پروژه

حضرت محمد(ص)

محمد

 

ابوالقاسم محمد بن عبدالله بن عبدالمطلب بن هاشم (۵۷۰-۶۳۲) بنیانگذار و پیامبر دین اسلام و در نظر مسلمانان، آخرین و بزرگترین پیامبر در سلسله پیامبران خدا می‌باشد. مسلمانان محمد را تحویل دهنده کتاب آسمانی قرآن و بازگرداننده آیین اصلی و تحریف نشده یکتاپرستی (یا همان دین آدم، ابراهیم، موسی، نوح، عیسی و سایر پیامبران پذیرفته شده در اسلام) میدانند.[۱][۲][۳] او همچنین به عنوان یک سیاستمدار، بازرگان، فیلسوف، خطیب، قانون‌گذار، اصلاح‌طلب، فرمانده جنگی، و برای مسلمانان و پیروان برخی مذاهب دیگر مأمور تعلیم فرامین الهی محسوب می‌شود. [۴] به‌عقیده مسلمانان و به تصریح قرآن، محمد قبل از دریافت وحی یا بعثت همچون پدرانش به دین حنیف که آنرا آیین ابراهیم و برمبنای یکتاپرستی میدانند، بوده‌است.[۵]

محمد در سال ۵۲ قبل از هجرت در مکه در عربستان به دنیا آمد. او هنگام طفولیت یتیم شد و تحت سرپرستی عمویش به سن رشد رسید. در دوران جوانی به شغل بازرگانی مشغول بود، و نخستین بار در سن ۲۵ سالگی ازدواج کرد. ناخشنود از روش زندگی مردم مکه، محمد هر از گاهی مدتی را در یک غار در یکی از کوه‌های اطراف آن دیار به تعمق، اندیشه و عبادت سپری می‌کرد. بر اساس اعتقاد مسلمانان، محمد در همین مکان و در سن ۴۰ سالگی از طرف خداوند به پیامبری برگزیده شد و شروع به دریافت وحی یا آیات الهی نمود. پس از سه سال، تبلیغ مخفیانه آیین جدید، او به صورت علنی و عمومی به تبلیغ دعوت خود مبنی بر اینکه «خداوند (الله) یکتاست» و اینکه اسلام، تسلیم کامل به الله، تنها راه (دین)[۶] قابل قبول نزد خداوند است، پرداخت. او همچنین خود را همچون دیگر پیامبران کیش یکتاپرستی، فرستاده خدا معرفی نمود.[۷][۸][۳]

در ابتدا، تعداد اندکی از او پیروی نمودند که با مخالفت برخی قبیله‌های مکه روبرو گشتند. با محمد و پیروانش در مکه با خشونت رفتار می‌شد و او جهت رهایی از آزار و اذیت او و پیروانش به شهر یثرب (که بعدها مدینه‌النبی نامیده شد) در سالی که نخستین سال هجری شمسی و قمری محسوب می‌شود، مهاجرت کرد. در مدینه محمد موفق شد که قبایل در حال جنگ را متحد کرده، و پس از هشت سال جنگ با مکه، به همراه پیروانش که تا آن زمان ده هزار نفر شده بودند مکه را فتح کند. ده سال پس از هجرت و چند ماه پس از بازگشت به مدینه از حج وداعش با پیروان، محمد به بستر بیماری افتاد و درگذشت در حالیکه هنگام مرگ او اکثر شبه‌جزیره عربستان به اسلام گرویده بودند.[۹] آیات یا نشانه‌های خداوند که محمد آنها را به صورت وحی دریافت و تا هنگام مرگش اعلام نمود، قرآن را تشکیل داده و توسط مسلمانان به عنوان «کلام خدا» گرامی داشته می‌شود. بجز قرآن، زندگی محمد (سیره) و روایات از او (سنت) نیز برای مسلمانان از اهمیت خاصی برخوردار است. آنان از محمد و دیگر پیامبران اسلام به احترام یاد کرده و همواره با شنیدن یا ادای نام محمد، بر او درود میفرستند.[۱۰]

در قرون ۱۸ و ۱۹ میلادی تنی چند از اندیشمندان و خاورشناسان غربی به بیان پاره ای نظرات انتقادی از پیامبر اسلام پرداخته اند که عموما در تشکیک حقیقت اعتقاد مسلمانان به او و قرآن به عنوان معجزه رسالتش بوده است. بایسته است ضمن بررسی شواهد تاریخی و باور و درک مسلمانان از محمد بعنوان آخرین پیامبر خدا، مطالعه عمیقی از قرآن به عنوان ادعای پیامبری او داشت و پاسخی در خور به این گونه شبهات مطرح شده توسط مسیحیان و مخالفان این دین یافت. در واقع تاریخ نوشته‌هایی که در آن مسیحیان محمد را بعنوان ضد مسیح[۱۱] توصیف می‌کنند، به اوایل قرون وسطی باز می‌گردد به زمانی که خصومت شدیدی مابین مسلمانان و مسیحیان بر سر مالکیت بیت المقدس با عنوان جنگ های صلیبی درگرفته بود.این نوشته ها هنوز هم تا حدودی تصور عمومی غرب را از پیامبر مسلمانان تشکیل می‌دهد،[۱۲] با این‌حال چنین برداشتی در دوران مدرن افت کرده‌است.[۸][۱۳] .[۸][۱۱] راجع به زندگانی محمد به عنوان بنیانگذار یک دین جهانی، گزارش‌های فراوان و روشنی در متون تاریخ آمده‌است، با این وجود مانند هر شخصیت تاریخی پیش از دنیای مدرن تمام جزییات زندگی او مشخص نیست. از این‌روی که محمد یکی از تاثیرگذارترین شخصیتهای تاریخ است، زندگانی، اعمال و افکار او طی قرنها، بین موافقان و مخالفانش، محل اختلاف و منازعه بوده‌است و این مسئله سبب گشته تا نگاشتن زندگینامه مشخصی از او دشوار باشد.[۱۲]

 

نام‌ها و عناوین محمد

نام عربی «محمد» به معنای «قابل ستایش» یا «ستوده»، که چهار بار در قرآن تکرار شده‌است، [۲۵] و رایج‌ترین نام پیامبر اسلام و بخشی از فراخوان روزانه مسلمانان برای عبادت (اذان) و همینطور نمازهای پنجگانه روزانه‌است. شخص ایماندار پس از گواهی دادن بر یگانگی خدا، با به‌زبان آوردن «أشهَدُ أنَ محمداً رسول‌الله»، گواهی یا شهادت به برگزیده‌شدن محمد به عنوان پیامبر خدا، می‌دهد. بدینگونه، بر زبان آوردن تنها این دو گواهی که به «شهادتین» مشهور است، به منزله گرویدن یا وارد شدن در جرگه اسلام است، هرچند در قرآن به تفاوتهایی بین اسلام و ایمان از نوع گواهی زبانی و باور قلبی اشاراتی شده‌است.

مسلمانان همواره نام محمد را با احترام مخصوص یاد می‌کنند و با بردن نامش، عبارت «صلی‌الله علیه و سلّم» بمعنی «درود و سلام خدا بر او باد» را پس از آن ادا می‌کنند و بدین‌سان بر او صلوات می‌فرستند و در نوشتجات نامش را بصورت مختصر «محمد (ص)» می‌نویسند.[۲۶]

