پروژه

امام زمان (عج)

غیبت امام زمان

اشاره :
اگر چه در تمامى ادیان و مکاتب اعم از الهى و غیر الهى در زمینه ظهور مصلح و منجى جهان کم و بیش مطالبى به چشم مى
خورد؛ ولى براساس دلیلهاى متقن و معیارهاى درستى که وجود دارد این حقیقت به اثبات رسیده است که کاملترین و قابل اعتمادترین اطلاعات در مورد شخصیت و ابعاد گوناگون زندگى موعود جهانى نظیر: تولد، غیبت، ظهور، حکومت و... در مجموعه روایات اهل بیت(ع) ارائه شده است. با توجه به این حقیقت در مقاله حاضر تلاش مىشود تا مسئله غیبت منجى عالم بشریت و علل و آثارش با توجه به مجموعه کلمات و رهنمودهاى حضرت على(ع) به اختصار مورد بررسى قرار گیرد.
1
. غیبت امام مهدى(ع)

امام على
بن ابىطالب(ع) مسئله غیبت حضرت مهدى(ع) را با زمینهسازى حساب شده و منسجمى در چند مرحله مطرح مىکنند و کاملاً روشن است که این کار به صورت تصادفى انجام نگرفته است بلکه با توجه به ظرفیت و کشش فکرى افراد و شیوههاى صحیح آموزشى و همینطور با در نظر گرفتن سیر طبیعى و خارجى وقایعى که در آینده پیش خواهد آمد به تبیین و تشریح امور پرداختهاند. در یک مرحله پس از تصریح به ضرورت وجود حجت الهى در روى زمین و بلکه کل نظام عالم هستى مىفرمایند:
هرگز زمین از حجت الهى که با دلیل و برهان براى حاکمیت بخشیدن به احکام و ارزشهاى دینى قیام مى
نماید خالى نخواهد بود و حجت خداوند عالم یا به صورت شناخته شده و آشکار [مثل یازده امام(ع)، در میان مردم زندگى مىکند] یا [در اثر فراهم نبودن شرایط مناسب] بهطور پنهان و ناشناخته به سر مى
برد.
در روایت دیگرى امام على(ع)، پس از اشاره به ضرورت وجود امام معصوم در روى زمین و تبیین مسؤولیتهاى او مى
فرمایند:
حجت خدا، گاهى به صورت علنى به طورى که همه او را مى
شناسند در میان مردم حضور دارد؛ امّا زمام امور را به جهت فراهم نبودن شرایط در دست ندارد. گاهى نیز حجت الهى روى مصالحى به اراده خداوند متعال از دیده مردم غایب است. در چنین مواقعى آنها در انتظار حجج الهى بهسر مىبرند. توجه به این نکته ضرورى است که در دوران غیبت گرچه جسم امام(ع) به علت وجود خطرات و یا مصالح دیگرى از دیده مردم نهان است ولى دانش او براى مردم مخفى نیست (همه از آن اطلاع دارند) و آداب و احکام و تعالیمش در قلب و جان انسانهاى مؤمن استوار و پابرجاست و مردم بر اساس تعالیم و رهنمودهاى او زندگى مى
کنند.
در مرحله بعد، امیرالمؤمنین(ع) ضمن معرفى آخرین حجت الهى اصل مسئله غیبت آن حضرت را بیان مى
کنند. از »اصبغ بن نباته« نقل شده است که مى
گوید:
روزى به حضور على
بنابىطالب(ع) رسیدم آن حضرت را غرق در اندیشه دیدم در حالى که از این وضع بسیار متعجب بودم [چون حضرت را هرگز در آن حال ندیده بودم] عرض کردم: یا امیرالمؤمنین مگر اتفاقى افتاده است که اینگونه نگران و غرق در دریاى تفکّر به نظر مى
رسید؟
حضرت على(ع)، در پاسخ فرمودند: درباره فرزندى که بعدها از نسل من به دنیا خواهد آمد فکر مى
کنم. او یازدهمین فرزند من است. او مهدى ما اهل بیت است که زمین را پس از پر گشتن از ظلم و ستم و تباهى با عدل و داد پر خواهد ساخت. امّا پیش از آن براى او یک دوره غیبتى هست که عده زیادى از مردم در این دوره از حق و صراط مستقیم منحرف مى
شوند.
در گام بعدى على(ع) به طولانى بودن دوره غیبت امام عصر(ع) و مشکلات و گرفتاریهاى آن مى
پردازند. به عنوان نمونه در یک مورد مى
فرمایند:
در دوره غیبت امام غایب مردم از حدود و چارچوب احکام شرع خارج خواهند شد و بسیارى از آنها گمان خواهند کرد که حجت الهى از دنیا رفته و امامت پایان پذیرفته است ولى سوگند به خدا در چنین دوره
اى حجت خدا در بین مردم و در کوچه و بازار آنها در حال رفت و آمد خواهد بود و وى حرفهاى مردم را خواهد شنید... او مردم را خواهد دید ولى آنها تا زمان معینى که خداوند مقرر کرده است قادر به دیدن آن حضرت نخواهند بود.
همینطور در این باره به مناسبت دیگرى مى
فرمایند:
دوره غیبت امام مهدى(ع) به قدرى طولانى خواهد بود که انسانهاى بى
خبر از مصالح و حکمتهاى الهى از ظهور آن حضرت مأیوس خواهند شد و در اثر ناامیدى از ظهور منجى عالم بشریت حتى این جمله را به زبان خواهند آورد که: خداوند عالم نیازى به آل محمد(ص) ندارد؛ یعنى اگر از آل محمد(ص) کسى در روى زمین بود تا کنون باید قیام مىکرد و به این نابسامانیها و بىعدالتیها پایان مى
داد.
2. علل و حکمتهاى غیبت امام زمان

