پروژه

مسجد کبود

مسجد کبود یا جهانشا

این مسجد درسال 870ق. در دوره ی جهانشاه قراویونلوها بنا گردید.برخی احداث این بنا را به همسر جهانشاه،بیگم خاتون و دختر وی نسبت داده اند،امّا در کتیبه ی سردر مسجد به نام ابوالمظفر جهانشاه اشاره شده و گویا با همّت و نظارت خان بیگم خاتون همسر جهانشاه ساخته شده است،البته این بنا و ساختمان های وابسته به آن در زمان سلطان یعقوب،فرزند اوزون حسن با همت و نظارت صالحه خاتون دختر جهانشاه مرمت و تکمیل شد.

کاشیکارهای آبی رنگ فیروزه ای است که به نامهای (( فیروزه ی اسلام)) و مسجد کبود نیز معروفیت یافته است.

حافظ حسین کربلایی که در نیمه دوم قرن دهم هجری اینمسجد را دیده بود،آن را چنین در درآمد تبریز یحایب شرقی که خیابان گویند،عمارتی است در کمال لطافت و نیکویی موسوم بهمظفریه از ماثرابوالمظفر جهانشاه پادشاه ابن قرایوسف بن توره مش بن بیدام خواجه ی ترکمان و این طبقه را قراقونیلو و بارانی نیز گویند گویا این عمارت بسعی و اهتمام حرم محترم وی خاتون جان بیگم انرالله برهانها بنا شده و مشار الیها بسیار بسیارخیره و صاله و عمیفه بوده، در همان بقعه مدفون است و میرزا جهانشاه که حقیقتی تخلص کردی و پادشاه عظم الشان بود در دوازدهم شهر ربیع الثانی سند اثنی و سبعین و ثمانمائه (872ه‍)بدست حسنپادشاه کشته گشت با اکثر أولاد در آن مقبره مدفونند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کتاب چلبی که درنیمه اول قرن یازدهم هجری این مسجد را دیده بود،در باره آن چنین اظهار داشته است: ((داخل و خارج و سر در و مناره آن با کاشی تزیین یافته ،یک قبه و یک مناره ارد، مشکب روز نهایش از سنگ بلقمی به طرزی ماهدانه وجالب کنده شده است، از مسجدسلان حسن کوچکتر ولی از آن لطافتر و زیباتراست.)) پنج سال بعد ازکاتبچلبی سیاح دیگریبه نام اولیاء چلبی ضمن سفر به تبریز و بازدید از مسجد فوق آنجاچنین توصیف کرده است:((درگاه مسجد جهان شاه بلند تر از طاق کسری است.بنای عالی  است که با کاشیهای زیبا آراسته شده گنبد های بلند دارد همه ی درودیوار آن با کاشیهای رنگارنگ زینت یافته و جامع دل انگیزی است که ر کس به درون آن داخل شود، دلش اجازه ی بیرون شدن نمی دهد، تاورنیه که در سال 46ه‍ ق. به ایران سفر کرده بود درباره ی فضاهای داخلی مسجد کبود نکات ارزشمندی نگاشته،از جمله دربارهخصوصیات معماری و تزئینات گنبد های مسجد،منبرهای درون آن و نحوه نورگیری مسجد از جبهه جنوب چنین نوشته است:)) در اطراف میدان بزرگ تبریز و مجاور آن بقیه ی آثاربناهای باشکوهی دیده می شود و چهار پنج مسجد را که درعظمت بنا بی نظیر هستند بخرابی واگذارده اند یکی ازآن مساجد که بهتر و عالی تر از سایر مساجد تبریز می باشد در خارج شهر سر راه اصفهان واقع شده است... بنای این مسجد بسیار عالی و نمای آن که پنجاه قدم ارتفاع دارد هشت پله از سطح زمین اطراف کدی دارد ،و از خارج دیوارهای آن همه کاشی اعلی برنگهای مختلف پوشیده شده ،از طرف داخل با نقش و نگارهای زیبا به سبک معماری اعراب و کلمات بسیار بخط عربی از طلا و لاجوردی زینت یافته است . از دو طرف بناد و مناره با برج خیلی بلند  امّا  کم  قطر ساخته اند  و  در  میان  آنها  راه پله تعبیه شده است که بالا

 می رود و سطح ظاهر مناره ها هم کاشی است و این آجرهای منقش براق زینت معمولی است که در ایران انبیه را بدان میآرایند...درب مسجد چهار پا بیشتر عرض ندارد ،و در وسط یک تخته سنگ سفید شفافی تراشیده که بیست و چهار پا طول یعنی ارتفاع و دوازده پا عرض آن سنگ است و در میان سطح داخلی آن نمای بزرگ مسجد خیلی زیبا و عظیم بنظر می آید از راه رو مسجد داخل گنبد میشود که سی و شش قم قطر آن است.