محمد اسامی بسیار دیگری دارد، از جمله «اسامی مقدس» که به باور مسلمانان توسط خداوند به او بخشیده شده و در موقعیتهای متفاوت به آن نامها خوانده شده‌است. طبق سنت رایج، در نمازها و مناجاتها، ۹۹ نام متفاوت برای خواندن او به‌کار می‌رود که از بین آنها نام «احمد» (مورد ستایش‌ترین) به عنوان نام آسمانی و باطنی محمد، بیشتر مورد توجه بوده و استفاده شده‌است. دانشمندان اسلامی طی قرن‌های متمادی بر این باور بوده‌اند که وقتی عیسی از فرمانروایی فارقلیط (پاراکلتوس) در آینده سخن میراند، به احمد اشاره دارد.[۱۲] تنها نمونه کاربرد«احمد» در قرآن، آنجاست که از زبان عشیسی بشارتی درباره آمدن پیامبر اسلام یا این مضمون طرح می‌شود که «من رسول خدا به سوی شمایم، تورات را که پیش از من آمده‌است، تصدیق می‌کنم و به رسولی بشارت می‌دهم که پس از من می‌آید و نام او احمد است.» [۲۷][۲۸] همچنین قران برای خطاب قرار دادن پیامبر، از برخی دیگر از اسامی چون: نبی (پیامبر)، رسول (فرستاده)، طاها (تطهیرکننده پاک و راهنما)، یاسین (مرد کمال)، مصطفی (برگزیده)، عبدالله (بنده عالی خدا)، حبیب‌الله (محبوب خدا)، ذکرالله (یادآور خدا)، امین (مورد اعتماد)، سراج (روشنگر راه راست)، منیر (روشنگر جهان)، هدی (رهنمای حقیقت)، غیاث (یاری کننده)، بشیر (هشدار دهنده)، نذیر (یادآور)، مذکّر (تذکردهنده)، شهید (گواه) و مبشر (حامل خبر خوش)، بهره می‌جوید. گاهی محمد، با توجه به موقعیت او در هنگام وحی، با نامهایی مورد خطاب قرار گرفته‌است: به‌طور مثال او در قرآن در آیات ۷۳:۱ و ۷۴:۱، مزمل و مدثر خوانده شده که به معنی «جامه به‌خود پیچیده» می‌باشد.[۱۲][۲۹] گر چه قرآن در برخی جاها تفاوت قائل شدن بین پیامبران را منع می‌کند، ولی در آیه ۴۰ سوره ۳۳، محمد را با عنوان خاتم النبیین فرا می‌خواند.[۳۰]

محمد در اروپا، به طور گسترده‌ای با قالبهای گوناگونی از این نام، شناخته شده‌است. مانند Mahumet، Mahon، Mahomés، Mahun، Mahum (همگی در فرانسه)، Machmet (آلمانی) ، Maúmet (ایسلندی قدیم) و Μουάμεδ/Mouámed ، Μωάμετ/Mōámet (همگی در یونانی).[۸] [۳۱]

زندگی

خاستگاه (عربستان پیش از اسلام)

شبه‌جزیره عربستان عموماً بایر و آتش فشانی بوده و این امر زراعت و کشاورزی را جز در جوار واحه‌ها و چشمه‌سارها، دشوار می‌نمود. بنابراین شهرها و دیارها در عربستان موقعیتی پراکنده و دور از هم داشتند و در بین آنها دو شهر مکه و مدینه جزو شهرهای مهم عربستان محسوب می‌شدند.[۳۲] اجتماعی زندگی کردن برای زنده ماندن در شرایط صحرایی لازم بوده؛ بدون یاری یکدیگر و تشکیل قبیله، محیط ناملایم و شرایط سخت زندگی در صحرا حیات انسانی را غیر ممکن می‌ساخت. نیاز به همبستگی و اتحاد افراد به عنوان یک گروه، موجبات تشکیل قبیله را فراهم می‌ساخت و این گروه‌های قبیله‌ای بر اساس وابستگی‌های خونی و قوم و خویشی تشکیل می‌شد.[۳۳] مردم عربستان یا کوچ نشین و یا ساکن یک ناحیه بودند. گروه اول به صورت مداوم در تلاش برای یافتن آب و چراگاه برای حیواناتشان بوده، در حالی که گروه دوم با تکیه بر تجارت و یا کشاورزی امرار معاش و گذران زندگی می‌نمودند. به‌دلیل شرایط سخت زندگی، کوچ نشینان برای ادامه زندگی تا حدی مجبور به یورش به کاروان‌ها و واحه‌های اطراف بوده و بنابراین از منظر آنان این‌گونه غارتها و چپاول‌گری‌ها، تبه‌کاری به‌حساب نمی‌آمد.[۳۴][۳۵] مدینه به صورت عمده یک مرکز کشاورزی بود، در حالی که مکه یک مرکز مهم تجاری برای بسیاری از قبایل اطراف محسوب می‌گشت.[۳۲]

در عربستان پیش از اسلام خدایان (مذکر یا مؤنث) به عنوان محافظین قبایل مختلف در نظر گرفته می‌شدند. اعتقاد بر این بود که روح این خدایان ارتباطی با درختان، سنگ‌ها، چشمه‌ها و چاه‌های مقدس دارد. آنچه امروزه کعبه خوانده می‌شود پیش از اسلام یک صحن مهم در عربستان در شهر مکه بود که شامل بت‌های مربوط به ۳۶۰ خدای محافظ قبایل مختلف می‌شد و هر سال اعراب برای به‌جا آوردن حج به مکه می‌آمدند. به غیر از خدایان قبیله‌ای، همه اعراب اعتقاد به یک خدای مشترک برتر به نام «الله» داشتند. بر اساس اعتقاد آنها، «الله» توجهی به زندگی روزمره آنها نداشت و در نتیجه خدای یک گروه خاص نبوده و هم چنین تشریفات مذهبی برای آن انجام نمی‌شد. اعراب اعتقاد داشتند که الله سه دختر دارد که آنها نیز به نوبه خود خدا هستند. نام این سه لات، منات و عُزّی بود. برخی از قوم‌های یکتاپرست چون مسیحیان و یهودیان و همچنین پیروان آیین حنیف (حنفا) نیز در عربستان وجود داشتند، لیکن در صحت تاریخی مورد آخر بین محققان اختلاف نظر وجود دارد در نخستین زندگینامه نگاشته شده به قلم ابن اسحاق از چهار جوان قریش به نامهای ورقة بن نوفل (پسرعموی خدیجه)، عبیدالله بن جحش (پسر عمه محمد)، عثمان بن الحویرث و زید بن عمرو بن نفیل، نام برده شده و نقل شده‌است که قبل از رسالت محمد به آیین حنیف، یا دین ابراهیم بوده‌اند.

قبیله قریش، قبیله بسیار مهم و حاکم در مکه بود که پرده‌داری و کلیدداری کعبه را به‌عهده داشت. مکه و کعبه در آن زمان نیز مکانی مقدس در نزد اعراب بود. اگرچه جایگاه بت‌ها و بت پرستانی بود که مسلمانان معتقدند یکتاپرستی و آیین حنیف ابراهیم را نادیده گرفته بودند، اما همه ساله یکتاپرستان (حنفا) و بت پرستان برای مراسم حج یا تقدیم قربانی، از دور و نزدیک به زیارت کعبه می‌آمدند.

محمد در مکه

محمد در مکه به دنیا آمد و پنجاه و دو سال اول زندگی اش را در آنجا گذراند. این مدت به دو دوره تقسیم می‌شود: قبل و بعد از اعلام پیامبری.

شجره‌نامه و آغاز زندگی

شجره‌نامه

هم پیش از پیدایش اسلام و هم پس از آن، شجره‌نامه‌ها برای اعراب از اهمیت بسیاری برخوردار بوده، بطوریکه افراد یا قبایل، اطلاعات مربوط به پدران و اجداد خود را بسیار بادقت حفظ و نگهداری می‌کردند و در طی دوره تمدن اسلامی دانش بخصوصی بنام علم‌الانساب (نسب شناسی) گسترش یافت که اهمیت فراوان تاریخی نیز دارد. شجره‌نامه‌ها در دوران پیش از اسلام نوشته نمی‌شده‌است و مورخان و خاورشناسان غربی آنها را بدلیل مکتوب نبودن جدی نمی‌گیرند. با اینحال شجره‌نامه محمد، نزد مسلمانان همواره از اهمیت زیادی برخوردار بوده‌است، چنانکه ابن اسحاق، نویسنده اولین زندگینامه از محمد، اجداد محمد را به صورت زیر بیان می‌کند(بازسازی از طریق ابن هشام):

هم مسلمانان و هم یهودیان اسماعیل را پدر تمامی اعراب میدانند.[۳۸][۳۹]

عام الفیل یا سال فیل

طبق روایات سنت اسلامی محمد در مکه و در سالی معروف به عام الفیل یا سال فیل که برابر با سال ۵۷۰ میلادی است به دنیا آمد. مورخین این تاریخ را حداقل تاریخ تقریبی تولد او به‌شمار می‌آورند و برخی سال ۵۶۸ و یا ۵۶۹ را سالی میدانند که محمد به دنیا آمده‌است.[۴۰] مسلمانان معتقدند که در آن سال ابرهه پادشاه حبشه، که بنای کعبه را رقیبی برای بنای تازه‌ساخت خود در صنعا می‌دانست، نیروی فراوانی را برای نابودی آن فرستاد. اما خداوند بنای مکه را توسط یک معجزه حفظ کرد.[۴۰] تلاش‌های مورخین غربی در جهت بررسی صحت تاریخی این روایت اسلامی به نتیجه‌ای مشخص نرسیده‌است ؛ پذیرش یا رد صحت تاریخی این واقعه به یک میزان سخت می‌باشد. [۴۱]

