پروژه

سازمان های حمایتی از کودکان

     درست به مانند نوشتن درمورد هیچ چیز و همه چیز است. وقتی تمام تصویر بر جای مانده از قهر فقر، سیاه باشد، کودک درمانده ازناچاری گسیختگی خانواده را نه به خستگی واژه بی سرپرستی امیدی هست و نه به خوشبینی آینده ای که پیش روست. مگر عاطفه ای از پستوی روزگار تیره این کودکان، سر از آستین مهربانی برآرد.
    
با این حال در اعتقاد بر این باور که یتیمان طبقات فقیر، علاوه بر تحمل رنج یتیمی، امکان استفاده بالقوه از ظرفیت های اجتماعی برای دستیابی به هرگونه پیشرفتی را ندارند، وجدان انسانیت، سر به راه عاطفه، زنجیر به هم پیوسته فقر، بی سرپرستی و بی خانمانی را به فریاد بلند همیاری از هم گسسته است. از این روست که همواره و در طول تاریخ، بی قراری دیگر اعضای جامعه، چشم انداز روشنی از تلاقی حس انسان دوستانه و عاطفه به تصویر کشیده است.
    
فارغ از این چشم اندازها، اگر اندیشه را از فراز آمار صعود و فرود تعداد و وضعیت کنونی کودکان و فرزندان بی سرپرست و نیازمند کشور، بالاتر برانیم و تجارب جهانی کسب شده از الگوهای سرپرستی و شیوه های حمایتی و رفاهی موفق در باب کودکان و فرزندان بی سرپرست و خانوارهای نیازمند را به قیاس بنشینیم، می توان گفت که سازمان ها، گروه ها و مؤ سسات حمایتی - رفاهی باید برنامه ها و سیاست های اجرایی خود را درخصوص گروه هدف موردنظر، معطوف به دو هدف پیشگیری و حمایتی کرده و فعالیت های خود را براساس این دو هدف سازمان دهند.
    
ازاین رو، حمایت از فرزندان بی سرپرست و بی خانمانی که در شبانه روزی ها و خانه فرزندان نگهداری می شوند و کمک به خانواده های نیازمندی که توانایی حمایتی و سرپرستی از فرزندان خود را ندارند، می تواند هدف های حمایتی و پیشگیری را متحقق کند.
     وقتی بی سرپرستی، گردن آویز کودکی است

     گاهی، لحظات دربسته به روی خود، صیقلی و سرد، سنگینی حجم از هم گسیختگی خانواده را چون آواری، گردن آویز واژه بی سرپرستی کودکان می کند.
    
تحقیقات جامعه شناسی نشان می دهد، ناسازگاری والدین خاصه وقتی منجر به جدایی و طلاق شود، آسیب پذیری فرزندان را افزایش می دهد. از دست دادن والدین یا یکی از آنها، خانواده را دچار نقص می کند و آنگاه که خانوادهِ گسسته تداوم زمانی پیدا کند تا ثیرات منفی بیشتری بر کودکان داشته، زمینه را برای بروز آسیب های اجتماعی مختلف مهیاتر می کند.
    
دکتر علیرضا محسنی تبریزی، جامعه شناس، کودکان بی سرپرست را کودکانی می نامد که به علل گوناگون از حمایت، مراقبت و نگهداری مؤ ثر توسط خانواده محروم بوده و امکان زندگی در محیط خانواده را ندارند. وی می گوید: کودک بی سرپرست، ممکن است یکی یا تمام افرادی را که حضور فیزیکی آنان در تامین نیازهای مادی و معنوی او تا ثیر دارند، از دست دهد، یا اینکه فوت یکی از والدین، توجه دیگران را کاهش داده یا به هیچ برساند. مرگ پدر، ازدواج مجدد مادر و عدم پذیرش ناپدری، مرگ مادر و حضور نامادری، در مشکلات ارتباطات عاطفی میان کودک و نامادری و نیز اعتیاد پدر و بی تفاوتی مادر و بستگان را می توان نمونه هایی از علل بی سرپرستی نامید.
    
