و به کشتى گرفتن تشویقشان مى نمودند.

در فقه اسلامى بحثى با عنوان (سَبق و رِمایه) مطرح شده است، که یکى از مسائل آن، مسئله شرط بندى در مسابقات است. مى فرمایند: شرط بندى با پول در مسابقات اسب دوانى، تیراندازى و شمشیربازى جایز است. پیامبر(ص) فرمود: در هیچ مسابقه اى شرط بندى پولى جایز نیست مگر در تیراندازى، شمشیربازى، پرتاب نیزه، شتردوانى و حتى مسابقه با فیل و کلیه حیوانات سم دار.

از این نکته نباید غفلت کرد که ورزش فقط منحصر در ورزش هاى رایج و معمول امروزى نیست، بلکه کشاورزى، آهنگرى، درخت کاری نیز از ورزش هایى هستند که به عضلات بدن استحکام مى بخشند. به واقع هرکار مشروعى که به قوت جسم و قدرت روح منتهى شود، ورزش است.

هدف از ورزش چیست؟

در اسلام هدف از ورزش، جمع مال و ثروت و کسب وجهه و شهرت نیست; بلکه وسیله اى براى بهتر عبادت کردن و خدمت بهینه به خلق است. در دعاى کمیل مى خوانیم: ((قوّ على خدمتک جوارحى; بار پروردگار، اعضا و جوارحم را براى خدمت به تو نیرومند گردان) و یا در دعاى روز چهارم ماه مبارک رمضان مى خوانیم: (اللهم قوّنى فیه على اقامة امرک; خدای، در این روز مرا براى اقامه فرمانت نیرومند گردان). بدون تردید تقویت جسم، بدون تمرین و ورزش ممکن نیست. در واقع ما از خدا توفیق ورزش کردن مى طلبیم.

با وجود این که ورزش کردن داراى محاسن و امتیازات فراوانى است، اما این نکته را نباید از ذهن دور نگه داشت که اگر ورزش با اخلاق و اعتدال همراه نباشد، نتیجه مطلوبى را باز پس نخواهد داد. هم چنان که دین اسلام، دین اعتدال است، به اعتدال در همه امور نیز سفارش کرده است. ورزش کاران باستانى کار دیروز و امروز همواره در خط اعتدال قرار داشته و دارند. فرهنگ حاکم بر این ورزش، فرهنگ علوى است. نام خدا و یاد خد، رعایت آداب ویژه باستانى و نیز رعایت اخلاق اسلامى از ویژگى هاى بارز این رشته ورزشى است. در این ورزش، پیش کسوتان تقدم دارند و نوآموزان و جوانان مورد احترام مى باشند. روحیه قهرمانى در تمام حرکات آنان مشهود است. آنان همواره یار مظلومان و خصم ستم گران بوده اند.

داستان (پوریاى ولى) نمونه اى مشهور و معروف است. وى براى کشتى گرفتن به شهرى اعزام شد. ابتدا به مسجد جامع شهر رفت و نماز اول وقت را خواند. هنگام خارج شدن از مسجد پیره زنى التماس دعا مى گوید، اما خیلى هیجان زده بود. پوریاى ولى مى پرسد: مادر، خیلى نگرانى! مى گوید: بله، پسرم پهلوان این شهر است، شنیده ام پهلوان دیگرى آمده مسابقه بگذارد; اگر در کشتى شکست بخورد من بیچاره مى شوم، زیرا از دخترى خواستگارى کرده ایم اما آنان گفته اند: به شرطى دختر مى دهیم که پسرت در این مسابقه پیروز شود. وانگهى تنها نان آور من است. پوریا مى گوید: مادر مطمئن باش که پسرت پیروز مى شود. وقتى وارد گود شد پس از مدتى گلاویز شدن، تصمیم مى گیرد شکست را بپذیرد و به این طریق مادر پیر را از نگرانى نجات داد. این است منطق دین (ویؤثرون على انفسهم ولو کان بهم خصاصه).

ورزش دراسلام

دین مبین اسلام به عنوان یک دین برتر به ورزش جسم در جهت تکمیل جنبه های معنوی انسان اهمیت فراوانی داده و بر جنبه های مختلفی از جمله تربیت کودکان، اهمیت بنیه جسمی، مسابقه، پرداختن به برخی از ورزش ها و ... تاکید فراوان دارد.

  تربیت و بازی کودکان
حضرت علی (ع) می فرمایند: رحمت خدا بر پدری که در راه نیکی و نیکوکاری به فرزند خود کمک کند، به او احسان نماید و چون کودکی، رفیق دوران کودکی وی باشد و او را عالم مودب بار آورد.
پیامبر اکرم (ص) فرموده اند: آن کس که نزد او کودکی است باید در پرورش او، کودکانه رفتار نماید.
در مورد توجه حضرت رسول (ص) به بازی و ورزش کودکان، امام صادق (ع) می فرمایند:
یکی از شب ها پیامبر اکرم (ص) همراه حسن و حسین (ع) وارد خانه حضرت فاطمه (س) گردید. پیامبر اکرم به فرزندانش فرمودند برخیزید و با یکدیگر کشتی بگیرید. آن دو کودک برخاستند و به کشتی گرفتن مشغول شدند...