از آنجا که عالم براساس یک نظام علّى و معلولى اداره مى
شود لذا همه وقایعى که در آن به وقوع مىپیوندند داراى علت و حکمت بهخصوصى هستند. در این راستا وقتى به منظور معلوم شدن علت غیبت امام عصر(عج) به بررسى روایات مىپردازیم به روایات زیادى برمىخوریم که در ضمن آنها تصریح شده است که فلسفه واقعى غیبت آن حضرت براى بشر معلوم نیست. امّا در عین حال در تعدادى از روایات از حکمتهاى غیبت سخن به میان آمده است. به عنوان مثال در بعضى از آنها (از امورى چون امتحان و آزمایش مردم، حفظ جان امام(ع) در امان ماندن از بیعت با ستمگران، فراهم شدن زمینه انجام وظایف و... به عنوان عوامل غیبت امام مهدى(ع) یاد مىشود.
در مجموعه روایتهایى که از حضرت على(ع)، نقل شده است به برخى از حکمتهاى غیبت اشاره شده است که از جمله آنهاست:
2-1. در امان ماندن از بیعت با ستمگران
بر طبق یک روایت، على
بن ابىطالب(ع) مى
فرمایند:
موقعى که قائم [حضرت مهدى(ع)]، قیام کند بیعت کسى در گردن (ذمه) او نخواهد بود و به همین جهت است که تولد او به صورت مخفى صورت خواهد گرفت و بعد نیز وجود مبارکشان غایب خواهد شد.
2-2. مشخص شدن گمراهان
یکى از راههاى تشخیص قوت ایمان و میزان پایبندى افراد به تعالیم اولیاى الهى، عملکرد آنها در دوره غیبت رهبران الهى است. به عنوان مثال وقتى حضرت موسى(ع) به امر الهى حدود چهل روز براى مناجات در کوه طور اقامت کرد اغلب مردم به خاطر نداشتن ایمان و یقین کافى فریب سامرى را خوردند و از آیین الهى دست کشیدند. در اشاره به این سنت الهى امام على
بن ابىطالب(ع) در روایتى پس از اشاره به وجود مبارک امام مهدى(ع) اضافه مى
کنند:
آن حضرت از چشم مردم نهان خواهد شد تا مردمان گمراه از غیر گمراهان مشخص شوند.
2-3. ستم و ظلم مردم به خودشان
على(ع) آنجا که از لزوم وجود حجت الهى در نظام هستى سخن مى
گویند به مسئله غیبت حجت الهى و علت آن با این تعابیر اشاره دارد:
اى مردم! بدانید که زمین هرگز از حجت الهى خالى نمى
ماند. امّا پروردگار عالم مردم را به خاطر ظلم و ستمى که مرتکب مىشوند و همینطور به جهت زیادهرویهایى که در حق خود انجام مى
دهند به زودى از دیدن حجت خودش [امام مهدى(ع)]، محروم خواهد ساخت.
2-4. به جهت ستم به فرزندان على(ع)
حضرت على بن ابى
طالب(ع)، در روایتى به مناسبتى از وقایع غیبت و پیشامدهاى آن سخن مىگویند و وقایع مربوط به آن دوران را به حوادثى که براى قوم حضرت موسى(ع) رخ داده است تشبیه و تصریح مىکنند که سرگردانى و تحیر مسلمانان در زمان غیبت حضرت مهدى(ع) چندین برابر سختتر و بیشتر از دوران سرگردانى و تحیر قوم حضرت موسى(ع) خواهد بود. آنگاه در اشاره به علت این پیشامد مى
فرمایند:
شما به خاطر ظلم و ستمهایى که بر فرزندان من خواهید کرد به این مسئله و سختیهاى آن دچار خواهید شد.
قابل ذکر است با وجود تصریح امام(ع) به این موضوع، مردم در اثر غرق شدن در دنیا و زخارف آن چند سال بعد از شهادت على(ع)، امام حسن(ع)، و امام حسین(ع)، را به آن وضع رقّت
بار به شهادت مىرسانند و ائمه بعدى را نیز مسموم مىکنند و در نتیجه اینکار وقتى نوبت به آخرین حجت الهى مىرسد خداوند، ایشان را به خاطر لطفى که بر بندگان خود دارد (علىرغم ناسپاسى آنها) در پس پرده غیبت جهت هدایت مردم و حفظ نظام هستى ذخیره مى
نماید... .
2-5. حفظ علامتهاى هدایت
همانطور که در حکمت قبلى اشاره شد خداوند متعال به منظور تداوم هدایت مردم در برهه
اى از زمان وقتى آنها قدر نعمت بىنظیر الهى؛ یعنى امام معصوم(ع)، را فراموش مىکنند بنابر مصالحى وجود مبارک او را در پس پرده غیبت قرار مىدهد تا علاوه بر حفظ نظام عالم، نزول فیض و رحمت الهى از طریق وى به بندگان خدا تداوم پیدا کند و باب هدایت مردم به سوى خداوند همچنان باز باشد. امام علىبن ابىطالب(ع)، در این باره مى
فرماید:
... خداوند حجتهاى خود را به صورت آشکار یا پنهان یا حتى در حالى که خطر آنان را تهدید مى
کند (در حال ترس و نگرانى) در میان مردم حفظ خواهد کرد تا حجت و دلیلهاى روشن و واضح (هدایت و رستگارى) از بین نروند.
3. آثار و نتایج غیبت امام زمان(ع)