سالهای اول زندگی

محمد در مکه از مادری بنام آمنه به دنیا آمد.در تاریخ دقیق تولد محمد در آن سال بین سنیان و شیعیان اختلاف نظر وجود دارد، چنانکه اهل تسنن تولد او را ۱۲ ربیع‌الاول و شیعیان تولد وی را ۱۷ ربیع‌الاول می‌دانند.  پدر او «عبدالله» و همچنین مادرش از خاندان بنی‌هاشم از قبیله قریش بودند. بنی هاشم یکی از خاندان‌های برجسته مکه بشمار می‌آمد، هر چند به نظر می‌آید که در دوران کودکی محمد، اعضای این قبیله از نظر اقتصادی شکوفا نبودند شش ماه پیش از تولد محمد، عبدالله پدرش درگذشت اینطور نقل شده‌است که عبدالله در بازگشت از شام در یثرب ازدنیا رفت.[نیازمند منبع] پس از تولد، سرپرستی کودک را پدربزرگش عبدالمطلب، که بزرگ خاندان قریش بود، به عهده گرفت و عبدالمطلب او را طبق عادت مرسوم، به دایه‌ای به نام حلیمه بنی سعد سپرد زیرا محیط صحرا برای رشد نوزادها مفیدتر در نظر گرفته می‌شد. برخی از محققین غربی صحت تاریخی این روایت را رد کرده‌اند. او دو سال در قبیله سعدابن بکر، شاخه‌ای از قبیله هوازن، نزد حلیمه بود. هر چند محمد تحت سرپرستی عبدالمطلب، که شخصی بانفوذ و عهده‌دار رهبری جامعه مکه بود، قرار داشت اما دوران یتیمی و بدون پدر را با سختی‌های فراوان سپری نمود. قرآن این نکته را با تاکید و وضوح بیان می‌کند که «ما تو را یتیم نیافتیم؟ پس آنگاه پناهت دادیم... بنابراین، یتیم را ترک نکن.» آمنه برای زیارت قبر شوهر و دیدار از خویشاوندانش راهی یثرب شد و محمد شش ساله را نیز همراه برد اما هنگام بازگشت در محلی به نام «ابواء» از دنیا رفت دو سال پس از آن عبدالمطلب پدربزرگش نیز درگذشت و او از آن پس در خانه عمویش ابوطالب سُکنی گزید. خاورشناسی با نام ویلیام مونتگومری وات معتقد است که به‌خاطر کم توجهی قیم‌ها در مراقبت از اعضای ضعیف طوایف که در قرن ششم میلادی در عربستان معمول بود، قیم‌های محمد بیشتر مراقب آن بودند تا او از گرسنگی نمیرد و انجام کاری فرای آن برای آنها مشکل بود، خصوصاً به دلیل اینکه بخت در آن هنگام با قبیله بنی هاشم یاری نکرده و اوضاع اقتصادی آنها رو به نزول بود

 

پیش از پیامبری

آنچه از نوجوانی محمد در دست است، یکی اینست که او همراه عموهای خود در چهارمین جنگ از جنگ‌های فجار شرکت کرد.  دیگر آنکه، محمد بیست ساله بوده که در خانه عبدالله بن جدعان در پیمان حلف الفضول شرکت جسته‌است. این پیمان بین طایفه‌هایی از قریش بسته شد که بر اساس آن می‌بایست برای یاری هر مظلومی در مکه و باز گرفتن حق او از ستمکار، متحد شوند و اجازه ندهند در مکه بر کسی ستم رود. سال‌ها پس از هجرت در زمان بسط اسلام درباره آن گفت: «در سرای عبدالله بن جدعان در پیمانی شرکت کردم که اگر در اسلام هم به مانند آن دعوت می‌شدم اجابت می‌کردم و اسلام جز استحکام، چیزی بر آن نیفزوده‌است.»

وقتی محمد هنوز در دوران نوجوانی اش بود، جهت کسب تجربه، محمد شروع به همراهی عمویش در مسافرت‌های به شام کرد؛ تجارت تنها شغلی بود که به روی محمد که یک یتیم بود باز بود بر اساس روایت اسلامی، وقتی محمد نه یا دوازده سالش بود در یکی از سفرهای تجاری به شام، یک راهب یا زاهد مسیحی به نام بحیرا را دید که گفته شده نشانه‌های پیامبری را در محمد دیده‌است

 

مینیاتوری از کتاب جامع‌التواریخ نوشته رشیدالدین فضل‌الله بر روی کاغذ پوستی و متعلق به سده چهاردهم میلادی که محمد را در حال نصب حجرالاسود نشان می‌دهد. واقع در کتابخانه دانشگاه ادینبورگ.[۵۱]

بدلیل شهرت محمد به درستکاری، به او لقب الامین داده شده بود و به دنبال او به عنوان یک داور بیطرف می‌فرستادند شهرت او باعث شد که در ۲۵ سالگی پیشنهاد ازدوجی از «خدیجه بنت خویلد بن اسد بن عبدالعزی»، یک بیوه پنجاه ساله، دریافت کند. محمد با ازدواج موافقت کرد که بر اساس تمامی گزارش‌ها ازدواج موفقی بود.[۵۲][۵۴] بر اساس روایت اسلامی محمد در سن ۳۵ سالگی در ماجرای تجدید بنای کعبه، که بر اثر سیل تخریب شده بود، با تدبیری در نصب حجرالاسود مانع جنگ و نزاع بین طوایف قریش و دیگر قبایل مکه می‌گردد. قبایل به حکم او رضایت میدهند، که بنظر مسلمانان نشان از مقبولیت او دارد، محمد سنگ سیاه کعبه را در میان ردای خود می‌نهد و نمایندگانی از هر قبیله، گوشه‌ای از ردا را گرفته و به محل نصب آن می‌آورند و سپس محمد سنگ را برداشته در جای خود نصب می‌نماید. بدین ترتیب همه در افتخار نصب حجرالاسود سهیم میشوند. حجرالاسود، از نظر اعراب، مقدس و اولین سنگ بنای کعبه و موهبتی از بهشت خداوند بوده‌است که امروزه نیز یکی ارکان حج مسلمانان است.

اعلام پیامبری

غار حرا در کوه نور، جایی که مسلمانان باور دارند که محمد اولین وحی را دریافت کرده‌است.

آنچنانکه از منابع اسلامی بدست می‌آید، محمد پیش از بعثت معمولا شهر را ترک نموده، برای عبادت و تفکر به صحرا یا کوه پناه می‌برده‌است. گاهی اوقات از صبحگاهان تا شامگاهان و بعضی اوقات نیز تا ذخیره غذایی‌اش تمام نمی‌شده، باز نمی‌گشته‌است. عایشه یکی از زنان او نقل می‌کند که پیش از پیامبری،الهاماتی به محمد می‌شده‌است که آنها را با «تجلی نور طلوع بامدادی» توصیف نموده‌است. بهرحال او در یکی از همین دوره‌های عزلت و در سن چهل سالگی، هنگامی که در غار حراء در جبل‌النور نزدیک مکه، مشغول تفکر و عبادت بوده‌است، مردی بر او ظاهر می‌شود که بعد متوجه می‌شود، او جبرئیل، فرشته مقرب خداوند بوده‌است. بسیاری از شیعیان، بعثت ( آغاز پیامبری) را در شب بیست و هفتم ماه رجب میدانند اگرچه بسیاری دیگر نیز، آغاز وحی و نزول قرآن را در ماه رمضان میدانند. بدین ترتیب فرآیند وحی که قرآن به آن نزول می‌گوید، با چند آیه اول سوره علق بر محمد آغاز می‌گردد.

   

بخوان به نام پروردگارت که آفرید. او که انسان را از خون بسته(علق) آفرید. بخوان که پروردگار بسیار کریم است، آنکه تعلیم داد نوشتن با قلم را. به انسان آموخت آنچه را که نمی‌دانست.

   

 

بر اساس بعضی روایات اسلامی مورد قبول برای اهل تسنن، محمد پس از دریافت اولین وحی دچار پریشانی خاطر گشته و در فکر این بود که خودش را از بالای کوه به پایین پرت کند ولی روح به او نزدیکتر شده و به او گفت که او به عنوان رسول خدا انتخاب شده‌است. محمد به خانه برگشته و زنش خدیجه و ورقة بن نوفل (پسرعموی خدیجه)، به او دلداری و قوت قلب دادند. بر اساس روایت شیعه از سوی دیگر، او نه ترسیده بود و نه غافل گیر شده بود بلکه آنچنان به جبرئیل خوشامد گفت گویی که انتظارش را می‌کشید.