برگزاری مسابقه
پیامبر اکرم (ص) به عنوان رهبر جامعه اسلامی و فرمانده سپاه اسلام جهت تقویت بنیه نظامی اصحابش مسابقاتی ترتیب می داد و بعضی اوقات خود نیز در آن مسابقات شرکت می نمود.
امام سجاد (ع) می فرمایند: رسول خدا (ص) مسابقات اسب دوانی برگزار می کرد و به برنده مسابقه چند مثقال نقره جایزه می داد.
امام صادق (ع) می فرمایند: اعرابیی به مدینه آمد و به پیامبر خدا پیشنهاد مسابقه شترسواری کرد. پیامبر قبول کرد. در این مسابقه، شتر پیامبر از شتر اعرابی عقب ماند، پیامبر به اصحاب فرمود: شما این شتر را بالا بردید و خداوند دوست داشت که او را پایین آورد. کوه ها برای کشتی نوح، گردن فرازی کردند، و کوه جودی، تواضعش از همه بیشتر بود. به همین جهت خداوند کشتی نوح را بر کوه جودی فرود آورد.
امام سجاد (ع) در جایی دیگر می فرمایند: هنگامی که پیامبر اکرم (ص) از جنگ تبوک باز می گشتند مسابقه شترسواری ترتیب داد. با شتر غضباء که اسامه بر آن سوار بود، مسابقه گذاشتند، مردمی که شاهد مسابقه بودند، فریاد بر می آوردند که رسول خدا (ص) پیروز شد، ولی پیامبر فرمودند: اسامه پیروز گردید.

تیراندازی
تیراندازی پرارج ترین ورزش اسلامی است که در قرآن و احادیث و سیره نبوی بدان تاکید شده است. خداوند در قرآن کریم به پیامبر خود می فرماید: ای پیامبر تو تیر نیداختی بلکه خداوند تیر انداخت. (آیه 17 سوره انفال)
آموزش تیراندازی به عنوان یکی از حقوق فرزند بر والدین یاد شده است و اسلام والدین را به آموزش آن امر می کند.
پیامبر اکرم می فرمایند: فرزندان خویش را تیراندازی آموزید که این عمل باعث سرشکستگی دشمن است.
همچنین می فرمایند: پسرانتان را شنا و تیراندازی بیاموزید.
از تفریحات سالم که برای پرکردن اوقات فراغت به آن امر شده است تمرین و مسابقه تیراندازی و اسب سواری است. پیامبر (ص) می فرمایند: بهترین بازی ها در پیشگاه خداوند تعالی اسب دوانی و تیراندازی است.
همچنین می فرمایند: کسی که تیراندازی بیاموزد و آن را ترک کند یکی از نعمت های خداوند را ترک کرده است.
و در جایی دیگر فرموده اند: تیراندازی بهترین تفریحات شماست و برشما باد آموختن تیراندازی، زیرا آن بهترین سرگرمی برای شماست.
رسول خدا می فرمایند: سوارکاری و تیراندازی بیاموزید و اگر تیراندازی بیاموزید نزد من بهتر است از سوارکاری؛ آگاه باشید که خداوند به واسطه یک چوبه تیر سه نفر را به بهشت می برد:
1- نجار تیرگر،    2- رنگرز تیر در راه خدا،    3- تیراندازی در راه خدا
پیامبر اکرم می فرمایند: همانا زمین بر شما گشوده می شود و دنیا شما را کفایت خواهد کرد، پس هیچ یک از شما هنگامی که سرگرم تیراندازی است احساس عجز و سستی نکند.

شنا
پیامبر اکرم (ص) فرموده اند: حق فرزند بر پدرش آن است که نوشتن، شنا کردن و تیرانداختن را به او بیاموزد و او را جز با غذای خوب و حلال تغذیه نکند.
همچنین فرموده اند: پسرانتان را شنا و تیراندازی بیاموزید.

اسب سواری
اسب سواری از جمله ورزش های مورد تاکید اسلام است. خداوند برای فضل و برتری مسلمانان بر کفار آن ها را امر و تشویق به تجهیز نیرو می کند.
خداوند متعال در آیه 60 سوره انفال می فرماید: و شما ای مومنان در مقام مبارزه با آن ها، خود را مهیا کنید و تا آن حد که می توانید از آذوقه و آلات جنگی و اسبان سواری برای تهدید دشمنان خدا و دشمنان خود فراهم سازید.
رسول خدا می فرمایند: مسابقه بجز در اسب سواری، شترسواری و تیراندازی جایز نمی باشد.