همانطور که در ضمن بعضى از روایات قبلى هم بیان شده بود دوره غیبت امام(ع) داراى مشکلات و گرفتاریهاى فکرى و اعتقادى بسیار خطرناکى است که امروزه حداقل بخشى از آنها را بعینه مشاهده مى
کنیم. حضرات معصومین(ع) سالها پیش از تولد امامعصر(ع) به این پیشامدها و اثرات منفى آنها اشاره کردهاند و ارائه هشدارها این واقعیت را تأیید مىکند که مردم اگر برنامهریزى و عملکرد مناسبى را در پیش بگیرند از همه این گرفتاریها مىتوانند در امان باشند والاّ دلیلى ندارد که در دهها روایت از وقایع و فجایع آخرالزمان سخن به میان آید. این مسایل مطرح شده است تا مردم پیشاپیش آمادگیهاى لازم را در خود ایجاد کنند تا گرفتار تبعات منفى این امور نشوند. در لابلاى مجموعه رهنمودهاى حضرت على(ع)، به برخى از گرفتاریها و معضلات مهم دوره غیبت اشاره شده است که در اینجا چند مورد از آنها به عنوان نمونه ذکر مىشود:
3-1. سرگردان شدن مردم
امام على بن ابى
طالب(ع) در چندین روایت به این گرفتارى اشاره دارند. در یک مورد مى
فرمایند:
براى قائم ما دوره غیبتى هست که مدت زمان زیادى طول خواهد کشید. گویى شیعیان را هم
اکنون با چشم خود مىبینم که در آن دوره همانند گلهاى بىسرپرست در دشت و صحرا پراکنده شدهاند و دنبال سرپناه و محل امن و راحتى مىگردند امّا آن را پیدا نمى
کنند. اى مردم! آگاه باشید در چنان شرایطى اگر کسى در دین خود ثابت قدم باشد و در نتیجه طولانى شدن دوره غیبت قلب او قساوت پیدا نکند در روز قیامت با من خواهد بود.
یا در سخن دیگر مى
فرمایند:
در غیبت امام زمان(ع)، مردم آن چنان دچار حیرت و سرگردانى مى
شوند که عده زیادى از آنان گمراه مىگردند. تنها کسانى که به دامن عترت پیامبر اکرم(ص) چنگ بزنند نجات پیدا مىکنند و در مسیر هدایت باقى مى
مانند.
در جاى دیگر على(ع)، ضمن ارائه تصویرى از دوره غیبت امام مهدى(ع)، مى
فرمایند:
فتنه
ها و مشکلات گوناگونى در این دوره به وجود خواهد آمد. به عنوان مثال دشمنان شیعیان از آنها بدگویى کرده، افراد فاسق و شرور به شرارت و گمراه سازى مردم از مسیر صحیح خواهند پرداخت و اوضاع به اندازه
اى آشفته و پریشان خواهد شد که بعضى مردم دچار حیرت و سرگردانى خواهند شد.
به عبارت دیگر مردم از تشخیص راه درست عاجز خواهند بود. بدیهى است که وقتى امکان تشخیص راه صحیح مشکل بشود اغلب مردم خود به خود یا در اثر تبلیغات گوناگون دشمنان و بدخواهان به مسیرهاى انحرافى سوق داده مى
شوند.
3-2. مشکل شدن دیندارى
پایبندى به احکام و مقررات دینى، فضا و بستر مناسبى لازم دارد. به دلالت روایتهاى فراوان، یکى از گرفتاریهاى دوران غیبت آن است که پایبندى به ارزشهاى دینى بسیار کم خواهد شد و این مسئله ناشى از عواملى است که کم و بیش به آنها هم در لابلاى سخنان معصومین(ع) اشاره شده است. على(ع) در روایتى مى
فرمایند:
سوگند به خدایى که حضرت محمد(ص) را به حق براى پیامبرى برگزیده و او را به همه مخلوقات فضیلت و برترى داده است مسئله ظهور امام
عصر(عج) واقع نخواهد شد مگر پس از یک دوران سخت حیرانى و سرگردانى که در آن شرایط کسى جز افراد خالص و پاکیزه که یقین را با تمام وجود خود لمس کرده باشند، در پایبندى به دین استوار و پابرجا نخواهند ماند. پروردگار عالم از چنین کسانى که با وجود آن همه نابسامانیها در دین ثابت قدم