داستان مشهوری درباره اولین تجربه دریافت وحی

داستان مشهوری از قول محمد نقل می‌شود که جبرئیل بصورت مردی بر او ظاهر شده و از او خواسته تا بخواند. ابن اسحاق نقل می‌کند که جبرییل درحالی که کتابی پیچیده در دیباج در دست داشته به محمد نزدیک شده و به او گفته «بخوان». محمد برای خدیجه بازگو می‌کند که:

   

غریبه گفت: «اقراء»، (بخوان). گفتم: چه چیز را بخوانم؟ پس مرا بسختی در آغوش گرفت، چنان که از حال رفتم و گمان کردم که مرگ است. چون بخود آمدم دوباره گفت: اقراء! (بخوان)

   


فرشته سه بار خواسته خود را به همان طریق تکرار می‌کند و سپس آیات اولیه قرآن را برای او می‌خواند و سپس محمد نیز آنها را می‌خواند بر اساس منابع سنتی در اسلام، اُمّی بودن پیامبر که در قرآن به آن اشاره شده‌است بمعنای درس‌نخوانده و بی‌سواد است . بنابراین اگرچه دستور «اقراء»، گاهی به «بخوان» ترجمه شده‌است اما واژه «از بر خواندن» ترجمه مناسبتری به نظر می‌رسد. اما بسیاری از دانشمندان غربی و برخی از مفسران و نواندیشان اسلامی، کلمه «امی» را به عنوان درس‌نخوانده یا بی‌سواد نپذیرفته و معناهای دیگری را برای آن درنظرگرفته‌اند چنانکه برخی معتقدند منظور از این کلمه انست که محمد تا قبل از بعثت کتابهای آسمانی و داستانهای عهد عتیق را نخوانده و آموزش ندیده بوده‌است برخی نیز معتقدند که منظور قرآن از امی اینست که محمد پیامبری است که از میان مردم عادی برخاسته‌است. با اینحال از دیدگاه سنتی، «درس‌نخوانده» پذیرفته شده‌است.

دعوت علنی و مخالفت‌های قریش

بر اساس روایت اسلامی، خدیجه زن محمد اولین کسی بود که به پیامبری او ایمان آورد. بزودی علی ابن ابیطالب پسرعموی ده ساله محمد، ابوبکر دوست نزدیک او و پسرخوانده‌اش زید بن حارث نیز به خدیجه پیوستند و اولین کسانی بودند که به محمد ایمان آوردند. محمد تا سه سال دین جدید خود را به صورت مخفیانه تبلیغ می‌کرد. پس از آن، قرآن به او فرمان می‌دهد تا دعوت و رسالت خود را آشکار نماید: «پس آنچه را بدان مأموری، آشکار کن و از مشرکان دوری جوی که ما شر مسخره کنندگان را از تو برطرف خواهیم کرد در ابتدا اکثر اهل مکه محمد را نادیده گرفتند، تعداد اندکی او را مسخره کرده و بعضی هم پیرو او شدند. کسانی که به محمد ایمان آوردند را می‌توان به سه گروه اصلی تقسیم کرد: برادران جوان و فرزندان بازرگانان بزرگ مکه، افرادی که موقعیت اجتماعی دست اولشان را در قبیله شان از دست داده بودند و نتوانسته بودند آن را مجدد به دست آورند، و نهایتاً افراد ضعیف در مکه خصوصاً خارجی‌ها

تصویر کعبه (سال ۱۲۷۷ هجری شمسی). هر سال از سرتاسر عربستان، اعراب جهت به جای آوردن حج به کعبه می‌آمدند؛ کعبه و ساختار مذهبی موجود از نظر اقتصادی نیز برای قبیله قریش (که محافظین کعبه بودند) بسیار مهم بود.

به گفته ابن سعد، مخالفتها با محمد زمانی شروع شد که او آیاتی را بیان کرد که در آن اجداد بت پرست اهل مکه و پرستش بت‌ها محکوم شده بودند به گفته دیگران مخالفت‌ها با محمد از همان اولی که او شروع به تبلیغ در بین عموم کرد شروع شد بالا رفتن تعداد پیروان محمد باعث شد که او خطری برای قبایل منطقه و حاکمان شهر بشود زیرا آنها ثروتشان به کعبه، کانون زندگی مذهبی مکه وابسته بود و محمد می‌خواست آن را بر هم بزند. رد کردن مذهب سنتی مکه مخصوصاً برای قبیله خودش توهین آمیز بود زیر آنها خود محافظین کعبه بودند تجار قدرتمند مکه خواستند که با محمد کنار آمده و به او پیشنهاد دادند که اگر دست از تبلیغ بردارد به او اجازه ورود به حلقه درونی تجار را داده، و موقعیتش را توسط یک ازدواج پرسود تثبیت کنند. محمد این پیشنهادها را نپذیرفت

منابع تاریخی اسلامی مفصلاً آزار و اذیت محمد و یارانش را به ثبت رسانده میرساند سمیه بنت خبّاب که بعنوان اولین زن شهید اسلام شهرت دارد، برده ابوجهل یکی از بزرگان برجسته مکه بود. او با نیزه اربابش بخاطر اینکه نمی‌خواست از اسلام برگردد کشته شد. بلال حبشی، یک مسلمان برده دیگر، توسط اربابش امیة بن خلف شکنجه می‌شد؛ امیة سنگی سنگین روی سینه بلال می‌گذاشت تا او را مجبور کند دست از اسلام بردارد بجز فحش‌ها، محمد شخصاً از آزار و اذیت جسمانی در امان بود زیرا تحت حمایت خاندان بنی هاشم بود

هجرت مسلمانان به حبشه

موقعیت جغرافیایی حبشه

در سال ۶۱۵ میلادی، بعضی از پیروان محمد به حبشه هجرت کرده و تحت حمایت پادشاه مسیحی حبشه آنجا ساکن شدند بعضی از روایات قدیمی اسلامی (مانند طبری و ابن سعد و واقدی ٫ولی نه ابن هشام) وقوع واقعه‌ای را در این زمان ذکر می‌کنند که در بین مسلمانان به غرانیق شناخته شده و بعضی خاورشناسان غربی آن را «آیات شیطانی» خوانده‌اند. بر اساس این روایت محمد وجود سه خدای مکه که دختران الّله خوانده می‌شدند را پذیرفت، آنها را ستایش کرده، و درخواست شفاعتشان را کرد. این روایات ذکر می‌کنند که پس از نزول جبرئیل بر محمد، او این آیات را پس گرفت. نوشته‌های علمای اسلامی از قرن چهارم اسلامی به بعد بصورت شدیدی صحت تاریخی این روایت را زیر سؤال بردند چه این اتفاق افتاده باشد و چه نه، روابط محمد و هم قبیله‌ای‌های بت پرستش بشدت بدتر و بدتر شد.

محاصره اقتصادی و شعب ابیطالب

در سال ۶۱۷ میلادی، رهبران مخزوم و بنو عبد-شمس، دو خاندان مهم قریش، خاندان بنی هاشم، رقیب تجاریشان، را تحت محاصره اجتماعی و اقتصادی قرار دادند. هدف این بود که بنی هاشم را تحت فشار قرار داده تا دست از محافظت از جان محمد بردارد. این محاصره سه سال به طول انجامید ولی نهایتاً شکست خورد زیرا هدفش را برآورده نمی‌کرد.

سال‌های آخر در مکه

جاده به سمت شهر طائف (در پیش‌زمینه، کوه‌های طائف قرار گرفته‌است.)

در سال ۶۱۹ میلادی، که به سال غم (عام الحزن)شهرت یافت، هم خدیجه همسر محمد و هم عمویش ابوطالب، درگذشتند. با مرگ ابوطالب (که رهبری خاندان بنی هاشم را به دست داشت)، رهبری خانواده به ابولهب که دشمن دیرینه محمد بود، سپرده شد. بدین ترتیب محمد بزرگترین پشتیبان خود را ازدست داد و جانش در خطر افتاد. علاوه بر این اگر چه محمد در سال‌های آخر هنوز پیروان اندکی بدست می‌آورد، ولی در کل تلاشهای او در مکه شکست خورده بودند. محمد برای یافتن یک حامی و دعوت به اسلام به طائف، از شهرهای معروف عربستان در جوار مکه رفت، ولی تلاش او با شکست روبرو شد و علاوه بر این، مورد حمله و آزار مردم آن شهر قرار گرفت. بنابراین ناچار به بازگشت به مکه شد و یکی از اهالی مکه به نام «مطعم ابن عدی» (و حمایت قبیله بنی نوفل) امکان ورود مجدد او را به زادگاهش در شرایطی امن، فراهم آورد.

