پروژه

مالکیت در اسلام

تحقیق درباره مالکیت و انواع آن که یکی از مهمترین پدیده‌های اجتماعی، اقتصادی تاریخ زندگی بشر است باید به همین روال صورت گیرد. یعنی هر دورهء تاریخی مورد نظر قرار گیرد و بعد از روی خصوصیات اجتماعی و مبانی اقتصادی به تبیین و توجیه مالکیت و تاثیر و تاثر آن در سایر نهادها پرداخت . مالکیت در چگونگی زندگی اجتماعی بشر از آغاز تاکنون تاثیر همه‌جانبه‌ای داشته است . هر چند با گذشت زمان و پیشرفت جوامع و تدوین قوانین رنگ قضائی بخود گرفته است و همچنین در طول زمان موجب عقاید و نظرات موافق و مخالفی را فراهم نموده که خود مبحث جداگانه‌ای را شامل است . این مختصر تنها گزارشی است از مباحث کلی مالکیت در ایران بعد از اسلام. مالکیت یکی از اصول مهم اقتصاد است ، منظور از اقتصاد تمام عواملی است که به ثروت ارتباط دارد. زندگی اقتصادی یعنی تولید، جریان، انتشار و مصرف ثروت . مالکیت یک پدیدهء قضائی است . بعضی از تئوری‌دانها معتقدند که اگر بشر بخواهد اصل مالکیت در دنیا محترم باقی بماند حتما" باید دولتها در حفظ آن دخالت داشته باشند. اکنون نیز در همه جا تعدیل حق مالکیت مطابق قوانین دولتی به عمل می‌آید و بوسیلهء نیروی تمام جامعه حمایت میشود و در همه جا از تجاوز نامشروع این حق مقامات قضائی جلوگیری میکنند. از اوایل وجود جامعه‌های بشری تاکنون، مالکیت علاوه بر عامل اقتصادی یک عامل سیاسی نیز بوده است مبارزهء طبقات اجتماعی و جنگ سرد سیاستمداران همیشه به منظور دفاع یا تصاحب یا انتقال مقداری از ثروت بوده است . مالکیت عامل اصلی تئوریهای علم‌الاجتماع و نظریات فلسفی است و گروه موافقین و مخالفین آن بسیار جدی و سر سخت میباشند.

 

مالکیت و تولید در اسلام:

اسلام با اختصاص مالکیت به خدا یعنی نفی مالکیت مطلقه و خصوصی آنطور که در نظام سرمایه داری بیان شده است در مبارزه پیگیر خود با این امر مستمر تاریخ بشر قدمی اساسی برمی دارد.

از نظر اسلام با توجه به نوع ثروت منابع طبیعی و شرایط زمان و مکان سه نوع مالکیت می‌توان یافت :

مالکیت عمومی؛ مالکیت دولتی؛ مالکیت خصوصی شرعی (‌اقطاع )

ثروتها و منابعی که مالکیت دولتی برآن حاکم است را در اسلام انفال می گویند .

در واقع خدا مالک حقیقی است و انسان بعنوان جانشین از طرف او در زمین امتیاز بهره برداری از نعمت های خداوندی را بدست می آورد.

با محدودیتی که اسلام برای مالکیت خصوصی قائل شده ، و آن را در چارچوب جانشینی گنجانیده ، مالکیت به صورت وسیله در آمده است . اسلام با نظریه ای که مالکیت را هدف بیانگارد ، بطور اصولی مبارزه می نماید و مخالفت را محدود به تعدیل و طرد امتیازات غلط ننموده است، در عوض افق وسیع تری که حیات پس از مرگ را نیز در برمی گیرد، دربرابرانسان گشوده است.

محدودیت زمانی مالکیت برطبق احکام ارث ، جزئی از مکتب اقتصادی و مربوط به نظریه توزیع می باشد ، براین اساس نوع مالکیت و حق ، از حیث مدت ، به دوره حیات مالک محدود بوده و جنبه مطلق و مستمر ندارد .

مالکیت در اسلام براساس این حقیقت استوار است که مالک اصلی خداست و پایه ی اصلی و نخستینی که اسلام برای مالکیت شناخته ، کار است .

