پروژه

بیوگرافی فروغ فرخزاد

فصل ـ 1ـ« زندگی فروغ فرخزاد »

« فروغ فرخزاد» شاعر نامدار ونواندیش معاصر1 در هشتم دی ماه 1313ه . ش در خانه ای قدیمی ، در محله امیر آباد تهران دیده به جهان گشود . او فرزند سوم « محمد فرخزاد» - نظامی سختگیر و خشن و توران وزیری تبار بود . فروغ دو خواهر وچهار برادر داشت با نامهای پور اندخت ، امیر مسعود ، فریدون ، گلوریا ، مهرداد و مهران .2

فروغ فرخزاد شش ساله بود که پا به دبستان گذاشت .در سال 1319 ه . ش در سن هفت سالگی ، نخستین جرقه های تراوش ذهنی ، شیطنت و یکه تازی شروع میشود که تا سال های بعد ادامه می‌یابد .3

 پس از اتمام دوره ابتدایی برای کذراندن دوره متوسطه در سال 1325 ه . ش، به دبیرستان خسرو خاور رفت . او بعد از اتمام دوره دبیرستان در هنرستان « بانوان » ثبت نام کرد و ضمن تجربه اندوزی در رشته خیاطی نزد « بهجت صدر » ، نقاشی را از استاد « علی اصغر پتگر » آموخت ، و با« سهراب سپهری» ، شاعر و نقاش بزرگ معاصر و « مهری رخشان » آشنا شد و توانست با استفاده از تجربیاتشان طرح هایی از چهره خود را ترسیم کند .4

هنوز 16 سال بیشتر نداشت که علی رغم میل اطرافیان در 23 شهریور 1329 ه . ش، با « پرویز شاپور » همسایه پشت به پشت خانه شان و نوه خاله مادرش که 15 سال از خودش بزرگتر بود ازدواج کرد . آن دو برای ادامه زندگی در سال 1332 به اهواز رفتند و نه ماه بعد تنها فرزندشان پسری به نام  « کامیار » به دنیا آمد . از این سالها به بعد بود که فروغ به طور جدی  به شعر وشاعری روی آورد.5

 

 

 

 

1-     فرخزاد ، فروغ : دیوان فروغ فرخزاد، به کوشش محسن پویان ، چاپ اول ، انتشارات طه, نشر سایه گستر, چاپ شفق ،قزوین ،ایران ،1384 ه.ش،ص: 15

2-     سایت : رشید پور ، رضا : چکیده ای از زندگی فروغ فرخزاد ، بدون ذکر نامfroughfarokhzad.blogspot.com ، آخرین زمان دسترسی : 22/10/1387 .

3-     سایت : همان

4-     فرخزاد، فروغ : دیوان فروغ فرخزاد ص: 15

        5-   سایت : : خادم ، عاطفه : تحلیل فمنیستی شعر وزندگی فروغ فرخزاد ،ماهنامه آدم برفی   www.aftab.ir ، آخرین زمان دسترسی : 22/10/ 1387

فروغ قطعه « شعری برای تو » را از مجموعه « عصیان » برای پسرش سروده است ؛1

 « این شعر رابرای تو می گویم / در یک غروب تشنه تابستان / در نیمه های این ره شوم آغاز / در کهنه گور این غم بی پایان / ...»

اختلافات زناشویی ونداشتن تجانس روحی و ناهمگونی های اخلاقی و فکری وفرهنگی بسیار ، سرانجام در سال 1334 ه . ش ، باعث جدایی او از همسرش شد . پرویز مردی اهل قلم واندیشه بود و در حوزه طنز و طراحی هجایی فعالیت می کرد .2

در پی طلاق قانون فرزندش را از او می گیرد این بی عدالتی را در اشعارش اینچنین بیان میکند : « وقتی اعتماد من بر ریسمان سست عدالت آویزان بود / و در تمام شهر / قلب چراغ های مرا تکه تکه میکردند /وقتی که چشم های کودکانه عشق مرا / بادستمال تیره قانون میبستند / ...»3

در سال 1337 ه .ش سینما توجه فروغ را به خود جلب کرد ودر این مسیر با ابراهیم گلستان آشنا شد که این آشنایی مسیر زندگی او را تغییر داد 4  او در« سازمان فیلم گلستان » برای پاسخ گویی به تلفن و امور دفتری استخدام شد و پس از مدت کوتاهی به فراگیری تدوین فیلم ازابراهیم گلستان پرداخت واز طرف او برای آموزش دوره تدوین به انگلستان اعزام شد و پس از بازگشت فیلم « یک آتش » را تدوین کرد 5.