اند براى ولایت ما پیمان گرفته و در دلهاى آنها ایمان را تثبیت کرده است وبا عنایات خاصى که به آنها دارد مورد تأئیدشان قرار داده است.
در روایت دیگر آن حضرت با تشبیه محسوسى، سختى دیندارى را در دوران غیبت به تصویر کشیده، مى
فرمایند:
براى صاحب
الامر(ع) دوره غیبتى هست که در آن زمان هر کس که به دین خود چنگ بزند و در آن استوار باشد همانند کسى است که با دست خود بخواهد بوتههاى خار را بکند. به راستى چه کسى مىتواند با دست خود بوته
هاى خار را لمس کند؟
در یکى از روایتها، امام على
بنابىطالب(ع)، پس از اشاره به سختیهاى دوره غیبت از نظر پایبندى به احکام دینى در ضمن تصریح مىکنند که همه این پیشامدها به منظور امتحان و آزمایش انسانهاست تا میزان تقوى و ایمان آنها معلوم گردد؛ چرا که به یک تعبیر هدف از خلقت جهان، امتحان انسان است. آن حضرت مى
فرمایند:
براى صاحب این امر دوره غیبتى هست که باید انسانها (افراد) در چنان شرایطى تقواى الهى را در پیش گیرند و به دین و احکام و مقررات آن پایبند باشند.
امام على(ع)، آنگاه آیه زیر را تلاوت کرده و بدینوسیله تذکر دادند که سنت دائمى خداوند؛ یعنى امتحان بشر در همه زمانها جریان دارد و تمام پیشامدهاى دوران غیبت نیز در این راستاست:
آیا گمان کردید بى
آنکه حوادث و وقایعى که براى گذشتگان پیش آمد براى شما پیش آید داخل بهشت مىشوید؟! همان گذشتگانى که آنچنان دچار گرفتاریها و مشکلات شدند که حتى پیامبر و افرادى که به او ایمان آورده بودند با خود مى
گفتند: پس نصرت و یارى خداوند چه زمانى فرا خواهد رسید؟ آنگاه به آنها گفته شد یارى خداوند نزدیک است.
3-3. تردید در وجود امام زمان(ع)
یکى از وقایع بسیار تلخ عصر غیبت آن است که در نتیجه نابسامانیها و شیوع فساد و بى
عدالتى، مردم آن چنان دچار یأس و ناامیدى خواهند شد که در اینکه امام معصومى در چنین شرایطى در روى زمین باشد شک خواهند کرد و با خود خواهند گفت: اگر در روى زمین حجتى از حجتهاى الهى وجود داشت در مقابل این همه ظلم و ستم که انجام مىگیرد ایستادگى مىکرد و نسبت به برطرف ساختن آن اقدام لازم به عمل مىآورد. حضرت على(ع)، به این مسئله اینگونه اشاره مى
نمایند:
موقعى که امام غایب از فرزندان من در پس پرده غیبت قرار گیرند... اکثر مردم دچار این توهم خواهند شد که حجت خدا از بین رفته و امامت به پایان رسیده است امّا سوگند به خدایى که على را آفریده است در چنین روزى حجت خدا در میان آنها حضور دارد.
در روایت دیگر مى
فرمایند:
صاحب
الامر از فرزندان من است. مردم در دوره غیبت او خواهند گفت: وى [صاحب
الامر و امام عصر(ع)]، از دنیا رفته است والاّ اگر زنده است پس کجاست؟
علاوه بر موارد مذکور آثار دیگرى نیز براى غیبت امام عصر(ع)، ذکر شده که در اینجا فقط به ذکر عناوین آنها اکتفا مى
گردد.
- مردم از یکدیگر در این دوره برائت خواهند جست.
- مردم بى
پناه خواهند شد و جاى امنى پیدا نخواهند کرد...
- مردم به نزاع با یکدیگر و آب دهان انداختن به صورت همدیگر خواهند پرداخت.
و...