اسلام با نظریه سرمایه داری ، اختلاف اصولی داشته و آن را مطلقا مردود شناخته است . زیرا برخلاف سرمایه داری که عوامل تولید را در یک سطح واحد قرار می دهد ، اسلام آنها را در یک ردیف نمی داند. علت اساسی فرق دو سیستم توزیع ، در اسلام و سرمایه داری اختلافی است که راجع به شخصیت و نقش انسان در تولید میان دو مکتب مزبور وجود دارد . در رژیم سرمایه داری انسان وسیله ای است در خدمت تولید ، در نتیجه با سایر عوامل یعنی طبیعت و سرمایه در یک سطح قرار داده شده و مثل آنها ، سهمی از محصول به او تعلق می گیرد . اما در نظریه اسلامی ، انسان هدف و غایت مقصود است نه وسیله .

اختلاف اسلام و مارکسیسم را در دو نکته اصلی زیر می توان خلاصه کرد :

پدیده ثبات مالکیت ؛ جدا بودن مالکیت از ارزش مبادله.

اقتصاد دانان مکاتب سرملیه داری موقعی که درباره توزیع بحث می کنند از منابع تولید جامعه سخنی به میان نمی اورند بلکه تنها درباره توزیع کالا و خدمات تولید در مدت زمان معینی صحبت می کنند .

اما دانشمندان مارکسیست با توجه به جهان بینی کلی شان معتقدند که شیوه تولید که شامل نیروی تولید و روابط تولید می شود زیربنای جامعه را می سازد . براساس دیالکتیک تاریخی ، مارکس معتقد است که تاریخ پنج نوع مرحله تاریخی به ثبت رسانده است :

کمون اولیه- برده داری - فئودالیته- سرمایه داری- نظام کمونیستی

اسلام نمو ثروت و بهره مندی از طبیعت را تا حداکثر ممکن و با توجه به هدف مکتب وظیفه جامعه دانسته ، با توجه به همین امر و سایر شرایط عینی اجتماعی دیگر سیاست اقتصادی خود را تعیین نموده ، دولت را مامور اجرای آن قرار داده است.

موضوعی که هر سه مکتب اقتصادی ، سرمایه داری ، مارکسیسم و اسلام ، از لحاظ مسلکی نسبت به آن اتفاق نظر دارند ، مسئله افزایش هرچه بیشتر تولید ، و حداکثر بهره برداری از طبیعت درچارچوب مقررات عمومی مکتب است . اما هریک از مکاتب مزبور ، ماهیت و لزوم رشد را تنها با شیوه های مورد نظر خود قبول داشته و شیوه های مخالف خود را رد می کنند.

ابزارهای لازم رشد تولید به دو دسته تقسیم می شوند : ابزارهای فکری و فرهنگی- ابزارهای قانونی

مارکسیستها بین تولید و توزیع ، رابطه جبری وجود دارد ، بدین معنی که طبق اصل تطور ، هریک از احکام تولید ، سیستم توزیع ویژه ای متناسب با خود داشته ، لزوما آن را ایجاب می کند به عبارت دیگر توزیع تابع مقتضیات تولید است .

با آنکه اسلام تبعیت جبری توزیع از تولید را ، طبق تفسیر مارکسیستی که آن را یک جریان تاریخی می شناسد ، بطور مطلق رد کرده است اما از وجود ارتباطی بین تولید و توزیع غافل نمانده است .

رژیم سرمایه داری تنظیم فعالیتهای تولید را به مکانیسم قیمتها که طبق مقررات عرضه و تقاضا در بازار آزاد تعیین می شود مربوط می داند

در حالی که اسلام معتقد است که : تولید ثروتهای طبیعی و صنایع استخراجی باید طبق مقررات قانونی صورت گیرد و تنها از این طریق است که تاسیس واحدهای بزرگ اقتصادی برای بهره برداریهای طبیعی و گماردن آنها در خدمت جامعه مجاز و مشروع قلمداد شده اند.

اسلام و مالکیت

در اسلام، مالک مطلق، خداوند است زمین و منابع طبیعی آن، موهبت‌های الهی هستند که وی از روی بخشندگی، این نعمت‌ها را به انسان بخشیده است.

«آنچه در آسمان‌ها و زمین است همه متعلق به خداست»

«ای بشر، آیا ندیدی خداوند هر آنچه در زمین هست را مسخر شما گردانید»

«آنچه در زمین و آسمان‌هاست را تمام مسخر شما گردانید»

قرآن همچنین رهنمون می‌سازد که خداوند، انسان را جانشین خود در روی زمین قرار داده است تا از آن بهره برده و از مخلوقات الهی محافظت کند.