فروغ پس از بازگشت از انگلستان به فیلم برداری وبازیگری روی آورد . 6 و در فیلم هایی چون ؛ « خواستگاری » به کارگردانی ابراهیم گلستان و« چرا دریا طوفانی شد » به نویسندگی « صادق چوبک » بازی کرد  0 وهمچنین در نمایش نامه « شش شخصیت در جست وجوی نویسنده » اثر « لویئچی پیر اندلو » به صحنه رفت. 7

1-      فرخزاد، فروغ : دیوان فروغ فرخزاد ص:16.

2-      همان : ص :16.

3-      همان : ص :17.

4-      سایت :  احمدی ، پگاه : بررسی تحولات شعر زن در ایران ، بدون ذکر نام ،      froughfarokhzad.blogspot.com  ، آخرین زمان دسترسی : 22/10/1387

5-      سایت : رشید پور ، رضا : چکیده ای از زندگی فروغ فرخزاد

6-      سایت : خادم ، عاطفه : تحلیل فمنیستی شعر وزندگی فروغ فرخزاد

7-      فرخزاد، فروغ : دیوان فروغ فرخزاد ص : 18.

فرخزاد در تیر ماه 1341 ه . ش سفر تحقیقی ای به جذام خانه « باباباغی » در تبریز داشت ، برای ساخت فیلم مسندی به سفارش « جمعیت کمک به جمین » به نام « خانه سیاه است ». این مستند جایزه بهترین فیلم را از جشنواره «اوبر هاوزن » آلمان و« کن » فرانسه را برای فروغ به همراه داشت .1

این شاعر نو اندیش معاصر در سال 1342 ه . ش بدنبال مشاجره با ابراهیم گلستان دست به خود کشی زد ویک جعبه قرص « گاردینال » را یکجا بلعید که کلفتش متوجه می شود و او را به بیما رستان منتقل می کند و از مرگ حتمی نجاتش میدهد.او داستان نویسی ، دوبله فیلم ، ساخت مستند ، بازی در فیلم ونمایش نامه وترجمه متون هنری غرب را نیز تجربه کرده بود . 2

فروغ به زبان های ایتالیایی ،فرانسه و آلمانی در حد نیاز آشنایی داشت و انگلیسی را به خوبی می‌دانست ، هم در مکالمه و هم در نوشتن وترجمه تبحر زیادی داشت .3

سر انجام فروغ فرخزاد در روز دوشنبه 24 بهمن ماه 1345 ه . ش به هنگام بازگشت از صحنه فیلم برداری به دلیل جلو گیری از برخورد با ماشین حامل دانش آموزان دبستان « قلهک » اتومبیلش از مسیر منحرف شده و فروغ به بیرون پرت میشود ، او را به بیمارستان انتقال دادند ولی پیش از هر اقدام پزشک جانش را از دست داد و در تاریخ 26 بهمن ماه در گورستان « ظهیر الدوله » در «در بند » تهران به خاک سپرده شد .4

سازمان فرهنگی یونسکو فیلم نیم ساعته ای از او تهیه کرده است زیرا او در بیرون از مرز های ایران به خوبی مطرح شده بود 5 و تعدادی از شعر هایش در آلمان ، سوئد و انگلستان ترجمه شدند . 6

مرگ زود هنگام فروغ در حقیقت پایان یک زندگی کوتاه و آغاز یک تولد دیگر بود .

1-      سایت : رشید پور ، رضا : چکیده ای از زندگی فروغ فرخزاد

2-      فرخزاد ، فروغ : دیوان فروغ فرخزاد ص : 18

3-      همان ، ص : 19.