فلسفه غیبت امام زمان (عج) چیست؟

پاسخ: خداوند متعال اراده کرده است که هیچ زمانى جامعه بشرى بدون امام و راهنما نباشد. و نیز اراده کرده است که امام مهدى (عج) که آخرین امام است - براى همیشه امامت کند، اما چرا او نمى‏بینیم، بدون علت و حکمت نیست. اکنون براى توضیح بیشتر توجه شما را به نکات زیر جلب مى‏کنیم: نخست بایستى به این نکته توجه نمودکه غیبت ایشان بدین معنى است که حضرت در میان مردم زندگى مى‏کنند و مردم ایشان را مى‏بینند، ولى نمى‏شناسند؛ اما فلسفه آن، در این زمینه در روایات اهل بیت و کتب دانشمندان شیعه به حکمت‏هاى متعددى اشاره رفته است که به جهت اختصار به بخشى اشاره مى‏کنیم:
1-
تحقق وعده الهى مبنى بر برپایى حکومت جهانى مهدى(عج) از آن جا که خداوند در قرآن به مؤمنین و مستضعفین وعده حکومت جهانى داده است (نور، 55؛ قصص، 5) براى تحقق آن شرایط خاصى
آیا وقتى امام زمان (عج) ظهور مى‏کند، مردگان نیز از ظهور ایشان با خبر مى‏شوند؟
آرى. آیات و روایاتى که بیانگر حیات برزخى است، ثابت مى‏کند که مردگان در عالم برزخ، نوعى ارتباط با این جهان دارند و از اخبار آن مطلع مى‏شوند.
از آیاتى که «صریحاً» وجود چنین حیاتى را ثابت مى‏کند، آیات مربوط به حیات شهیدان است؛ مانند آیه شریفه «و لا تحسَبَنَّ الَّذین قُتِلوا فى سَبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون (آل عمران 169) هرگز گمان نکن کسانى که در راه خدا کشته شدند مردگانند، آن‏ها زنده‏اند و نزد پروردگارشان روزى داده مى‏شوند
و نیز آیه شریفه «و لا تقولو لمن...» (بقره/ 154)
روایت معروفى از پیامبر اکرم (صلى‏الله علیه و آله) نقل شده: هنگامى که اجسد کشتگان مشرکان مکه را (در جنگ بدر) در چاهى ریختند، در کنار چاه ایستاد و این جمله‏ها را فرمود: «اى اهل چاه! آیا آن چه را پروردگارتان به شما وعده داده بود، حق یافتید؟ من که وعده پروردگارم را در مورد پیروزى، حق یافتم
گروهى عرض کردند: «اى رسول خدا، آیا آن‏ها مى‏شنوند؟» فرمود: «شما نسبت به آن چه من مى‏گویم، از آن‏ها شنواتر نیستید؛ ولى آن‏ها امروز پاسخ نمى‏دهند!»(1)
همچنین دانشمندانى که از طرق علمى و تجربى با ارواح ارتباط برقرار مى‏کنند، با صراحت مى‏گویند: ارواح انسان‏ها بعد از مرگ به کلى از این عالم بیگانه نمى‏شود؛ بلکه از وضع این جهان کم و بیش آگاهند.