اسراء و معراج

یک مینیاتور ایرانی که در آن شرح معراج محمد ذکر شده‌است.

بر اساس روایت اسلامی (که در قرآن نیز اشاره‌ای به آن شده‌است) در سال ۶۲۰ میلادی، محمد به یک سفر معجزه آمیز به نام اسراء و معراج رفت که گفته می‌شود در یک شب و به همراه فرشته خدا جبرئیل انجام شده‌است. در بخش اول این سفر،اسراء ، او ابتدا از مسجدالحرام در مکه به «دورترین مسجد» (در عربی مسجدالاقصی) رفت که مسلمانان آن را با مسجدالاقصی در اورشلیم یکی میدانند. در بخش دوم،معراج ، گفته شده که محمد از بهشت و دوزخ بازدید کرده با پیامبران قبلی، مانند ابراهیم، موسی، و عیسی صحبت کرده‌است مسلمانان معتقدند محمد در معراج سوار بر مرکبی به نام براق بوده‌است. ابن اسحاق، نویسنده اولین زندگینامه از محمد آن را یک تجربه روحانی بیان کرده ولی مورخین بعدی مانند طبری و ابن کثیر آن را یک سفر جسمانی در نظر میگیرند برخی از خاورشناسان بر این نظرند که بر اساس قدیمی ترین روایت اسلامی، محمد سفرش را از صحن مقدس در مکه به کعبه آسمانی (مدل آسمانی کعبه) انجام داده‌است، ولی روایت‌های بعدی مسلمانان این سفر را از مکه به صحن مقدس در اورشلیم تفسیر کرده‌اند

هجرت و زمینه‌های آن

بیعت عقبه اول و عقبه دوم

مسجدالاقصی: مکانی که مسلمانان معتقدند معراج محمد از آنجا شروع شده‌است.

در عربستان افراد زیادی به قصد تجارت و یا به جا آوردن حج در کعبه به مکه سفر می‌کردند. محمد از این موقعیت استفاده کرد و بختش را برای یافتن خانه‌ای جدید برای خود و پیروانش آزمود. پس از چندین مذاکره ناموفق، در صحبت با تعدادی از اهالی یثرب (که بعدها مدینه خوانده شد) امیدی یافت جمعیت عرب یثرب بدین جهت که گروهی از یهودیان در آن شهر زندگی می‌کردند، با یکتاپرستی تا حدی آشنا بودند گروهی از اهل یثرب که به مکه آمده بودند با محمد پیمانی بستند که به «پیمان عقبه اول» شهرت یافت. به گفته ابن اسحاق پیمان عقبه اول بین محمد و دوازده تن از اهل یثرب، که بسیاری از آنان از «بنی النجار» اقوام مادری محمد بودند، منعقد شد. ابن اسحاق در ادامه بیان می‌کند که در آن زمان محمد اجازه جنگ از سوی خداوند نیافته بود و با شروطی موسوم به «بیعة‌النساء» با ایشان بیعت کرد و از قول برخی از انصار اینگونه نقل می‌کند که «ما با رسول‌الله بیعت کردیم بر شیوه بیعت زنان، تا به خداوند چیزی را شریک نگردانیم، دزدی نکنیم، زنا نکنیم، فرزندانمان را نکشیم، بهتان نزنیم و بطور آشکار گناه نکنیم. اگر وفا کردیم بهشت پاداش است و اگرنه، نصمیم با خداوند است: اگر خواست می‌بخشد و اگر خواست مجازات می‌کند به گفته ابن اسحاق محمد قبل از بیعت عقبه اول اجازه جنگ از سوی خداوند نیافته بود؛ او و مسلمانان به دعوت بسوی خداوند و صبر در برابر اذیت و آزار قریش و دشمنان فرمان داشتند. اما هنگامی که قریش همچنان به شدت و زیاده‌روی در آزار و اذیت و ظلم به مسلمانان ادامه داد، آنگاه آیات ۳۹ تا ۴۱ سوره حج، اولین آیاتی است که به مسلمانان اجازه می‌داد تا با کسانی که به ایشان ظلم میکنند و از خانه‌هایشان بیرون میکنند، بجنگند.پیامبر پس از پیمان اول، مصعب بن عمیر را به یثرب فرستاد تا برای آنها قرآن بخواند و اسلام را بیاموزد. او اولین نمازجمعه را در یثرب خواند و بسیاری از جمله سعد بن معاذ توسط او اسلام آوردندبدین ترتیب در مدینه افرادی، تقریباً از تمامی قبایل، شروع به ایمان آوردن به اسلام کردند تا آنجا که در سال بعد ۷۵ مسلمان از مدینه جهت حج و ملاقات محمد به مکه آمدند. آنها او را به صورت مخفیانه و در شب ملاقات کرده و با او پیمانی بستند که به «پیمان دوم عقبه»، یا «پیمان جنگ» شهرت یافتدر بیعت عقبه دوم محمد پس از دعوت به اسلام بیعتش با فرستادگان از یثرب را مشروط به این کرد که از او حمایت کنند آنچنانکه از زنان و فرزندانشان. «خون من خون شماست ، حرمت من حرمت شما. از شمایم و شما نیز از من هستید. با هرکه بجنگید می‌جنگم و با آنکه دوستی کنید، در صلح خواهم بود.» بهمین دلیل بیعت دوم به «بیعة الحرب» مشهور گردید. در این بیعت هفتاد و سه مرد و دو زن حضور داشتند که دوازده تن از آنان از بزرگان مدینه بودند، نه تن از بزرگان خزرج و سه تن از بزرگان خاندان اوس. پس از پیمان عقبه، محمد پیروانش در مکه را تشویق به مهاجرت به یثرب کرد. همانند هجرت به حبشه، قریش سعی در جلوگیری از خروج یاران محمد از مکه کرد. ولی این تلاشها ناموفق بود و تقریباً تمامی مسلمانان موفق به ترک مکه شدند

هجرت به مدینه

نوشتار اصلی را بخوانید: هجرت محمد

یک هیئت که شامل دوازده تن از بزرگان خاندان‌های مهم مدینه بودند، از محمد دعوت نمودند تا به عنوان یک غریبه بیطرف، به داوری بین اهالی شهر مدینه بپردازد ساکنان یثرب (اعراب و یهودیان)، تا قبل از سال ۶۲۰ میلادی حدود صد سال درگیر جنگ‌های داخلی بودند و کشت و کشتارهای مکرر و عدم توافق در زمینه پرداخت خون‌بهای کشته‌شدگان، خصوصاً پس از جنگ بُعاث که تمامی قبایل یثرب در آن مشارکت داشتند، این امر را برای ایشان آشکار ساخته بود که مفاهیم قبیله‌ای مانند «چشم برای چشم» دیگر قابل اعمال نبوده مگر اینکه شخصی صلاحیت‌دار در موارد مورد اختلاف داوری کند نمایندگان فرستاده شده از مدینه، از طرف خود و اهالی شهر یثرب متعهد شدند تا محمد را در جامعه خویش پذیرفته و از او در مقابل خطرات جانی، مانند خود، محافظت به عمل آورند

بر اساس روایات اسلامی، قریش از خروج مسلمانان از مکه آگاه شده و برای قتل محمد نقشه‌ای را به اجرا گذاشتند. محمد به کمک علی بن ابیطالب، کسانی که مراقبش بودند را گمراه نموده و مخفیانه به همراه ابوبکر از شهر خارج شد بدینسان در سال ۶۲۲ میلادی (برابر با سال سیزدهم پس از شروع دعوت خود) محمد به مدینه، که یک واحه زراعتی بزرگ بود، هجرت نمود و همراهان وی که با او از مکه به مدینه مهاجرت کردند به مهاجرین شهرت یافتند و اهالی یثرب که پیامبر و مهاجرین را یاری رسانده بودند، از آن پس به انصار نام برده می‌شدند. این هجرت مبداء تاریخ مسلمانان شد. مدینه تا قبل هجرت محمد «یثرب» نامیده می‌شد و بعد از این هجرت «مدینه‌النبی» خوانده شد.

