پروژه

پتروشیمی

پتروشیمی

 

بر حسب تعریف پتروشیمی به صنایعی گفته می شود که در آن هیدروکربن های موجود در نفت خام و یا گاز طبیعی پس از فرآورش در یک سری فرآیندهای شیمیایی به فرآورده های جدید شیمیایی تبدیل می شوند. تولید محصولات پتروشیمی به گونه ای است که در برخی حالات یک واحد اصلی در بالادست ماده اولیه واحدهای دیگر را تولید می کند مانند واحد الفین که با تولید اتیلن و پروپیلن نیاز واحدهای پلی اتیلن و پلی پروپیلن را تامین می کند لذا با توجه به تنوع و تفاوت فرآیندی در مجتمع های پتروشیمی بررسی وضعیت انرژی در هر واحد بصورت جداگانه انجام خواهد شد از طرفی این صنعت همانند صنایع پالایشگاهی به گونه ای است که در برخی واحدها نظیر الفین سوخت بعنوان خوراک مصرف می گردد. حامل های انرژی مصرفی در مجتمع های پتروشیمی عمدتا گاز طبیعی و سوخت های فسیلی است و انرژی حاصل از آن عمدتا، در موارد زیر بکار می رود:  

تولید بخار جهت تبادل حرارتی در مبادله کننده های حرارتی و نیرو محرکه در توربو ماشین ها

 نیروی محرکه توربین های گازی

 انرژی گرمایی در کوره های حرارتی .

اصنعت پتروشیمی تامین کننده اصلی مواد مصرفی مورد نیاز در بیشتر صنایع دیگر مانند شیمیایی، برق و الکترونیک، نساجی، پزشکی، خودروسازی، لوازم خانگی، غذایی و غیره می باشد. عواملی چون ارزانی مواد اولیه، ارزش افزوده فرآورده ها و نیاز فراوان و حیاتی به محصولات پتروشیمی، از مهمترین عوامل سرمایه گذاری در این صنعت محسوب می شوند..

 

صنایع پتروشیمی را می توان به بخشهای زیر تقسیم بندی کرد  

 واحدهای بالادستی

Upstream units

 واحدهای بنیادی

Basic/core units

 واحدهای واسطه ای

Intermediate units

 واحدهای نهایی

End units

 واحدهای پایین دستی

Downstream units

مجموع تولیدات پتروشیمی در سال 1383 به 15.1 میلیون تن رسید. سهم مصرفی حامل های انرژی در صنعت پتروشیمی، نسبت به کل صنایع موجود در ایران رقمی در حدود 8% می باشد.

شرکت سهامی پتروشیمی اصفهان

 

 

 

 

 

شرکت سهامی پتروشیمی اصفهان ، اولین تولید کننده محصولات آروماتیک در ایران ، یکی از طرحهای ملی و مهم دهه اول انقلاب میباشد که در سال 1371 با هدف تولید بیش از 000/200 تن مواد آروماتیک در سال شامل بنزن ، تولوئن ، ارتوزایلین ، پارا زایلین و مخلوط زایلین به جمع واحدهای تولیدی کشور پیوست. این مجتمع از واحدهای زیربنائی کشور بوده و محصولات آن بعنوان خوراک صنایع پایین دستی نظیر شوینده ها ، پلاستیکها ،‌الیاف پلی استر ، نرم کننده های پـلاستیکی ، رنگسـازی و صنایع نظامی بکار برده می شود. این شرکت از آغاز بهره برداری از واحدهای تولیدی خویش ، کیفیت را در تمامی زمینه های کاری به عنوان نخستین هدف به منظور جلب رضایت مصرف کنندگان خود برگزیده است. این شرکت مفتخر است که به همت و تلاش همه جانبه کارکنان سخت کوش و متعهد خود در چند سال متوالی بعنوان مجتمع نمونه شرکت ملی صنایع پتروشیمی برگزیده شده است. در سال 1375 نیز پس از استقرار نظام تضمین کیفیت ایزو 9002 بعنوان اولین شرکت در صنایع پیچیده پتروشیمی موفق به اخذ گواهینامه استاندارد بین المللی ایزو 9002 از شرکت S.G.S انگلستان گردید. و سپس در تاریخ 28/8/1380 پس از استقرار سیستم مدیریت کیفیت ایزو 9001 ویرایش سال 2000 از طریق شرکت S.G.S موفق به اخذ گواهینامه مربوطه گردید.