واقعه «رجعت» که در برخى از آیات و روایات به آن اشاره شده نیز ثابت مى‏کند، مردگان (از مؤمنان و کفار) نه تنها از ظهور امام زمان (عج) آگاه مى‏شوند، بلکه ثابت مى‏کند که گروهى از صالحان و گروهى از تبهکاران در زمان ظهور ایشان، دوباره زنده مى‏شوند.
مرحوم شیخ مفید در کتاب «اختصاص» از امام صادق (علیه السلام) نقل مى‏کند: «اولین کسى که به دنیا باز مى‏گردد، حسین بن على (علیه السلام) است و رجعت، عمومى نیست؛ بلکه تنها کسانى که در ایمان محض و یا در شرک محض و خالص باشند، باز مى‏گردند
همچنین برخى از آیاتى که دلالت بر زنده شدن عده‏اى از مرده‏ها و مطلع شدن آن‏ها از اوضاع جهان قبل از قیامت مى‏کند عبارت است:
1-
ثُمَّ لننزِعَنَّ من کل شیعة أیّهم اشد على الرحمن عتیاً»؛ (مریم،69) به زودى از هر جماعتى که متشکل شدند، متمردین و سرکش‏ترین آن‏ها نسبت به خداى رحمان را بیرون مى‏آوریم (رؤسا و امامان ضلالت را بیرون مى‏آوریم)».
2-
و یوم نحشر من کل امّة فوجاً ممّن یُکذِّب بأیاتِنا فَهم یوزَعون»؛(نمل،83) (به خاطر بیاور) روزى که از هر امتى دسته‏اى آن‏ها را که آیه‏هاى ما را دروغ شمرده‏اند، محشور کنیم و ردیف شوند.» آیه فوق نیز دلالت بر رجعت انسان‏هاى بدکار و گنه کار مى‏کند.(2)
پرسش: شریک القرآن به چه معناست؟ چرا به امام زمان (عج) شریک القرآن گفته مى‏شود؟
پاسخ: نخست یادآورى این نکته لازم است که «شریک قران» بودن اختصاص به امام زمان (عج) ندارد و این صفت بر سایر پیشوایان معصوم نیز اطلاق مى‏شود؛ لذا مى‏بینینم در زیارت امام حسین (علیه‏السلام) در اول ماه رجب و نیمه شعبان نیز آمده است:
«
السلام علیک یا شریک القرآن» آن چه این صفت را براى امامان (علیه‏السلام) تأیید مى‏کند، عبارتست از:
1.
طبق حدیث شریف ثقلین «انى تارک فیکم الثلین کتاب الله و عترتى» عِدل و ملازم و همتاى قرآن کریم هستند. قرآن کریم ثقل اکبر و آن بزرگواران ثقل اصغرند.
2.
معصومین (علیه‏السلام) شریک قرآنند؛ زیرا مبین و مفسر قرآن کریم و شارح جزئیات و تفاصیل و نحوه اجراى کلیات آن هستند.
3.
ایشان در صفات نیز همچون قرآن کریم هستند؛ چون قرآن حق است، ایشان نیز چنین‏اند؛ قرآن نور است... .
1)
کنز العمال، ج 10، ص 377.
2)
ر.ک: آیت‏الله مکارم شیرازى و دیگران، پیام قرآن، مدرسة الامام امیر المؤمنین ج 5، ص 443-474/ آیت‏الله سبحانى، منشور جاوید، مؤسسة سید الشهداء، ج 9، ص 241-242 / الهیات، همان، مؤسسه امام صادق (علیه‏السلام)، ج 4، ص‏291-295.