دکتر محسنی تبریزی معتقد است: باتوجه به تجارب کسب شده در جوامع جهانی و با درنظر گرفتن نتایج به دست آمده از تجربه مراکز بهزیستی در داخل کشور درخصوص چگونگی نگهداری و تربیت کودکان بی سرپرست و فرزندانی که به دلایلی از داشتن خانواده سالم یا سرپرستی مؤ ثر محروم هستند و با شناخت، تجزیه و تحلیل روش ها و شیوه نگهداری و تربیتی قبلی این کودکان که در سال های گذشته از طریق ارگان ها و مؤ سسات مختلف اعمال می شد، توصیه می شود شیوه هایی برای سرپرستی و نگهداری این کودکان اتخاذ شود که هم به خلق و ایجاد محیطی مشابه محیط طبیعی خانواده منجر شود و هم با ایجاد ارتباط هرچه بیشتر کودکان با کانون خانواده از یک سو و اهمیت دادن به مسا له حضانت و سپردن تعداد بیشتری از کودکان به خانواده ها از سوی دیگر از تجمع آنان در شبانه روزی ها و پرورشگاه ها کاسته شود.
    
وی می افزاید: امروزه در بسیاری از جوامع برای خودکفا کردن و حمایت از خانواده های بی سرپرست، مجتمع های خدمات حمایتی ایجادشده است. درحقیقت ایجاد این مجتمع ها، خود نوعی پیشگیری از جریان ورود کودکان و فرزندان به پرورشگاه ها و شبانه روزی هاست. مجتمع خدمات رفاهی و حمایتی عمدتاً خدماتی نظیر حمایت از خانواده های بی سرپرست، ایجاد و اداره مهدکودک، حرفه آموزی به افراد خانواده های بی سرپرست، برنامه جوانان، خدمات تولیدی، اجتماعی، مددکاری و شبانه روزی برای نگهداری کودکان و فرزندان یتیم و بی خانمان انجام می دهند.
     حمایت از کودکان بی سرپرست

     براساس یافته ها، نخستین مؤ سسه حمایتی مخصوص کودکان بی سرپرست در سال 1740 میلادی در آمریکا ایجاد شد. این دارالایتام از نظر تاریخی، در اروپای صنعتی می تواند جزو نخستین مراکز حمایتی ایتام باشد. مؤ سسه فوق، نگهداری از کودکانی را برعهده داشت که اغلب به علل فوت، جدایی، فقر و خودداری از مسئولیت در پرورش و نگهداری از طرف والدین، بی سرپرست بودند.
    
تاریخ اجتماعی فرانسه نیز، دارای تجربیات غنی و آکادمیک درخصوص تامین اجتماعی کودکان بی سرپرست است. در ابتدا، در کشور فرانسه مراکز پرورشگاهی به وفور یافت می شد و کودکان بی سرپرست در زمرهِ افرادی بودند که در این گونه مراکز، نگهداری می شدند. کم کم شکل کمک های اجتماعی تغییر یافت و دولت ضمن نگهداری این کودکان به طور شبانه روزی، باتوجه به اصول کلی تامین اجتماعی، تمام تلاش خود را بر حفظ بافت خانواده و درنهایت پرورش ایتام در خانواده ها متمرکز کرد.
    
دکتر تبریزی، دربارهِ تاریخچه حمایت از کودکان بی سرپرست در ایران می گوید: در ایران، همواره موضوع حمایت از کودکان بی سرپرست دارای جایگاه ویژه ای بوده است. در زمان شاه طهماسب صفوی، پرورشگاهی برای سرپرستی ایتام در کاشان تا سیس شد. فکر ایجاد پرورشگاه، پس از دوران سلطنت صفویه، در زمان حکومت قاجاریه نیز مطرح بود. در ایران آن زمان، ما به نمونه هایی از پرورشگاه های خیریه کوچک و خصوصی برمی خوریم که برای افراد یتیم در شهرستان های قم، رشت، بابل، تهران و ده ها پرورشگاه کوچک دیگر با نظارت مردم خیر تشکیل شد. این پرورشگاه ها، خطرات وسیع پرورشگاه های بزرگ را نداشتند به خصوص که مشکلات اساسی پرورشگاه وقتی است که کودکان نوزاد از شیرخوارگی در این مراکز نگهداری شده و دور از نظام خانوادگی رشد می یابند. افراد نیکوکار نیز از طریق موقوفات، موجب سرعت بخشیدن در کارهای خیر می شدند و مراکزی را به منظور پرورشگاه وقف می کردند.
    