شرکت سهامی پتروشیمی اصفهان با توجه به تأثیر بالقوه صنعت پتروشیمی بر محیط زیست به اهمیت حفاظت از محیط زیست توجه خاص داشته و متعهد گردیده است تا با رعایت قوانین و مقررات زیست محیطی در جهت کنترل و کاهش آلودگی محیط زیست اقدامات مؤثری را انجام دهد و این امر باعث گردید که این شرکت در سال 1376 بعنوان یکی از هشت شرکت برگزیده در کشور به عنوان « صنعت سبز » انتخاب و لوح افتخار دریافت نماید. در ادامه این تلاشها و بر اساس این دیدگاه که « حفاظت از محیط زیست یک وظیفه همگانی است » شرکت اقدام به استقرار سیستم مدیریت زیست محیطی نموده و در سال 1377 بعنوان اولین شرکت در مجموعه وزارت نفت و چهارمین شرکت در کشور ، موفق به اخذ گواهینامه استاندارد بین المللی ایزو 14001 از شرکت S.G.S سوئیس گردید. پتروشیمی اصفهان با اعتقاد بر اینکه انسان اصلی ترین و مهمترین عنصر تولید و تکنولوژی و بهره برداری از منابع خدادادی است و باید سلامت وی در محیط کار به نحو مطلوب تأمین گردد ، در سال 1380 اقدام به استقرار سیستم مدیریت ایمنی و بهداشت شغلی OHSAS 18001 نموده و بعنوان چهارمین شرکت در سطح کشور موفق به اخذ گواهینامه از شرکت S.G.S گردید. پتروشیمی اصفهان در سال 1376 از سهامی خاص به سهامی عام تبدیل ، و از تاریخ 24/11/1378 سهام آن در سازمان بورس اوراق بهادار تهران عرضه گردید.

انواع بسپار

تعداد واحدهای تکرارشونده در یک مولکول بزرگ درجه بسپارش یادرجه پلیمریزاسیون نامیده می شود.بسپارهایی که فقط از یک نوع واحد تکرار شونده تشکیل شده‌اند، جوربسپار (Homopolymer) و آنهایی که از دو واحد تکرارشونده تشکیل شده‌اند،

گرمای واکنش اسید-باز

کلمه «اسید» (به انگلیسی:acid) از واژه لاتین acidus به معنای «ترش مزه» آمده‌است. تعاریف گوناگونی برای اسید و باز وجود دارد، از جمله تعاریف آرنیوس، لوری-برونستد و لوییس.

اسیدها موادی ترش مزه اند خاصیت خورندگی دارند شناساگرها را تغییر رنگ می دهند و بازها را خنثی می کنند.

بازها موادی با مزهٔ گس-تلخ اند حالتی

گرمای واکنش اسید-باز

کلمه «اسید» (به انگلیسی:acid) از واژه لاتین acidus به معنای «ترش مزه» آمده‌است. تعاریف گوناگونی برای اسید و باز وجود دارد، از جمله تعاریف آرنیوس، لوری-برونستد و لوییس.

اسیدها موادی ترش مزه اند خاصیت خورندگی دارند شناساگرها را تغییر رنگ می دهند و بازها را خنثی می کنند.

بازها موادی با مزهٔ گس-تلخ اند حالتی

 

تیتراسیون:

روشی که توسط آن ، محلولی با غلظت مشخص به محلولی دیگر اضافه می‌شود تا واکنش شیمیایی بین دو ماده حل شده کامل گردد، تیتراسیون نامیده می‌شود.