غیبت و راز آن

از ویژگیهاى امام دوازدهم - عجل الله فرجه الشریف - که در روایات وارده از اهل بیت علیهم السلام، مورد تاکید واقع شده غیبت آن حضرت است. و از جمله، عبدالعظیم حسنى از امام محمد تقى از پدرش امیر مؤمنان علیهم السلام نقل کرده است که فرمود: قائم ما غیبتى دراز مدت دارد، و گویا شیعیان را مى‏بینیم که در زمان غیبت او همانند حیوان گرسنه‏اى که دنبال چراگاه مى‏گردد در جستجوى اویند ولى او را نمى‏یابند. آگاه باشید که هر کس از ایشان که بر دینش ثابت بماند و در اثر طول غیبت امامش دچار قساوت قلب نگردد در روز قیامت با من در درجه من خواهد بود. سپس فرمود: هنگامى که قائم ما قیام مى‏کند بیعتى از هیچکس بر گردن او نخواهد بود (و هیچ حاکم ستمگرى تسلطى بر او نخواهد داشت) و بدین منظور، مخفیانه متولد مى‏شود و از چشم مردم، غایب مى‏گردد. (1)

و از امام سجاد از پدرش از امیر مؤمنان علیه السلام روایت‏شده که فرمود: قائم ما دو غیبت دارد که یکى طولانى‏تر از دیگرى است، و تنها کسانى که یقین قوى و معرفت صحیح داشته باشند بر امامت او ثابت مى‏مانند. (2)

براى روشن شدن راز غیبت، باید نظرى به سرگذشت ائمه اطهار علیه السلام بیفکنیم. چنانکه مى‏دانیم بعد از رسول خدا (ص) اکثریت مردم با ابوبکر و بعد با عمر و سپس با عثمان بیعت کردند، و در اواخر حکومت وى که نابسامانیهاى فراوانى در اثر تبعیضات ناروا پدید آمد دست به شورش زده او را به قتل رسانیدند و با امیر مؤمنان على(ع) بیعت کردند.

آن حضرت که خلیفه منصوب از طرف خدا و رسول(ص) بود در طول حکومت‏خلفاء سه گانه براى رعایت مصالح جامعه نو بنیاد اسلامى دم فرو بست و جز از سر اتمام حجت، سخنى نگفت و در عین حال، از هیچ اقدامى به نفع اسلام و مسلمین دریغ نورزید. اما دوران حکومت چند ساله خودش به جنگ با اصحاب جمل و معاویه و خوارج، سپرى شد و سرانجام بدست‏یکى از خوارج به شهادت رسید.