  این گنبد از طرف داخل روی دوازده مجردی بنا شده که شانزده هجری هم از خارج تکیه گاه آن است و این مجردیهای خیلی بلند و شش پای مکعب حجم آنها است،در پایین ستونها سکویی از مرمر سفید ساخته شده که زیر آن خالی و خانه خانه است . برای اینکه کفش ها را وقت دخول به مسجد می کنند در آن سوراخها بگذارند . این گنبد از طرف داخل با آجرهای کوچک مربع از کاشیهای الوان مختلف گل وبوته دار موزائیک شده که در میان آنهابه تناسب جملاتو آیات عربی گنجانیده و بقری خوب بهم اتصال داده اند که گویا یک پرده ی نقاشی است که تمام با درجهو پروردگارساخته شده است.از این گنبد داخل یکگنبد کوچکتری میشود که خیلی قشنگتر ازاولی است:در تحمل آن از سنگ مرمر شفاف سفید چیزی ساخته شده که شباهت به دری که باز نمی شوددارد.این گنبد  مجردی ندارد، اما ازاره ی آن بقدر هشت پا ارتفاع از سنگ مرمر سفید است، سنگ ها به عرضو طولی است که مائیه تعجب و حیرت ایت.تمام این گنبد از مبنای بنفشه رنگ است که روی آن اقسام گلهای صاف نقاشی شده، سطح خارجی هر دو گنبد هم از همین کاشی  های مستوراست ولی نقاشی آنها برجسته می باشد روی گنبد اولی گلهای سفید روی زمینه سبز و گنبد دومی ستاره های سفید روی زمینه ساه نقش شده همه ی این نقاشی شده و همه ای رنگها پیامده لذت و فرح میدهد.نزدیک درب مدخل از گنبد بزرگ داخل گند کندکوچک میشوند طرف دست چپ منبدی از چوب گرد وبدیوار تکیه داده اند که نجاری آن تعزینی نداشت ، شش پله بود روپوش هم نداشت اما طرف دست راست یک منبد دیگری از همان چوب به دیوار تکیه داده اند که نجاری آن خیلی اعلا بود.بالای سر آن سایبانی از همان چوب افراشته و دور محل نشیمن آن از چوب نرده کوچکی ساخته شده و چهارده پله دارد.درست جنوب مسجد و تخته سنگ خیلی بزرگ سفید شفاف که نور خورشید از آن می گذرد نصب شده است. وقتی آفتاب با آنها میتابد به سرخ رنگ میشود بطور یک چند لحظه یعد از غروب آفتاب هم می توان بروشنائی وتلالو آنها مکتوب را قدائت کرد.))

 

 

شاردن سیاح فرانسوی که در سال 1084.ا ق. مدتی در تبریز اقامت کرده بود، این مسجد را به طور مختصر چنین مورد اشاره قرار داده است: (( یکی از پادشاهان ایران موسوم به جهانشاه در سال هشتصد و هفتاد و هشت قمری مسجدی ساخت که به نام مسجد کبود معروف است.این مسجد دارای دو مناره کوچک می باشد ،و دو مناره دیگر که از نظر فنی دارای خصوصیتی ممتاز است و از نظر بلندی و طر با مناره کوچک موافقت ندارد بر آنها قرار گرفته ،چنان که مناره کوچک به جای پایه مناره های بزرگ محسوب می شود.))  مادام دیولا فوآ به ویرانی مسجد و تخریب بیشتر آن توسط ساکنان محیط اطراف آن چنین اشاره کرده است)) :شهر تبریز انبیه قدیمی زیادی ندارد اما آنچه باقی مانده شایان توجه است. بهترین نمونه آنها مسجد است... عظمت بنا و زیبایی سر در آن و ظرافت معماری و موزاییک های کاشی  که در اطراف این سر در بکار رفته همه حیرت آور است و چقدر تأسف آور است که گنبدهای این بنای زیبا بواسط زلزله تکان خوردهو خراب شده است و در حین سقوط دیوارها را هم با خود بزمین ریخته و از آن مسالح تعمین توده ای در حیاط تشکیل یافته است. ساکنین اطراف آن هم بدون مانع در این توده کاوش کرده و مصالحی برای ساختمان خانه های خود میبرند و هیچکس در این فکر نیست که از این عمل ناپسند جلولیگیری کند . یک علت دیگر هم در کار بوده... امروزه تمام این بنای عالی خراب شده حتی زمین آنرا اهل محل تصرف کرده و در روی آن خانه های برای خود ساخته اند و یک راه کاروان روی نیز در پهلوی پله های جلو خان آن ایجاد شده است. سر در این مسجد در زمین مرتفعی بنا شده و در قسمت فوقانی آن قوص بیضی شکلی وجود دارد. در بین آن ستونهائی متصل به بنا شکل مارپیچ بالا رفته و در قسمت فوقانی هلال بیضی شکلی تشکیل می دهند. این ستون ها با اتمام از کاشیهای نقش یروزه ای رنگ زیبا با نقش و نگارهای خوش نما پوشیده شده اند.سطوح داخلی رواقی از کاشیهای رنگارنگک مسنود است.این کاشیها با قطعات کوچک بریده شده و با مهارت استادانه ای چنان بهم متصل  شده اند که گوئی همه یک پارچه هستند یعنی یک کلی است که اجزائ ترکیبی آن در نظر اول دیده نمیشود.