تیتر کردن از روش‌های تجزیه حجمی است. در تجزیه حجمی ابتدا جسم را حل کرده و حجم معینی از محلول آن را با محلول دیگری که غلظت آن مشخص است که همان محلول استاندارد نامیده می‌شود، می‌سنجند. در تیتراسیون محلول استاندارد

منیزیم :

منیزیم عنصری فلزی به رنگ سفید نقره ای است که در گروه 2 جدول تناوبی قرار دارد .این عنصر در سال 1808 توسط humphrey davy دانشمند انگلیسی کشف گردید.از الکترو لیز نمک کلرید منیزیم و همچنین از آب دریا بدست می آید.

منیزیم و ترکیبات آن مدت زمان مدیدی است که شناخته شده هستند

شنایی:

  مقدار گرما از روی میزان تغییری که گرما در خواص قابل اندازه گیری ماده ایجاد می کند ، تعیین می شود. یکی از مناسب ترین این خواص دمای ماده است. گرمای داده شده به ماده در اغلب مواقع سبب بالا بردن دمای آن می شود. میزان گرمایی که دمای جسم را به اندازه واحد دما تغییر می دهد ظرفیت گرمایی جسم نامیده می شود.

اندازه گیری ظرفیت گرمایی ویژه جسم جامد و گرمای نهان ذوب یخ

مقدار گرمایی که لازم است تا دمای یک جسم را به اندازه یک درجه افزایش دهد، به عنوان ظرفیت گرمایی تعریف می‌شود که آن را با حرف C نشان می‌دهند. ظرفیت گرمایی ، ترجمه واژه لاتین Heat Conductivity می‌باشد

نکته‌ای برای تأمل

گاهی در کشورهای توسعه‌نیافته، به عللی مانند کشف منبع انرژی، قدرت اقتصادی قابل ملاحظه‌ای ایجاد شده، اما تراکم عوامل کندکننده توسعه آنچنان بوده که مانع از انتشار توسعه اقتصادی بین دو ناحیه هم‌مرز شده است. چنانکه در نقطه‌ای، وسایل زندگی با جدیدترین ابزارها و فناوری پیشرفته مجهز می‌شود و در ناحیه‌های پیرامونی هم‌مرز یا نزدیک همان نقطه، زندگی همچنان به روشی ابتدایی و سنتی صورت می‌گیرد.
اختلاف سطح در پیشرفت اقتصادی حتی ممکن است ناحیه‌های پیرامونی را برای مدتهای طولانی در خلأ توسعه‌نیافتگی و یا رکود و پسرفت اقتصادی قرار دهد.
نمونه‌ای که فرانسوا پرو، اقتصاددان فرانسوی، در این زمینه یادآور می‌شود، بهره‌برداری نفت در خوزستان ایران است که به‌عنوان منبع انرژی، نه‌تنها ناحیه‌های پیرامون را در خلأ توسعه‌نیافتگی نگه‌داشته، بلکه رکود و پسرفت اقتصادی حتی همان سامانه‌های پیشین را نیز موجب شده است.
پرو علت این پدیده را در پیوستگی دو منبع انرژی جستجو می‌کند: نخست، منبع انرژی خوزستان (نفت) و دوم، منبع انرژی ناشی از ظرفیت انسانی خوزستان. به‌طوری که بهره‌برداری از منبع انرژی نخست (نفت)، موجب تهی‌شدن مناطق آباد پیشین (روستاها و کشتزارها) از منبع دوم انرژی (نیروی انسانی) شده است و با گذشت ربع قرن، این نواحی به بیغوله‌هایی تبدیل شده‌اند.