کشتی
کشتی گرفتن از جمله ورزش هایی است که مورد تاکید اسلام قرار گرفته است.
در حیات القلوب آمده است که پیامبر اکرم در برخوردی که با یکی از مشرکین به نام رکانه داشت او را به اسلام دعوت می کند. رکانه یکی از پهلوانان عرب و از قبیله بنی هاشم بود و با پیامبر خویشی داشت. او برای اثبات برتری خویش بر رسول خدا از او دعوت به کشتی می کند و ده راس از گوسفندان خود را به عنوان شرط پیروزی قرار می دهد. «... حضرت این شرط  را پذیرفت و با او کشتی گرفت و فورا او را بر زمین زد و روی سینه او نشست، رکانه گفت: این کار تو نبود خدای تو اینکار را کرد. بیا بار دیگر کشتی بگیریم. اگر مرا زمین زدی ده گوسفند دیگر به تو می دهم. حضرت باز با او کشتی گرفت و این بار نیز او را به زمین زد. رکانه گفت: یک بار دیگر با هم کشتی می گیریم، اگر این دفعه زمین خوردم، ده گوسفند دیگر به تو می دهم. حضرت این بار نیز او را زمین زد. رکانه گفت: یاری کرده نشود لات و عزی که مرا یاری نکردند...»

طالوت و نیرومندی جسمانی

از جمله مواردی که نیرومندی جسمانی به عنوان یک مزیت و امتیاز در قرآن ذکر شده، داستان طالوت و قوم بنی اسرائیل است. قوم یهود که در زیر سلطه فرعونیان، ضعیف و ناتوان شده بودند، بر اثر رهبری های خردمندانه حضرت موسی علیه السلام از آن وضع اسف انگیز نجات یافته و به قدرت وعظمت رسیدند، ولی پس از مدتی دچار غرور شده و دست به قانون شکنی زدند، و به همین جهت، سرانجام از قوم "جالوت"- که در ساحل دریای روم، بین فلسطین و مصر می زیستند- شکست خورده و 440 نفر از شاه زادگانشان نیز به اسارت جالوتیان در آمدند.

این وضع، چندین سال ادامه داشت، تا آن که خداوند پیامبری به نام "اشموئیل" را برای نجات و ارشاد آن ها برانگیخت. بنی اسرائیل گرد او اجتماع نموده و از او خواستند رهبر و امیری برای آن ها انتخاب کند، تا همگی تحت فرمان و هدایت او، با دشمن نبرد کنند و عزت از دست رفته خویش را باز یابند.

اشموئیل به درگاه خداوند روی آورده و خواسته قوم خود را به پیشگاه حضرت احدیّت عرضه داشت، به او وحی شد که طالوت را به پادشاهی ایشان برگزیدم:

"وَ قالَ لَهُم نَبِِِیِهُم اِنَّ اللهَ قََََد بَعَثَ لَکُم طالُوتَ مَلِکاً؛

و پیامبرشان به آن ها گفت: خداوند، طالوت را برای زمام داری شما مبعوث [و انتخاب] کرده است."

از آن جا که طالوت مردی کشاورز بوده و توانایی مالی چندانی نداشت، اشراف با انتخاب وی مخالفت نمودند:

"قالُوا اَنّی یکُونُ لَهُ المُلکُ عَلُینا وَ نَحن اَحَقُّ بِِالمُلکِ مِنُه وَ لَم یُوتَ سَعَةً مِنَ المالِ؛

گفتند: چگونه او برما حکومت داشته باشد، با این که ما از او شایسته تریم؟ و او ثروت زیادی ندارد."

او نه ثروت و قدرت مالی دارد و نه موقعیت اجتماعی و خانوادگی، زیرا از خاندان نبوت و پیامبری نبوده و از خاندان پادشاهی نیز نیست. اشموئیل در پاسخ گفت:

"اِنَّ اللهَ اصطَفیهُ عَلیکُم وَ زادَهُ بَسطَةً فِی العِلمِ وَ الجِسمِ

خداوند او را بر شما بر گزیده و علم و [قدرت] جسم او را وسعت بخشیده است."

چنان که ملاحظه می شود، اشموئیل پیامبر دو خصلت "گسترش علمی و توانایی جسمی" را بر دو خصوصیت دیگر، یعنی قدرت مالی و افتخارات نژادی و نسبی، فضیلت و ترجیح می دهد و دارنده این دو خصلت را برای احراز مقام رهبری شایسته تر می داند، در این جا قدرت بدنی با صراحت به عنوان یک مزیت و فضیلت مطرح شده و در کنار علم و قدرت علمی قرار گرفته و با آن مقایسه شده است. هنگامی اهمیت این مقایسه روشن می شود که با اهمیت علم از دیدگاه اسلام آشنا شویم. در قرآن می خوانیم:

/ 0 نظر / 12 بازدید