«بیادآر آنگاه که پروردگار، فرشتگان را فرمود من در زمین خلیفه‌ای خواهم گماشت»

«او خدایی است که شما را جانشین گذشتگان اهل زمین مقرر داشت»

اسلام، به عنوان مذهبی واقع‌گرا، حق محدود مالکیت خصوصی را از این رو تاسیس کرده است که تا به عنوان سیستمی از پاداش‌ها و انگیزه‌ها برای ترغیب افراد به ایفای نقش امانتداری‌شان، عمل کنند. از این رو، مالکیت خصوصی، پاداش الهی برای آنانی است که وظایف خود را از طریق کاری سخت و مشروع انجام می‌دهند.

«آیا نمی‌دانید که برای آدمی جز آنچه به سعی و عمل خود انجام داده، نخواهد بود و البته انسان پاداش سعی و عمل خود را به زودی خواهد دید، سپس در آخرت به پاداش کامل‌تری خواهد رسید و تمامی امور به خداوند منتهی می‌شود.»

در یک جامعهء اسلامی عادلانه ثروت، پاداش برای کار سخت بوده و با تعهدات مذهبی و اجتماعی زیادی توام است، بنابراین ثروت نباید هیچ‌گونه رکودی در بین مسلمانان ایجاد کند.

« آرزو و توقع بیجا در مورد فضیلت و مزیتی که خدا با آن، بعضی را بر بعضی برتری داده، مکنید که هر زن و مردی از آنچه اکتساب کنند، بهره‌مند می‌شوند و هرچه می‌خواهید از فضل خدا درخواست کنید که خداوند بر همه چیز داناست.»

همچنین لازم به ذکر است که مسلمانان نباید از ثروت خود برای ایجاد یک زندگی تجملاتی استفاده کنند و فرد باید از ثروت خود برای کمک به دیگر مسلمانان، به ویژه تهیدستان استفاده کند.« و در اموال مومنان، بر فقیر سائل و محروم، حقی وجود دارد.»

بهره‌مندی انسان از زمین و محافظت از آن، از طریق مالکیت عمومی ممکن خواهد شد. طبق یک حدیث نبوی، مردم به طور مشترک مالک سه چیز هستند: آب، روییدنی‌ها و آتش. حمید عنایت  استدلال می‌کند که در دوره مدرن می‌توان این حدیث را در مورد پروژه‌های آبرسانی عمومی، الکتریسیته، معادن، مراتع و... تفسیر کرد. از آن‌جا که در اسلام، ‌حقوق فردی، از جمله حق مالکیت خصوصی، در مرتبهء دوم بعد از رفاه جامعه قرار دارد، پس یک حکومت اسلامی، از دلیل قاطعی برای ملی کردن بسیاری از منابع برای ادارهء آن به عنوان اموال عمومی، برخوردار است.

نهاد وقف، راه دیگری است که به ادارهء عمومی اموال خصوصی، مشروعیت می‌بخشد

طالقانی و مالکیت

آیت الله طالقانی نظراتش را در مورد مالکیت چنین جمع بندی می کند:
1- منشاء علاقه مالی در انسان و تا حدی در حیوانات غریزی و فطری است.
2- هر مال و فرآورده ای که محصول کوشش شخص و صرف نیازهای واقعی فرد و اجتماع شود از آن شخص و وابسته به او و جمعی است که به آن وابسته می شوند به عبارت دیگر از نظر آقای طالقانی منشاء مالکیت کار است (اصل 46 قانون اساسی هم می گوید: «هرکس مالک حاصل کسب و کار مشروع خویش است و هیچ کس نمی تواند به عنوان مالکیت نسبت به کسب و کار خود، امکان کسب و کار را از دیگری سلب کند.»)(اصل 47 قانون اساسی هم می گوید: «مالکیت شخصی که از راه مشروع باشد محترم است. ضوابط آن را قانون معین می کند.» و هنوز قانون ضوابط آن را معین نکرده است، آقای طالقانی بلافاصله برای جلوگیری از سوءاستفاده ،مفهوم مالکیت از دیدگاه خود را با مالکیت سرمایه داری تفکیک می کند و می گوید: «اینگونه مالکیت، نباید با سرمایه داری به مفهوم غربی پس از تحول صنعتی، اشتباه شود. چنان که بسیاری از نوخاستگان دچار این اشتباه هستند.»



JavaScript Codes


Javascripts