مقدمه:
پس از تصویب و شروع اجرای طرح خط لوله اتیلن غرب و با الگوگیری از این طرح، هم‌اکنون طرح اتان/ اتیلن شرق در حال طراحی و کارشناسی است. در این طرح و طبق سناریوی قوی‌تر آن، مقرر شده است گاز اتانی که از تولیدات میدان گازی پارس جنوبی و میدان گشوی جنوبی تفکیک می-شود، در منطقه سرخون بندرعباس، با ایجاد 5 واحد کراکر، به اتیلن تبدیل شده و سپس گاز اتیلن با لوله به شهرهای مختلف استانهای سیستان، کرمان، یزد و خراسان رضوی منتقل شود تا در 14 نقطه از این مسیر، واحدهای بالادستی پتروشیمی ایجاد و محصولاتی چون پلی‌اتیلن، پی‌وی‌سی و استایرن‌منومر تولید شوند.
آن‌طور که از مقدمه متن طرح برمی‌آید، این طرح پیش از آنکه توسط حوزه کارشناسی صنعت نفت مطالعه و در ابعاد آن تدقیق شود، از سوی برخی مسئولان سیاسی کشور و بخصوص مقامات استانهای ذیربط مطرح شده و حتی مذاکرات اولیه‌ای با استانداران کرمان و یزد درباره ساخت مجتمع‌های پتروشیمی در این استان‌ها نیز صورت گرفته است.
این مسئله سبب شده تا تدوین‌کنندگان طرح مذکور، به جای بررسی اصل ایجاد واحدهای بالادستی پتروشیمی در منطقه مرکزی و شرق کشور، صرفاً به بررسی سناریوهای مختلف در انتقال خوراک به واحدهای از قبل تعریف‌شده بسنده کنند آنچنان‌که گویا اصل طرح از قبل، قطعی بوده و هیچ تشکیکی در آن نمی‌شود کرد.

هدف نقد:

در این نقد مجمل، بیش و پیش از آنکه به مباحث فنی از قبیل محل احداث واحدهای کراکر، روشهای مختلف انتقال خوراک و مانند آن بپردازیم، اصل اجرای یک‌چنین طرح بزرگی در مناطق شرق کشور را مورد ارزیابی و تحلیل قرار می‌دهیم. این تحلیل، از زاویه «توسعه منطقه‌ای» صورت گرفته و تأثیر و تأثرات طرح بر توسعه استانهای شرقی و مرکزی را مد نظر قرار می‌دهد. چراکه اساساً یک‌چنین طرح گسترده و پردامنه‌ای، بیش از آنکه «بخشی» و مربوط به یک وزارتخانه خاص تلقی شود، خواه ناخواه، بر توسعه مناطق مذکور اثرات اقتصادی و اجتماعی گسترده و ماندگاری خواهد داشت. لذا اصول توسعه پایدار حکم می‌کند از زاویه توسعه منطقه‌ای به بررسی طرح بپردازیم.

سؤالات کلیدی:

دراین راستا ابتدائاً به چهار سؤال کلیدی که نسبت به روند توسعه صنایع بالادستی پتروشیمی در استانهای مختلف مطرح می‌شود اشاره می‌کنیم:
1. تعریف و اجرای طرح‌های کلان پتروشیمی در پهنه وسیعی از مناطق کشور، تا چه اندازه اصول توسعه منطقه‌ای و آمایش سرزمین را مبنا قرار داده است؟
2. ماهیت صنایع بالادستی پتروشیمی نسبت به تأمین اهداف توسعه منطقه‌ای (همچون اشتغال‌زایی، تجهیز سرمایه‌های کوچک مناطق، بسیج منابع طبیعی و انسانی مناطق، حفظ محیط زیست وغیره) از چه ویژگی‌ها و کارکردهایی برخوردار است؟ و آیا استقرار این صنایع در مناطق کمترتوسعه‌یافته، برآورنده آمال توسعه‌ای این مناطق خواهد بود؟
3. آیا با اختصاص بخش کمی از حجم عظیم سرمایه‌گذاری‌ها در پتروشیمی، به صنایع دیگری که تناسب بیشتری با توسعه مناطق دارند، نمی‌توان راه‌های میانبری برای دست‌یابی به اهداف توسعه استانها در پیش گرفت؟
4. چنانچه اصل طرح‌هایی چون اتیلن غرب و اتان شرق، از منظر توسعه منطقه‌ای قابل توجیه نباشد، چه سناریوهای دیگری برای اجرای ظرفیت‌سازی‌های ضروری در بخش پتروشیمی باید در پیش گرفت؟ به عبارت بهتر، چه روش‌های بهتری برای توسعه این صنعت، همراه با رعایت اصول توسعه ملی و سیاست‌های آمایشی وجود دارد؟