محمد در مدینه

بنیان نهادن یک ساختار سیاسی جدید

جهت حل شکایت‌های طولانی مدت قبایل مختلف از هم، یکی از اولین کارهای محمد در مدینه مکتوب کردن سندی بود که به «قانون اساسی مدینه» شهرت یافت. این موافقت نامه، «فرمی از اتحاد یا فدراسیون» را بین هشت قبیله مدینه و مهاجرین مسلمان از مکه برقرار می‌کند که در آن حقوق و وظایف هر شهروند و نوع روابط بین گروه‌های مختلف (که شامل گروه مسلمانان و بقیه گروه‌ها خصوصاً یهودیان و بقیه اهل کتاب) مشخص شده بود ساختار اجتماعی که در قانون اساسی مدینه تعریف شده بود، امت، ظاهری مذهبی داشت ولی ملاحظات عملی نیز در آن لحاظ شده بود و به صورت عمده‌ای قانون‌های قدیمی قبیله‌ای اعراب را حفظ می‌کرداین معاهده عملاً اولین حکومت اسلامی را تشکیل داد.

اولین گروه بت پرستانی که به اسلام گرویدند اعضای آن خاندان‌هایی بودند که در آنها رهبران بزرگی نداشته، و همچنین از رهبران جنگ دوست قبایل دیگر آزار دیده بودند. کمی بعد جمعیت بت پرست مدینه، جدای از چند استثنا، به صورت عمومی به اسلام گرویدند. این پذیرش عمومی، به گفته ابن اسحاق، تأثیر ایمان آوردن سعد بن معاذ، یکی از رهبران برجسته شهر مدینه به اسلام بود از اهالی اهل مدینه، آنهایی که به اسلام گرویدند و به مهاجرین مسلمان از مکه در یافتن پناهگاه کمک کردند، به «انصار» شهرت یافتند محمد پیمان برادری بین مهاجرین و انصار منعقد کرد، و خودش علی را به عنوان برادر انتخاب کرد

با پذیرش عمومی اسلام توسط بت پرستان مدینه در اوایل هجرت محمد، مخالفت با محمد از طرف بت پرستان در مدینه هیچ وقت بسیار با اهمیت نبود. آنهایی که بت پرست باقی مانده بودند خیلی نسبت به پیشرفت اسلام تلخ مزاج بودند. خصوصاً عصما بنت مروان و ابو عفک اشعاری سروده بودند که در آنها به مسلمانان متلک انداخته و توهین کرده بودند. این دو به قتل رسیدند  و محمد هم آن را رد نکرد. هیچ کسی جرأت نکرد که به انتقام از خون آنها برخیزد و برخی از اعضای خاندان آنها که تا حالا اسلامشان را مخفی نگاه داشته بودند حالا علناً آن را آشکار می‌کردند. این حادثه پایان مخالفت آشکارا بت پرستان مدینه با محمد را رقم زد.

پیکارها با مکه

متعاقب مهاجرت مسلمانان به مدینه، اهالی مکه اموال آنها را مصادره کردند بدلیل اینکه مهاجرین در مدینه از نظر اقتصادی تحت فشار بودند و هیچ شغل خالی برای آنها نبود که مشغول به کار شوند، آنها جهت ارتزاق شروع به یورش به کاروان‌های اهل مکه کردند. این باعث شروع جنگ مسلح بین اهل مکه و مدینه شد محمد آیاتی را ایراد کرد که در آنها به مسلمانان اجازه جنگیدن می‌داد

«کسانی که چون ستم دیده‌اند کارزار می‌کنند اجازه دارند و خدا به نصرت دادنشان قادر است. همان کسانی که از دیارشان بیرون شده‌اند بدون سبب جز آنکه می‌گفته‌اند: پروردگار ما خدای یکتا است . اگر خدا بعضی از مردم را به بعض دیگر دفع نمی‌کرد دیرها و کلیساها و کنشتها و مسجدها که نام خدا در آن بسیار یاد می‌شود ویران می‌شد، خدا کسانی را که یاری او کنند یاری می‌کند که وی توانا و نیرومند است.» قرآن سوره حج آیات ۳۹-۴۰

این حملات به وسیله تداخل در بازرگانی آنها مکه را تحت فشار قرار داده، و به مسلمانان اجازه کسب ثروت، قدرت، و قدر و منزلت می‌داد در حالی که آنها به سمت هدف نهایی شان یعنی تهییج کردن مکه به تسلیم در مقابل دین جدید نزدیک می‌کرد

جنگ بدر

نقشه‌ای از نبرد بدر. این نبرد در بدر که نام چاهی است بین مکه و مدینه، اتفاق افتاده‌است. چاه بدر در ۲۸ فرسنگی جنوب غربی مدینه و در پایین وادی الصفرا واقع شده‌است

در سال دوم هجری محمد رهبری ۳۰۰ جنگجو را در یورشی به یک کاروان تجاری مکه بر عهده گرفت. مسلمانان در بدر به کمین کاروان مکه نشستند کاروان مکه با اطلاع از نقشه مسلمانان مسیرش را کج کرده و از دست مسلمانان فرار کرد. در همین هنگام، نیرویی که از مکه برای محافظت از کاروان فرستاده شده بود با شنیدن اینکه کاروان سالم است باز نگشته و حرکتش را برای رویارویی با مسلمانان ادامه داد. این گونه جنگ بدر در گرفت در این جنگ ریاست قریش در ابتدا با ابوسفیان و سپس با ابوجهل بود اگر چه مسلمانان از نظر تعداد یک سوم ارتش مکه بودند، ولی در این جنگ پیروز شده و حداقل ۴۵ نفر از ارتش مکه را کشته، در حالی که از خودشان تنها ۱۴ کشته دادند. آنها همچنین موفق به کشتن خیلی از رهبران مکه مانند ابوجهل شدند.  ابن هشام می‌گوید:شعار مسلمانان در روز بدر «اَحَد اَحَد» بوده‌است

مسلمانان در این جنگ ۷۰ اسیر نیز گرفتند. محمد دستور کشتن دو شاعر را داد، آنهایی که به اندازه کافی با نفوذ یا پول دار نبودند را مستقیماً آزاد کرد، و آزادی بقیه اسیران را مشروط به این کرد که خودشان را با ثروتی که دارند خریداری کرده و آزاد کنند.  محمد و پیروانش این پیروزی را تاییدی بر ایمانشان دیدند آیات قرآن در این زمان، بر خلاف آیات مکی، در زمینه مشکلات عملی حکومت و مسایلی مانند توزیع غرامت جنگی صحبت می‌کند

چندی پس از جنگ بدر محمد دستور تبعید بنو قینقاع، یکی از سه قبیله اصلی یهودی در مدینه را داد او همچنین قرار داد‌های کمک متقابلی را با تعدادی از قبایل کوچ نشین امضاء کرد تا مدینه را از خطر حمله از شمال حجاز محافظت کند

جنگ احد

جنگ بدر محمد را در وضعیت جنگ تمام عیار با اهل مکه، که مشتاق انتقام بخاطر شکستشان بودند، قرار داد. قدر و منزلت اهل مکه با شکست آنها در بدر از بین رفته بود و این روی شکوفایی اقتصادی آنها تأثیر منفی داشت در ماه‌های بعدی محمد رهبری سه عملیات نظامی بر علیه سه قبیله متحد با مکه و همچنین یک کاروان مکه، را بر عهده گرفت ابو سفیان متعاقباً لشکری متشکل از سه هزار نفر را جمع آوری کرده و به سمت مدینه یورش برد

نقشه جنگ احد، نبردی که در نزدیکی کوه احد در جنوب غرب عربستان کنونی درگرفت. خطوط لشکر مسلمانان و اهل مکه در نقشه نشان داده شده‌است.