4-      سایت :  رشید پور ، رضا : چکیده ای از زندگی فروغ فرخزاد

5-      سایت : خادم ، عاطفه : تحلیل فمنیستی شعر وزندگی فروغ فرخزاد

6-      سایت :  رشید پور ، رضا : چکیده ای از زندگی فروغ فرخزاد:

 

 

آخرین شعر فروغ

 «پرنده مردنی است » که آن را اندکی پیش از حادثه مرگش سروده است :

« دلم گرفته است / دلم گرفته است / به ایوان میروم وانگشتانم را / بروشت کشیده شب میکشم / چراغ های رابطه تاریکند / چراغ های رابطه تاریکند / کسی مرا به آفتاب / معرفی نخواهد کرد / کسی مرا به میهمانی گنجشک ها نخواهد برد / پرواز را به خاطر بسپار / پرنده مردنی است .»1

 

 

 

 

 

1-   فرخزاد ، فروغ : دیوان فروغ فرخزاد ص:20.

فصل (2)

«زندگی نزار قبانی »

نزار قبانی بزرگترین عاشقانه سرا و پر مخاطب ترین شاعر معاصر عرب در 21 آذار1342ه . ق ، مارس 1923 م در دمشق در محله « ماذنة الشحم » در خانه ای وسیع وپر از گل های بابونه و آب روان به دنیا آمد . پدرش « توفیق قبانی » تاجر فلسطینی الاصل بود که کارخانه حلوا پزی داشت و مادرش زنی دمشقی بود ، خانواده او وضعیت مالی متوسطی داشتند .1او سه برادر و دو خواهر با نام های ، معتز ، رشید ، صباح ، هیفاء و وصال داشت .2

نزار برای دمشقی که در کودکی او را در آغوش خود فشرده و جوانیش را در آن گذرانده بود و زنده و مرده او را در خود جای داده است چنین سروده است :

« مسقط راسی فی دمشق الشام / هل واحد من بینکم یعرف این الشام / ...»

« زادگاه من در دمشق شام است / آیا کسی از شما میدانید که شام کجاست ؟ /...»3

در آن زمان سوریه توسط فرانسویان اشغال شده بود وپدر نزار ، توفیق قبانی به همراه عمویش « ابی خلیل القبانی » - شاعر ومولف از حامیان نهضت بودند .4

خود نزار در توصیف ولادتش اینگونه می گوید :  روزی که در 21 آذار مارس 1923 م در خانه ای

 

 

 

1- محمد مهدی آل طعمه ، سلمان هادی : غزلیات شعراء العرب ، چاپ       ، منشورات دار الآفاق الجدیدة ، بیروت ، لبنان ، 1419 ه . ق 1999 م . ص : 169.

2- شکیب انصاری ، محمود : تطور الادب العربی المعاصر تاریخ و نصوص - ، چاپ اول ، انتشارات دانشگاه شهید چمران ، اهواز ، ایران ، 1376 ه . ش . ص : 175.

3- الهواری ، صلاح الدین : المراة فی شعر نزار قبانی ، چاپ اول ، دار والمکتبة الهلال و دار البحار ،              ،              ، 1422 ه . ق 2001 م . ص : 11.

4- شکیب انصاری ، محمود : تطور الادب العربی المعاصر تاریخ و نصوص - ، ص : 175.

از خانه های قدیم  دمشق به دنیا آمدم زمین نیز در حال ولادت بود ... زمین ومادرم در یک زمان حامله شدند ودر یک زمان وضع حمل کردند ، این چیزی بود که بر زمین میگذشت ، اما در بیرون ، درآن سال ها یعنی در دهه سوم قرن بیستم ، نهضت مقاومت بر ضد اشغال فرانسویان گسترش می یافت ... پدر من توفیق قبانی یکی از مردان مقاومت بود و خانه ما یکی از مراکز آن ... پدرم حرفه ای دیگر به جز شیرینی پزی داشت یعنی به حرفه آزادی اشتغال می ورزید . این تعدد شخصیت در وجود پدرم به من وتا حد زیادی و به صورتی خاص وآشکار به شعر من انتقال یافت .1

 نزار در سن هفت سالگی وارد مدرسه ملی « الکلیة العلمیة الوطنیة » در دمشق شد ودر هجده سالگی ب دشن گواهینامه اول در رشته ادبی مدرسه را ترک گفت . او سپس از مدرسه « التجهیز » گواهینامه دوم در رشته فلسفه را دریافت کرد .2