متأسفانه طرح ایجاد خط اتان شرق، با عبور از این مسائل اساسی، صرفاً به تبیین راه حل‌هایی اندیشیده است که سیاست‌مداران بدون تأملات کارشناسی لازم پیشنهاد کرده‌اند. لذا به طراحان از این جهت می‌توان خرده گرفت که چرا اصل مسئله را مورد سؤال جدی قرار نداده‌ و عواقب طرح را متذکر نشده‌اند؟! البته آنها نیز می‌توانند پاسخ دهند که ایشان ندیم پادشاهند نه بادمجان! یعنی هرچه را که مدیران عالی بخواهند انجام می‌دهند و مطابق خواست ایشان تأمل می‌ورزند.

ایرادات طرح:
ایرادات وارد بر طرح‌های اتیلن غرب و شرق را می‌توان از دو منظر بررسی کرد:
1. ایرادات طرح از منظر اصول توسعه منطقه‌ای و ماهیت صنایع بالادستی پتروشیمی
2. ایرادات طرح از منظر توجه به پارامترهای فنی- اقتصادی
در این گزارش، به موارد دسته اول پرداخته ایم و پرداختن به موارد دسته دوم از عهده تهیه کنندگان این نوشته خارج
است.
1

. کدام رویکرد در توسعه منطقه‌ای؟


در سرلوحه اهداف طرح خط لوله اتیلن غرب این هدف ذکر شده است: «جبران عقب‌ماندگی مناطق کمتر توسعه‌یافته». این عبارت، بیش از هر چیز به «توسعه‌ منطقه‌ای» اشاره دارد. هرچند ممکن است متولیان بخش پتروشیمی، مقصود اصلی خود از طرح اتیلن غرب و شرق را تأمین ظرفیت‌های ضروری برای تولید پلی‌اتیلن و دیگر محصولات پایه قلمداد کنند، اما خواه‌ناخواه، این طرح در توسعه منطقه‌ای استانهای ذیربط دخل و تصرف خواهد داشت.
ادبیات توسعه منطقه‌ای حداقل بالغ بر 55 سال است که به صورت شفاف و صریح در علم اقتصاد و علوم ذیربط، مورد مداقه و کنکاش قرار گرفته و الگوهای اجرایی متنوعی را نیز در کشورهای مختلف به اجرا درآورده که طبعاً شکستها و موفقیت‌هایی را به همراه داشته‌اند. آیا به خطا است اگر در تحلیل یک‌چنین طرح گسترده‌ای، نیم‌نگاهی نیز به نظریات و الگوهای توسعه منطقه‌ای انداخته و صحت و سقم سیاستهای فعلی کشور را با یافته‌های علمی و تجربی 6 دهه اخیر در دنیا محک بزنیم؟ حتی اگر متولیان بخش پتروشیمی بگویند وظیفه ما توسعه منطقه‌ای نیست و ما مسئول توسعه بخش خود هستیم و لاغیر، آیا سیاستگذاران و برنامه‌ریزان اقتصادی که در رأس آنها سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور است به خود اجازه می‌دهند که وارد این مقوله نشوند و افسار توسعه پتروشیمی در پهنه مناطق کشور را به گردن خود این بخش بیاویزند؟