 در نقاشی و ترکیب رنگها با اندازه ای لطافت و ظرافت به کار رفته که انسان خود را در مقابل تابلوی بسیار عالی پراز سبزه و گل می بیند.در میان رنگهای ابی روشن و سبز تیره و زرد و سفید و شاخ و برگها و گلها یک هم آهنگی ممتاز و بی نظیری وجود دارد. رنگ کبود زمینه آن یکنواختی نقاشیها از میان میبود بدون اینکه از زیبایی لطافت مجموع کباهد و شاید به همین مناسبت مسجد کبود مشهور است...عبادتگاه مرکب از دو تالار بزرگی است که از هم متمایز و سابقا دارای گنبد های بوده که اکنون خراب شده اند.تالار اول از موزائیک هائی با الوان مختلف زینت یافته و طرز کاشی کاری آن مانند مدخل است .نقشه های آنها بواسطه توضیح کاشیهای خاکستری رنگ و کل سرخی یک نوع برجستگی ومنظره خاصیبه آن میدهد ولی ترکیب هزاره ها طور دیگری است و نقش رنگ آنها با بدنه تفاوت دارد.تالار دوم که در آن محراب واقع شده است از کاشیهای تراشیده کبود هشت ضلعی کوچک زینت یافته که رنگ مبنای لاجوردی آنها بشاخ وبرگهای طلائی و زمینه عاج مانند کتیبه ها جان می بخشد.کتیبه که دارای نوشته های است با خط عربی که با شاخ و برگها وگلهاآمیخته شده است.سنگفرش کف این بنا بسیار با شکوهو خوش منظره است.))   نادر میرزا توصیف نسبتا دقیقی و کاملی از این بنا ارائه کرده است که متن آنها علاوه بر معرفی بنا،از لحاظ وجوداصطلاحات معماری نیز با ارزش است:((ارتفاع طاق جلو این بناپانزده ذرع تبریز است ودهنه این طاق هفت نوع یکچارکمصفه جلواین طاقی پنج پله که ارتفاع هر پله یک ذرع چارک کم میباشد طول صفحه الی در مسجد چهار ذرع و نیم دهنه در طاقی مسجد سه ذرع و نیم دهنه در طاقی مسجد سه ذرع و نیم است و طول فرش انداز این مسجد از دهنه در مسجد الی دهنه طاقی مسجد بیست و چهار ذرع عرض مسجد و یک ذرع و نیم است و در گنبدی که این محیط این مسجد بوده پنجاه و پنج ذرع کاشی دیوارهای مسجد با ارتفاع یک ذرع و نیم از زمینببالا کاشی فیروزه رنگ که خوش رنگتر از فیروزه اصل است کاشی کاری نموده و میان این کاشی با کاشی سیاه و زرد بطور حصیر بافی کاشی بری کرده.

 