وی می افزاید: به طور کلی، فعالیت های شیرخوارگاه ها و پرورشگاه ها و مراکز مشابه وابسته به جمعیت هلال احمر و مؤ سسات خیریه غیردولتی، در سال های بعد از شهریور 1320 آغاز شد. در سال 1337، مراکز رفاه خانواده نیز جهت بازتوانی خانواده های نیازمند و بی سرپرست، فعالیت های مختلفی را شروع کرد. دولت پس از سال ها ارایهِ رفاه اجتماعی به نیازمندان، تصمیم گرفت تا به جای پراکندگی خدمات رفاهی به صورت های مختلف، کلیه آنها را در یک مجموعه، متمرکز کرده و برنامه های لازم را تدوین کند. ازاین رو در سال 1345 دولت، گروه برنامه ریزی تامین اجتماعی را ایجاد کرد و به این منظور در همان سال فصل جدیدی به نام فصل تامین و رفاه اجتماعی در قانون و برنامه چهارم توسعه کشور به تصویب رسید.
    
این جامعه شناس همچنین با اشاره به فعالیت های سازمان بهزیستی در سه شاخه امور توانبخشی، حمایتی و عمومی می گوید: سازمان بهزیستی برای حمایت از خانواده های بی سرپرست به ایجاد مجتمع های خدمات حمایتی اقدام کرده است که تحت نظر معاونت حمایتی سازمان فعالیت می کنند. این مجتمع ها چند خدمت رفاهی نظیر حمایت از خانواده های بی سرپرست، ایجاد و اداره مهدکودک، حرفه آموزی به افراد خانواده های بی سرپرست، تنظیم و اجرای برنامه برای جوانان، خدمات تولیدی، اجتماعی، مددکاری وایجاد و اداره شبانه روزی برای نگهداری کودکان بی سرپرست را انجام می دهد.
    
علاوه بر این، حمیدرضا الوند، معاون دفتر امور شبه خانواده سازمان بهزیستی کشور سیاست اصلی این سازمان درخصوص کودکان بی سرپرست را سپردن آنها به خانواده ها یا بستگان و حمایت آنها از این طریق می داند.
    
وی می گوید: روش هایی چون فرزندخواندگی و استفاده از افراد و خانواده های داوطلب و واجد شرایطی که برای پذیرش و نگهداری یک یا حداکثر دو نفر از فرزندان بی سرپرست تحت پوشش سازمان بهزیستی اعلام آمادگی می کنند، در اولویت اول قرار دارد. فرزندان تحت سرپرستی آنان به مراتب، آینده و آتیه بهتری در قیاس با فرزندان شبانه روزی ها یا خانه فرزندان خواهند داشت.
    
معاون دفتر امور شبه خانواده سازمان بهزیستی کشور با اشاره به ضرورت ایجاد دفتر امور شبه خانواده در سازمان بهزیستی می گوید: دفتر امور شبه خانواده سازمان بهزیستی از سال 1377 فعالیت اصلی خود را آغاز کرد. اهمیت مسا له کودکان بی سرپرست و جایگاه ویژه این کودکان در جامعه، ضرورت وجود تشکیلاتی مستقل برای برنامه ریزی، سیاستگذاری و ساماندهی وضعیت کودکان بی سرپرست را آشکار می کرد. از این رو دفتر امور شبه خانواده سیاست عمده خود را در قالب دو برنامه مراقبت از کودکان بی سرپرست در خانه و دیگری برنامه مراقبت در خانواده پایه ریزی کرد.
    
وی می افزاید: برنامه مراقبت از کودکان بی سرپرست در خانواده جزو اصلی ترین برنامه های دفتر امور شبه خانواده سازمان بهزیستی است. درخصوص کودکان بی سرپرست، سپردن آنان به خانواده ها و بستگان و حمایت از آنها از این طریق قابل توصیه است. با وجود این درمورد کودکان فاقد خانواده، سرپرست، فامیل و خویشاوند و خانواده های داوطلب لازم است باایجاد شبانه روزی ها در شکل شیرخوارگاه، شبانه روزی مجتمع خدمات حمایتی، شبانه روزی مستقل و شبه خانواده به نگهداری، حمایت، تربیت و رسیدگی به وضعیت این کودکان، پرداخته شود. البته این به عنوان آخرین راه حل درنظر است و در قالب برنامه مراقبت در خانه نام دارد، ضمن آنکه منظور از خانه همان خانه های کودکان و نوجوانان با محیطی نسبتاً خانوادگی و روابطی صمیمانه و عاطفی است.
    