هرچند در این نوشته، فرصت تبیین و موشکافی مدل‌های توسعه منطقه‌ای و نظریات آزمون‌شده آن نیست، اما صرفاً به دو رویکرد اساسی در توسعه منطقه‌ای و ابعاد و الزامات آنها اشاره می‌شود تا معلوم شود که یک‌چنین طرحی، عمداًٌ یا سهواً، از چه الگویی در توسعه منطقه‌ای پیروی می‌کند.
تمام الگوها و سیاست‌های توسعه منطقه‌ای را می‌توان در دو رویکرد «توسعه از بالا» و «توسعه از پایین» خلاصه نمود. نمونه بارز الگوهای اجراشده در توسعه از بالا، تعیین و توسعه «قطب‌های رشد» می‌باشد که در بسیاری از کشورهای صنعتی و درحال توسعه پیاده شده و امروزه صحبت از نقد این الگو به میان آمده است. درمقابل، یکی از الگوهای رو به گسترش رویکرد توسعه از پایین، «خوشه‌های صنعتی» است که امروزه به اساسی‌ترین راهبرد در توسعه منطقه‌ای بخصوص در کشورهای در حال توسعه تبدیل شده است.
در نظریه قطبهای رشد و به تبع آن در نظریه ضربه‌های توسعه، تصور این است که با تمرکز امکانات و صنایع در یک نقطه که معمولا مهمترین شهر موجود در منطقه می باشد، آثار توسعه متمرکز این مکان، به تدریج و خودبخود به سایر نقاط منطقه و نواحی اطراف سرریز خواهد شد. از این رو می توان با استقرار صنایع بزرگ در این نقطه (صنایعی که لزوماً تناسبی با شرایط و قابلیتهای منطقه ندارد)، خودبخود توسعه منطقه‌ای محقق خواهد شد.
اما در رویکرد مقابل یعنی توسعه از پایین، این تصور مردود بوده و توسعه منطقه ای واقعی را در بسیج تمام امکانات و منابع طبیعی، فیزیکی، انسانی و غیره موجود در منطقه می داند. از این رو توسعه خوشه های صنعتی نه تنها الگویی تحمیل‌شده از خارج منطقه نیست، بلکه درواقع تحول در ساختار و ترکیب اقتصادی منطقه، مطابق با امکانات و قابلیتهای آن می‌باشد.
در جدول زیر به اختصار تفاوتهای دو رویکرد را نشان داده ایم:
1206
لازم به ذکر است که استقرار صنایع بزرگی چون فولاد در اصفهان و اهواز، ماشین سازی در تبریز و اراک، پتروشیمی در اراک، و غیره در دهه های 40 و 50 براساس الگوی قطبهای رشد بوده است. درحال حاضر میزان رضایت‌مندی مردم بومی این مناطق از عملکرد این صنایع، می‌تواند شاخص خوبی در تشخیص موفقیت این سیاست در توسعه منطقه‌ای
باشد.
2