امام حسن مجتبى (ع) نیز به دستور معاویه مسموم شد. و پس از مرگ معاویه فرزندش یزید که اعتنایى به ظواهر اسلام هم نداشت بر اریکه سلطنت اموى تکیه زد. و با این روند نزولى مى‏رفت که نام و نشانى از اسلام باقى نماند. از این روى، امام حسین (ع) چاره‏اى جز قیام ندید و با شهادت مظلومانه‏اش مسلمانان را تا اندازه‏اى هشیار و بیدار کرد و اسلام را از نابودى، نجات داد. ولى شرایط اجتماعى براى تشکیل حکومت عدل اسلامى فراهم نگردید. و از این جهت‏سایر ائمه اطهار (ع) به تحکیم مبانى عقیدتى و نشر معارف و احکام اسلام و تربیت و تهذیب نفوس مستعد پرداختند و در حدودى که شرایط، اجازه مى‏داد مخفیانه مردم را به مبارزه با ظالمان و جباران، دعوت مى‏کردند و ایشان را به تحقق حکومت الهى جهانى، امیدوار مى‏ساختند. و بالاخره یکى پس از دیگرى به شهادت رسیدند.

بهر حال، ائمه اطهار علیهم السلام در مدت دو قرن و نیم توانستند با تحمل مشکلات و فشارهاى فوق العاده حقایق اسلام را براى مردم بیان کنند: بخشى را بصورت عمومى، و بخشى را بطور خصوصى براى شیعیان و اصحاب خاص خودشان. و بدین ترتیب، معارف اسلامى در ابعاد گوناگونش در جامعه، انتشار یافت و بقاء شریعت محمدى، تضمین شد. و ضمنا در گوشه و کنار کشورهاى اسلامى گروه‏هایى براى مبارزه با حاکمان ستمگر تشکیل گردید و دست کم توانستند تا حدودى جلو ستمها و خودسریهاى جباران را بگیرند.

ولى آنچه وحشت و اضطراب حاکمان خود کامه را بر مى‏انگیخت وعده ظهور حضرت مهدى (عج) بود که هستى آنان را تهدید مى‏کرد. از این روى معاصرین امام حسن عسگرى (ع) بشدت ایشان را تحت نظر قرار دادند که اگر فرزندى براى آن حضرت متولد شود او را به قتل برسانند و خود آن بزرگوار را در عنفوان جوانى به شهادت رساندند. ولى اراده خداى متعال بر این، قرار گرفته بود که حضرت مهدى(عج) متولد و براى نجات جامه بشرى، ذخیره شوند. و به همین جهت بود که در زمان حیات پدرشان تا سن پنج‏سالگى جز افراد معدودى از خواص شیعه، کسى آن حضرت را زیارت نمى‏کرد و بعد از وفات پدر بزرگوارشان تماس امام با مردم بوسیله چهار نفر (3) که یکى پس از دیگرى به سمت نیابت‏خاص مفتخر مى‏شدند برقرار مى‏گردید. و از آن پس، براى مدت نامعلومى «غیبت کبرى‏» واقع شد تا روزى که جامعه بشرى، آماده پذیرش حکومت الهى جهانى شود و به امر خداى متعال ظهور فرماید.

بنابراین، راز اصلى غیبت آن حضرت این است که از شر جباران و ستمگران محفوظ بماند. و در بعضى از روایات به حکمتهاى دیگرى نیز اشاره شده که از جمله آنها آزمایش مردم است که بعد از اتمام حجت، چه اندازه پایدار و استوار مى‏مانند.

البته در زمان غیبت هم مردم بکلى از فیوضات آن حضرت بى‏بهره نیستند و به تعبیرى که در روایات آمده همانند خورشیدى که پشت ابر باشد. (4) کما بیش از نور او استفاده مى‏کنند چنانکه افراد بى‏شمارى هر چند بصورت ناشناس به زیارت ایشان مشرف شده و براى رفع گرفتاریهاى مادى و معنوى، از آن بزرگوار، بهره‏مند شده‏اند. و اساسا حیات آن حضرت، عامل مهمى براى دلگرمى و امیدوارى مردم است تا خود را اصلاح و آماده ظهور کنند.



JavaScript Codes


Javascripts