الوند، برنامه مراقبت از کودکان بی سرپرست در خانه را در دو دسته مراکز حمایتی دولتی و غیردولتی یا هیا ت امنایی تقسیم می کند و می گوید: در کشور ما حدود 148 مرکز حمایتی دولتی و 226 مرکز حمایتی غیردولتی یا هیا ت امنایی وجود دارد. در مراکز حمایتی دولتی 3 هزار کودک نگهداری می شوند و تحت انواع برنامه های تعلیم و تربیت قرار می گیرند. در مراکز غیردولتی نیز تعداد 4 هزار کودک بی سرپرست نگهداری می شوند. یعنی حدود 58 درصد از کودکان بی سرپرست در خانه ها و مراکز غیردولتی یا هیا ت امنایی و 42 درصد در مراکز دولتی استقرار دارند.
    
وی با اشاره به سیاست های اتخاذ شده در برنامه های سوم و چهارم توسعه مبنی بر توسعه فعالیت های بخش غیردولتی و جلب مشارکت های آنان می گوید: توسعه فعالیت های بخش غیردولتی، هزینه های بخش دولتی و حجم اجرا در بدنه سیستم های دولت را کاهش می دهد ولی موضوع مهم تر انجام برنامه ریزی دقیق و به کارگیری سیستمی نظام مند برای نظارت و ارزشیابی فعالیت های بخش غیردولتی است چرا که در غیر این صورت، دولت را با مخاطرات زیادی مواجه می کند.
     نیازهای کودکانه

     براساس برآورد سازمان بهزیستی کشور، مجموع هزینه های نگهداری هر یک از کودکان بی سرپرست شامل هزینه های غذا، مسکن، بهداشت، درمان، پوشاک و هزینه های خدماتی برای هر کودک شبانه روزی که در پرورشگاه های بزرگ نگهداری می شوند تا سن 7 سالگی برابر 150 هزار تومان در ماه تعیین شده است. این میزان برای کودکانی که در اشکال خانواده های 8 تا 10 نفره یا واحدهای کوچکتر زندگی می کنند و همچنین برای کودکان یا جوانانی که در مقاطع ابتدایی، راهنمایی، دبیرستان و دانشگاه تحصیل می کنند، متفاوت است.
    
الوند، معاون دفتر امورشبه خانواده سازمان بهزیستی کشور با اشاره به جمعیت 14 هزار نفر کودک بی سرپرست تحت پوشش برنامه مراقبت در خانه و خانواده سازمان بهزیستی کشور به تفکیک 7 هزار نفری درهر دو برنامه، می گوید: از طریق بخش دولتی مبلغ 35 هزار تومان به صورت ماهیانه بابت یارانه به بخش غیردولتی یا هیا ت امنایی به ازای هر کودک بی سرپرست داده می شود و بقیه هزینه ها از طریق مشارکت های مردمی تامین می شود.
    
با این حال، دکتر محسنی تبریزی، جامعه شناس می گوید: کودکان بی سرپرست اغلب فاقد دفترچه بیمه خدمات درمانی یا تامین اجتماعی هستند و هزینه های بهداشتی - درمانی آنان از طریق سازمان ها و مؤ سسات حمایت کننده به طور موردی تامین و پرداخت می شود. آنچه در این زمینه بیش از هر چیز محسوس است فقدان یک نظام پوشش بیمه درمانی منظم و هماهنگ برای فرزندان بی سرپرست است.
     در این شرایط، اگرچه نمی توان درمورد وضعیت و تعداد کودکان بی سرپرست در کشور همه چیز نوشت یا هیچ چیز ننوشت، ولی باز هم نمی توان لیوان را تا حد سیراب شدن پر کرد یا به خالی بودن فضای داخلی آن بسنده کرد. باتوجه به گستردگی دامنه فعالیت و پوشش حمایتی سازمان تامین اجتماعی در کشور، تعمیم خدمات بیمه درمانی به کودکان بی سرپرست و قراردادن آنان تحت پوشش بیمه های درمانی امری ضروری به نظر می رسد. بدیهی است با توجه به آمارهایی که در باب جمعیت کودکان بی سرپرست تحت سرپرستی و حمایت سازمان ها و مؤ سسات دولتی و غیردولتی از نردبان های مستقیم بالا می روند، می توان تمهیداتی در این زمینه به عمل آورد و ضوابطی وضع کرد.


JavaScript Codes


Javascripts