. مسئله آمایش


آمایش سرزمین عبارت است از توزیع متوازن و هماهنگ جغرافیایی کلیه فعالیت‌های اقتصادی، اجتماعی و معنوی در پهنه سرزمین، متناسب با قابلیت‌ها و منابع طبیعی و انسانی.
بر اساس این تعریف، منظور از آمایش سرزمین استفاده درست از قابلیت‌های سرزمین و سایر امکانات به اندازه توان آنهاست. به عبارت دیگر، کشاورزی بایستی در سرزمینی صورت گیرد که توان تولید فرآورده‌های کشاورزی را داشته باشد، در مکانی باید فعالیتهای صنعتی مستقر شود که قابلیت آن را داشته باشد. به طور کلی، "سرزمین" یک منبع محدود و آسیب‌پذیر است و استفاده از آن باید با مدیریت درست و منطقی و پس از شناخت تنگناها و توانایی‌های محیطی انجام گیرد.
آمایش سرزمین، نوعی مدیریت کلان است که تلاش می‌کند در سطوح مختلف بین منافع و عملکرد فردی، بخشی و اجتماعی، نوعی تعادل و هماهنگی ایجاد کند و می‌کوشد تا تضاد منافع فردی و بخشی را با منافع عمومی جامعه از بین برده و آن را در جهت منافع عمومی جامعه هدایت کند، به همین دلیل آمایش سرزمین را «مدیریت فضا» نیز نامیده‌اند.
اهمیت روزافزون آمایش در برنامه‌ریزی‌های توسعه، سبب شده است که قبل از هر نوع برنامه‌ریزی ملی و بخشی، مبنا قرار دادن اسناد آمایش شرط ضروری موفقیت برنامه‌ها قلمداد شود.
در کشور ما علی‌رغم سابقه 30-40 ساله مطالعات آمایشی، هنوز این مطالعات آنچنان که باید مبنای برنامه‌ریزی‌ها قرار نگرفته است؛ هرچند دولت موظف شده است که در برنامه 5 ساله توسعه پنجم، اساس برنامه را بر مبنای آمایش قرار دهد.
حال با توجه به جایگاه مطالعات آمایشی، می‌توان سوال کرد که طرح‌های فرامنطقه‌ای خطوط اتیلن غرب و شرق آیا مبانی و اصول آمایش را اساس قرار داده است یا خیر؟ متأسفانه تعجیل در طراحی و اجرای این طرح ها مانع از این امر شده است. آیا استقرار واحدهای آب‌بر پلی‌اتیلن در شهرهای کویری و کم‌آب مرکز و شرق کشور که حتی در تأمین آب شرب خود مشکل دارند، برمبنای مطالعات آمایش بوده است؟!
از سوی دیگر، یکی از مباحث مهم در توسعه بر مبنای آمایش، توجه به ساختار اقتصادی و الگوهای توسعه و مصرف در منطقه است. به عبارت دیگر، الگوی توسعه هر منطقه به فراخور توانمندیها و قابلیتهای آن و نیز روند تغییر ساختار اقتصادی آن، می تواند به یکی از جهات بچربد: صنعت، معدن، خدمات یا کشاورزی. بدین ترتیب منطقه‌ای که الگوی توسعه آن خدماتی است، چندان در ایجاد و راهبری واحدهای بزرگ صنعتی موفق نخواهد بود. چراکه اساسا منشأ و ترکیب سرمایه‌گذاری‌ها متناسب با خدمات شکل گرفته است نه صنعت.
بعلاوه شاخصی همچون درآمد سرانه مردم منطقه نشان می‌دهد که اساساً چه نوع محصولات و خدماتی قابلیت مصرف در منطقه را خواهد داشت. به عنوان نمونه مصرف مستمر ظروف یک‌بار مصرف، در مناطقی با درآمد سرانه بیش از 2000 دلار در سال، معمول و رایج است نه مناطق فقیر تر از آن.

3. مسئله اشتغال

برای کشوری که مشکل بیکاری و کمبود منابع سرمایه‌گذاری را توأمان دارد، سیاستهای اشتغال‌زایی با دو ملاحظه اساسی روبرو خواهد بود: نخست، کاربر بودن سرمایه‌گذاری‌های صنعتی و دوم، پایین بودن نرخ سرمایه‌گذاری‌های ثابت به ازای هر شغل. به عبارت بهتر، تنها ایجاد اشتغال مهم نیست، بلکه مهم این است که ایجاد شغل با چه هزینه‌ای صورت گرفته است. بدیهی است هر چه نرخ سرمایه لازم برای ایجاد یک شغل افزایش یابد، توان ایجاد اشتغال کاهش می‌یابد.
در این زمینه خوب است به تفاوت‌های اساسی میان برخی از صنایع مهم در زمینه نرخ سرمایه لازم برای ایجاد اشتغال در آنها دقت شود.
در جدول زیر، فعالیتهای صنعتی براساس میزان سرمایه‌گذاری ثابت لازم جهت ایجاد هر شغل در سال 1994، براساس متوسط های بین المللی، رده‌بندی شده‌اند. به عنوان مثال در سال 1994، ایجاد هر فرصت شغلی در صنعت تولید پوشاک فقط به 8 هزار دلار سرمایه گذاری ثابت نیاز داشته، درحالی که در صنعت پالایش نفت همین رقم به 600 هزار دلار بالغ می‌شده است.



JavaScript Codes


Javascripts