 بالای این کاشی را به عرض نیم ذرع حاشیه قرار داده چهارانگشت از این حاشیه را با کاشی نموده و میان این کاشی را با کاشی سفید و زرد وفیروه ای و سیاه و بطور اسلیمی شاخ و برگ و گل و بوته طرح سازی و کاشی بری نموده است و بطوری این کاشی ها را به یکدیگر و صالحی نموده است که با شکال زنیها معلوم می شود بالای این حاشیه را بعرض یک چارک حاشیه دیگری قرار داده است که متن این حاشیه را هم با کاشی کبود کاشی سازی نموده است وسط این کاشی را با کاشی سفید بخط ثلث بسیار خوش خط که بعرض یک انگشت پهنای خطوط است سور مبارکه قرآن را کاشی بری کرده اسست و جمع اطراف مسجد به همین نحوبه یک میزان کاشی کاری شده است و این خطوط را تبصمی کاشی کاری بری کرده است که در هر جای مسجد به یک اندازه و میزان است که اگر پرکار گذار کلمات بقدر سر موئی از یکدیگر کم و زیاد ندارد در یکی از حاشیه های دیوارها سوره شریفه حمد را با کاشی مذکور کاشی بری نموده و بسم الله الّرحمن الرّحیم را بلا التصال متصلا با خط ثلث به طرز ثلث بطرز خوش کاشی کاری نموده از اتمام سوره حمد این آیه کریمه را متصل به بقیه حاشیه کاشی بری کرده است، الحمد الله الذی خلق السماوات و الأرض و جعل الظّلمات و انّور و الّذین کفرو والی اخر و دو ذرع و نیم بالای این حاشیه و متن دیوار را با آجر تراشی خود رنگ کاری نموده و از خود آجر تر نجها بند رومیها به طورهای خوش طرح اندازی نموده درزها این آجرها بهمان کجی که در ابتدای کار گذاری آجر شد اکتفا نموده بند کشی دوباره نکرده است با وجود این درزهای آجرها بطوری صاف و اجذا بیکدیگر متصل است که معاینه جای گج سرب و آهن را کداخته و بدرزها کشیده باشند ابدا‍‍‍‍‍‍‍‍ یک اجرالی حال سر مویی از یکدیگر پست و بلند نگشته و درز هیچکدام مند درز شده میان دیوار و اطراف آجرها را بطور ترنج شش ضلعی که طول هر ضلعی به ضلع دیگر نیم ذرع است با چهار رنگ کاشی بری نموده است دوباره تمام این ترنجها را در تمام مسجد با کاشی فیروزه رنگ به پهنای یک انگشت کاشی سازی نموده و متن ترنجها از کاشی کبود و شاخ و برگ و گل و بوته را از کاشی سیاه و زرد و سفید و سبز کاشی کاری نموده است و طوری این کاشی های الوان را گل سازی و والحی نموده است که دربادی نظر نقاشیها بسیار ممتاز فرهنگ که گل و برگ و شاخه را رنگ آمیزی می کنند.

  

می آید که ابدا برگ گلها در تمام پیک میزان و یک قسم صورا و صورتا که عقل انسان را در صفت سازی مات و متحیر دارد و بالای ترنجها را که ترکیب بلخی است و باز دور مسجد را حاشیه از کاشی کبود بقدر نیم ذرع قرار داده است وسط این حاشیه ها را کاملا از آجر خود رنگ بخط ثلث بسیار ممتاز که عرض خطوط دو انگشت می شود بطور برجسته درآورده سور قرآن حمید را با آجر مذکور خط سازی نموده و اسماء الله در نصف اوّل مسجد که شخص داخل می شود دردیوارهای مسجد در هر جای بالاتر از حاشیه در میان لوحه ها نموده و این  اسماء مبارکه ثلثه را در بسیاری از اطاق و دیوارهای بالای حاشیه با کاشی سفید در میان لوحه های کاشی کبود مکرر نوشته است... تیرها و چوبها که در کل جدار و بالای حاشیه ها که که با ضطلاح حال در افسار گویند به کار گذارده بوده است،همه از چوب عمود بوده است،در یک دو جا بالای حاشیه با ارتفاع دو ذرع که جای در افساراست از چوبها مانده است که بطور مربع تراشیده اند و هر ضلعش بضخامت یک چارک می باشد بطور دو ذرع الآن شخص قلمتراش را بچوب میزند بطور عاج و شیرماهی صدا داده و تراشیده میشود.که ابدا آثار عجیب و پوسیدگی را ندارد و تیرهائی که به دو پوشه گنبد بکار رفته است سرپاره اند ،تیرها نمایان واغلبی ریخته و برده اند جاهای آنها در میان گنج و آجرها بقطر یک ذرع نمایان است و طاق جلو خان که ابتدای طاق مسجد و بطور مجرای زده باشد با ارتفاع پانزده ذرع است در وسط طاق اسم سلطان را از کاشی سفید که به عرض سه انگشت است بخط ثلث و بسیار اعلی در میان حاشیه کبود به طور لوح دور تا دورطاق بکار برده تا دو سال قبل اسم خود سلطان که جهانشاه است در کاشی باقی بود و اسم سلطان را با کاشی زرد کاشی کاری نموده بودند حال کاشی اسم سلطان ریخته و بقیه کاشی سفید که پوسف شاه خلد الله ملکه است باقی است و در بالای همین طاق با کاشی سفید در متن کبود لوح ها بند روحی و ترنجی بطورهای مختلف کار شده.  

 



JavaScript Codes


Javascripts