یک دیده بان خبر حمله لشکر مکه و تعداد افراد آن را به محمد یک روز بعد رساند. فردای صبح روز بعد، مسلمانان یک گردهمایی جنگی تشکیل داده ولی در مورد نحوه مناسب دفع حمله اهل مکه اختلاف نظر وجود داشت. محمد و خیلی از اعضای مسن تر پیشنهاد دادند که امن تر است با اهل مکه درون شهر مدینه جنگید تا بتوان از سنگر‌های محکم آن استفاده کرد. مسلمانان جوان استدلال آوردند که ارتش مکه محصولات کشاورزی آنها را نابود خواهند کرد و خزیدن در سنگر هایشان اعتبار آنها را پایین خواهد آورد. محمد نهیاتاً به آرزوی مسلمانان جوان عمل کرد و نیرو‌ها را برای جنگ آماده کرد. محمد نیروها را به خارج از شهر به کوه احد، آنجا که سپاه مکه اردوگاه زده بودند برد؛ جنگ احد در گرفت ابن هشام می‌گوید:شعار مسلمانان در روز احد «اَمِت اَمِت» بوده‌است اگر چه ارتش مسلمانان در ابتدا دست بالا را داشتند، بی انضباطی برخی از کمانداران مسلمان که در منطقه حساسی قرار داشتند باعث شکست مسلمانان شد، شکستی که در آن ۷۵ نفر از مسلمانان از جمله حمزه عموی محمد (یکی از معروف ترین شهیدان در فرهنگ اسلامی) کشته شدند. اهل مکه مسلمانان را دنبال نکردند و به سوی مکه با خبر پیروزی باز گشتند. جنگ احد برای ارتش مکه کاملاً موفقیت آمیز نبود چون نتوانسته بودند به هدف اصلی شان یعنی نابودی کامل مسلمانان دست پیدا کنند مسلمانان مرده‌ها را دفن کردند و همان بعد از ظهر به مدینه برگشتند. سؤالات در زمینه دلایل شکست در جریان بود که محمد آیه ۱۵۲ سوره آل عمران را بیان کرد. بر اساس این آیه دلیل شکست تا اندازه‌ای مجازات آنها بخاطر نافرمانی بوده ولی شکست همچنین آزمایشی الهی جهت اندازه گیری استواری آنها بوده‌است

تشکیل یک اتحادیه

پس از جنگ احد، ابوسفیان شروع به آمده شدن برای حمله دیگری به مدینه کرد. او حمایت خیلی از قبیل کوچ نشین در شمال و شرق مدینه را توسط تبلیغات درباره ضعف محمد، غنایم جنگی، خاطرات قدرت نظامی قریش و رشوه دادن، جلب کرد خط مشی محمد در این دوران این بود که تلاش کند که قبایل اطراف به جمع دشمنانش نپیوندند. هر وقتی اتحادهایی از قبایل بر علیه مدینه شکل می‌گرفت، محمد گروهی را می‌فرستاد که توسط عملیات نظامی اتحاد آنها را از هم بشکند هر وقت محمد راجع به افرادی می‌شنید که گروهی را تشکیل داده‌اند و قصد‌های خصمانه‌ای نسبت به مدینه دارند با شدت به آن واکنش نشان می‌دادیک مثال قتل کعب ابن اشرف، یکی از اعضای قبیله یهودی بنی نظیر است که از مدینه به مکه رفته بود و اشعاری سروده بود که غم، خشم و میل به انتقام پس از جنگ بدر را در آنان تهییج کرده بود  حدود یک سال پس از قتل کعب، پس از یک سری اتفاقات محمد قبیله بنی نظیر را بزور از مدینه خارج کرد تلاش‌های محمد برای جلو گیری از تشکیل یک اتحادیه بر علیه اش ناموفق بود، اگر چه او موفق شد که تعداد نیروهای خودش را بیفزاید و خیلی از قبایل را از پیوستن به خط دشمنانش باز دارد

جنگ احزاب (خندق)

ابوسفیان، رهبر نظامی قریش، به کمک بنی نظیر، قبیله اخراج شده از مدینه، نیرویی برابر ۱۰۰۰۰ نفر جمع کرده بودند. محمد قادر بود لشکری به اندازه ۳۰۰۰ نفر جمع کند، ولی او همچنین نوع جدید از دفاع را که در آن زمان در عربستان ناشنخته بود استفاده کرده بود: مسلمانان خندقی در اطراف مدینه، در هر جا که امکان تاختن بر مدینه وجود داشت کنده بود. این ایده به سلمان فارسی نسبت داده می‌شود. غزوه احزاب یا جنگ خندق که در ماه شوال سال پنجم هجرت، برابر با سال ۶۲۷ میلادی در یثرب میان سپاهیان مسلمان پیرو محمد و سپاهیان مکه تحت رهبری ابوسفیان درگرفت. لشکریان ابوسفیان مدینه را به مدت دو هفته به محاصره در آوردند نیروهای ابوسفیان آمادگی نفوذ به سد دفاعی که مقابل آنها بود را نداشتند، و پس از یک محاصره نا موفق تصمیم گرفتند که با خانه برگردند قر آن این جنگ را در آیات ۹ تا ۲۷ سوره احزاب مورد بحث قرار می‌دهد.

جنگ احزاب (خندق)

در طول جنگ، قبیله یهودی بنی قریظة، واقع در جنوب مدینه، وارد مذاکراتی با نیرو‌های مکی شده بودند که بر علیه محمد شورش کنند. اگر چه سپاه مکه توانسته بود آنها را، با گفتن اینکه محمد قطعاً در هم شکسته می‌شود، به سمت خویش آورده بودند، ولی آنها میل داشتند که چند نفر از اهل مکه را جهت بیمه ثانویه، در صورتی که احزاب قدر به نابودی محمد نباشند، در اختیار داشته باشند. مذاکرات آنها به توافقی نرسید که بخشی از دلیل آن بخاطر خرابکاری‌های محمد در سیر مذاکرات توسط نیروهای اطلاعاتی اش بود پس از عقب نشینی احزاب، مسلمانان بنی قریظة را به خیانت متهم کرده و آنها را در قلعه هایشان به مدت ۲۵ روز در محاصره گرفتند. قبیله نهایتاً خودش را تسلیم کرد و مسلمانان تمامی مردان قبیله، بجز چند نفر که به اسلام گرویدند، را سر بریدند و زنان و بچه‌ها را به بردگی گرفتند ابن اسحق می‌گوید: شعار اصحاب پیامبر در روز خندق و بنی‌قریظه «لایُنصَرون»بوده‌استپ  در جنگ احزاب، اهل مکه حداکثر تلاششان را جهت نابودی مسلمانان به خرج داده بودند. این شکست آنها باعث شد که از قدر و منزلت آنها در عربستان تا حد زیادی کاسته شده و همچنین خط تجاری آنها با سوریه نیز از بین برود   پس از جنگ احزاب محمد دو عملیات نظامی به سمت شمال انجام داد که بدون جنگ پایان پذیرفت وقتی که از یکی از این جنگ‌ها باز می‌گشت (یا سالیان بعد بر اساس روایت‌های دیگر)، به عایشه، زن محمد، اتهام زنا زده شد. محمد اعلام کرد که وحیی دریافت کرد که در آن پاکی عایشه تصدیق شده و در آن دستور داده شده بود که اتهام زنا جهت اثبات احتیاج به وجود ۴ شاهد عینی دارد

پیمان حدیبیه

اگر چه محمد قبلاً آیاتی که دستور انجام حج را می‌دادند را تحویل داده بود(سوره بقره آیات ۱۹۶-۲۱۰)، مسلمانان آن را بخاطر دشمنی قریش انجام نداده بودند. در ماه شوال ۶۲۸ میلادی، محمد به یارانش گفت که خدا در خوابی که در آن سرش را پس از تکمیل حج می‌تراشیده، به او قول داده که آنها می‌توانند موفق به انجام حج شوند. محمد به یارانش دستور داد که جهت انجام حج عمره آماده شده و حیواناتی را جهت قربانی کردن تهیه کنند با شنیدن اینکه ۱۴۰۰ مسلمان به مکه نزدیک میشوند، قریش ۲۰۰ سوار را فرستادند که آنها را متوقف کنند. محمد با طی مسیر صعب العبورتری آنها را دور زده و به حدیبیه، در حومه شهر مکه رسید به گفته ویلیام مونتگمری وات، اگر چه تصمیم محمد بر پایه خوابش بود، ولی در عین حال داشت به بت پرستان مکه نشان می‌داد که اسلام قدر و منزلت صحن مقدس آنها را تهدید نکرده، و اینکه اسلام یک دین عربی می‌باشد

مذاکرات با مکه شروع شد و فرستادگانی بین دو طرف رد و بدل شد. در حالی که مذاکرات در جریان بود، شایعه‌ای پخش شد که یکی از مذاکره کنندگان مسلمان، عثمان بن عفان توسط قریش کشته شده‌است. پاسخ محمد به این شایعه جمع آوری زایران و قول گرفتن از آنها که فرار نکنند (یا اینکه با محمد باشند، مستقل از اینکه او چه تصمیمی بگیرد) اگر جنگی با مکه در گرفت. این پیمان به پیمان پذیرش (بیعت رضوان) یا پیمان زیر درخت شهرت یافت. اخبار سلامتی عثمان منتها رسید و این اجازه داد که مذاکرات ادامه پیدا کند، و نهایتاً پیمان صلحی به مدت ۱۰ سال بین دو طرف منعقد شد.  مفاد اصلی قرارداد این بود که طرفین دشمنی‌ها را کنار گذشته، محمد سال بعد برای حج به مکه بیاید، اگر کسی از اهل مکه به مدینه رفت به مکه باز گردانده شود ولی نه بلعکس، و قبایل آزاد خواهند بود که با محمد یا با قریش در پیمان باشند

گفته میشود مُهری که محمد در نامه‌هایش به پادشاهان سرزمین‌های مختلف از آن استفاده می‌نموده، چیزی شبیه به این بوده‌است.

خیلی از مسلمانان از مفاد پیمان صلح ناراضی بودند ولی قرآن در سوره فتح (آیه ۱ تا ۲۹) به مسلمین اطمینان داد که این یک پیروزی بوده‌است فقط پس از گذشت زمان بود که برخی از پیروان محمد به مزایا این پیمان نامه پی بردند. این مزایا به گفته سید جعفر شهیدی پذیرفتن محمد توسط مکیان به عنوان برابر و همتا (در حالی که قبلاً او را به حساب نیاورده و سعی در از بین بردن مسلمانان داشتند) و همچنین دادن آزادی به قبایل جهت تشکیل اتحاد با مسلمانان بود به عقیده آلفرد ولچ مزیت دیگر کسب تحسین و تحت تأثیر قرار گرفتن خیلی از مکیان از اینکه مناسک حج در اسلام گنجانده شده بود

پس از امضاء معاهده حدیبیه، محمد عملیاتی نظامی به واحه یهودیان خیبر انجام داد که به جنگ خیبر شهرت یافت. امکان دارد دلایل این جنگ بخاطر حضور بنی نظیر در آنجا (که قبایل را به دشمنی با محمد تهییج می‌کردند) یا کسب قدر و منزلت، یا منحرف کردن ذهن برخی از مسلمانان که از نتیجه غیر قطعی صلح حدیبیه ناراضی بودند بوده باشد بر اساس روایت اسلامی محمد همچنین نامه‌هایی به فرمانروایان کشورهای مختلف فرستاد و از آنها خواست که به اسلام بگروند (تاریخ‌های متفاوتی در منابع اسلامی برای ارسال نامه‌ها داده شده‌است چندی بعد، محمد نیرو‌هایش را به جنگ با اعرابی که در ناحیه‌ای در اردن در خاک امپرتوری رم شرقی فرستند. مسلمانان با سپاه رم درگیر شده و در جنگ موته شکست خوردند

سالهای پایانی

فتح مکه

صلح حدیبیه به مدت ۲ سال در جریان بود قبیله بنی‌خزاعه روابط دوستانه‌ای با محمد داشت در حالی که دشمنش قبیله بنی‌بکر با مکیان اتحاد داشت خاندانی از بنی‌بکر یورشی شبانه به بنی‌خزاعه برده و تعداد کمی از آنها را می‌کشد اهل مکه متحدینشان (بنی‌بکر) را با فراهم کردن اسلحه کمک کرده بودند، و بر طبق برخی از منابع تعداد کمی از اهل مکه هم در جنگ شرکت کرده بودند پس از این واقعه، محمد پیغامی به مکه فرستاد.محمد در این پیغام سه شرط را مشخص کرده بود و از اهل مکه می‌خواست یکی را بپذیرند. از شروط اولی این بود که مکه خون بها کسانی که از قبیله بنی‌خزاعه کشته شده‌اند را بدهد، یا اینکه اتحادشان با بنی‌بکر را بر هم بزنند، یا اینکه پیمان صلح حدیبیه را منسوخ اعلام کنند

محمد، بلال حبشی، یک برده سیاه آزاد شده، را مأمور کرد که بر بام کعبه اذان بگوید. بلال اولین موذن در اسلام می‌باشد.

پاسخ مکه این بود که آنها فقط شرط آخر را میپذیرندآنها ولی خیلی زود متوجه اشتباهشان شده و ابوسفیان را فرستادند که پیمان حدیبیه را مجدداً احیا کند، ولی این بر محمد این درخواست آنان را نپذیرفت. محمد خودش را برای نبردی با مکه آمده کرد در سال ۶۳۰ میلادی با نیروی بسیار زیادی که گفته می‌شود ۱۰۰۰۰ نفر بوده‌اند به سمت مکه حرکت کرد. با حداقل کشته، محمد کنترل مکه را به دست گرفت محمد بخشش عمومی برای تمامی رفتار‌های گذشته و توهین‌ها به اهل مکه داد، بجز ده زن و مرد که او را مسخره کرده و در شعرها و آواز هایشان به او متلک انداخته بودند. او بعضی از این افراد را نیز بعداً بخشیداکثر اهل مکه مسلمان شدند و محمد متعاقباً بدون استثنا تمامی بت‌های درون و اطراف کعبه را شکست قر آن به فتح مکه را در آیات 1 تا 3 سوره 110 اشاره می‌کند

فتح عربستان

حجة‌الوداع

محمد در حجة‌الوداع اضافه کردن ماه‌های اضافی را ممنوع میکند (نتیجه اینکه هر سال دقیقاً 12 ماه خواهد داشت)، نگاره‌ای از یک نسخه رونوشت عثمانی از کتاب «آثار الباقیه» (نگاشته شده توسط ابوریحان بیرونی) متعلق به قرن هفدهم میلادی.

محمد در بیست و ششم ذی‌القعده، ابودجانه را جانشین خود قرار داد و با همراه بردن شصت گوسفند قربانی راهی مکه شد و در مکه مراسم حج را به جای آورد. این سفر به نام حجة‌الوداع خوانده می‌شود. سخنانی از محمد در حجة‌الوداع نقل شده‌است که بخش‌هایی از آن چنین است:

ای مردم، سخنم را بشنوید و در آن بیاندیشید. بدانید که هر مسلمانی برادر مسلمان است؛ و به راستی که مسلمانان برادراند، پس چیزی از اموال برادر حلال نمی‌شود مگر آن‌چه به طیب نفس به دیگری داده باشد. پس ستم به خویشتن نکنید [مشخصات کامل منبع؟]

پس محمد چون از حجة‌الوداع فارغ شده بود، به مدینه بازگشت.

مرگ

مسجد اصلی شهر مدینه که آرامگاه محمد در آن واقع شده‌است. (نقاشی متعلق به قرن نوزدهم میلادی)

محمد پس از جنگ تبوک در جنگی شرکت نکرد؛ و پس از مدتی بیمار گشت. در روزهایی که محمد، سخت بیمار بود و نمی‌توانست از خانه بیرون رود، ابوبکر با مسلمانان نماز می‌خواند.[۱۵۵] تاریخ مرگ محمد را روز دوشنبه سیزدهم ربیع‌الأول و برابر با هشتم ماه ژوئن سال ۶۳۲ میلادی دانسته‌اند. محمد، در جایی که مُرد در همان‌جا دفن گردید؛ و چون قبرکن مکی زودتر آمد، مطابق سنت اهل مکه دفن گردید. هنگام شستن جسد محمد، برای رعایت احترام، وی را با لباس غسل دادند.[نیازمند منبع] پس از مرگ محمد، عمر بن خطاب به مسجد رفت و بانگ زد که محمد نمرده بلکه مانند موسی به میقات رفته و به زودی بازخواهد گشت؛ او حتی تهدید کرد که اگر کسی بگوید محمد مرده او را گردن خواهد زد. آن‌گاه ابوبکر وارد مسجد شد و چنین گفت:

محمد نیست مگر فرستاده‌ای که پیش از او فرستادگان آمده و رفتند؛ پس آیا اگر او بمیرد و یا کشته شود به سوی گذشتگانتان بازگشت خواهید کرد؟ و هر کس بازگردد به خدا آسیبی نمی‌زند و خدا سپاس‌گزاران را پاداش می‌دهد. ای مردم، هر کس محمد را می‌پرستید، پس همانا محمد مرده‌است و هر کس خدای محمد را می‌پرستید، بداند که او زنده‌ایست که هرگز نمی‌میرد

 



JavaScript Codes


Javascripts