بیشتر مدرسین مدارس سوریه در آن زمان فرانسویان بودند و کتاب های درسی به زبان فرانسه تدریس می شد از آنجا بود که نزار قبانی به زبان فرانسه مسلط بود و کتا های ادبی فرانسوی را مثل ؛ مولیر ، راسین ، کورنی وامثال آنها را به زبان اصلی مطالعه می کرد .3

قبانی در خلال سال های جنگ تحصیلات متوسطه وعالی خود را به پایان رساند و در سال 1945. م . درجه لیسانس رادر شته حقوق از دانشگاه سوریه در دمشق به دست آورد. او در خصوص این رشته تحصیلی می گوید : " من از روی میل به تحصیل حقوق نپرداختم بلکه این رشته را خواندم تا کلیدی عملی در برابر آینده باشد. "4 قبانی در ماه اوت 1945. م .در سن بیست ودو سالگی وارد هیئت سیاسی سوریه شد و به سمت وابسته سفارت سوریه در قاهره منصوب شد و این کار او 21 سال در شهر ها و کشورهای مختلف ادامه یافت. او پس از قاهره سال هایی چند را در آنکارا بود و در سال های 1952 تا 1955. م .را در لندن انگلستان گذراند.1

1-  قبانی ، نزار : داستان من وشعر ، غلامحسین یوسفی و یوسف حسین بکار ، چاپ      ، انتشارات دانشگاه فردوسی ، مشهد ، ایران ، 13   ه . ش . ص : 21.

2-  همان ، ص : 35.

3-  شکیب انصاری ، محمود : تطور الادب العربی المعاصر تاریخ و نصوص - ، ص : 175.

4-  قبانی ، نزار : داستان من و شعر ، ص: 58

کشتی نزار در طی سال های 1958 تا 1960. م .بر سواحل چین لنگر انداخت ، 2 او چهار سال 1962تا 1966. م . رانیز در اسپانیا بود .3

نزار قبانی در سال 1966. م . از کار دیپلوماسی کنار گرفت ولبنان موطن او وشعرش گشت. او در رابطه با کشورش میگوید :" ارتباط من ولبنان بسیار قدیمی و عمیق است ولبنن ظرفی است که شعر مرا در بر می گیرد وبدان رنگ ورایحه می بخشد ، من در این سرزمین بود که بذر نخستین اشعارم را کاشتم ." 4 نزار زبان انگلیسی را در خلال اشتغالش در سفارت سوریه در لندن فرا گرفت و زبان اسپانیایی رادر چهار سالی که به کار دیپلوماسی در مادرید مشغول بود یاد گرفت .5

نزاردر جوانی با زنی دمشقی از « آل بیهم » ازدواج کرد ونتیجه زندگی با و دو فرزند با نامهای« هداباء» و « توفیق » بود و زندگی آن دو با طلاق پایان یافت . سپس نزار با زنی عراقی با نام « بلقیس » آشنا شد وعاشق شیفته او گشت ، او پس از ازدواج با بلقیس دارای دو فرزند با نام های « عمر » و «زینب »شد . تا اینکه زن آرزو های نزار قبانی  در حادثه انفجار سفارت عراق در بیروت در سال 1981. م . کشته شد 6 این حادثه تلخ در شعر هایش نیز منعکس شده است وتعدادی از زیباترین مرثیه های عرب را پدید آورده است ؛ شعر هایی مانند : دروازه گل سرخ بر موهای بلقیس و... .7   نزار پس از کشته شدن همسرش نخست به جنو و سپس به لندن رفت و تا آخر عمر در همانجا ماندگار شد و در سال 1998. م . در گذشت .او شناخته شده ترین وپر مخاطب ترین شاعر معاصر عرب است .8 

   1-  قبانی ، نزار : داستان من و شعر ، ص : 98.

2- همان ، ص : 102.

3- همان ، ص :99.

4- همان ، ص :102

5-  شکیب انصاری ، محمود : تطور الادب العربی المعاصر تاریخ و نصوص - ، ص : 175.

6- الهواری ، صلاح الدین : المراة فی شعر نزار قبانی ، ص : 12

    7- سایت : ولی پور ، علی :نزار قبانی وافکاره ، وبلاگ تخصصی گروه عربی ،

Arabi22.blogfa.com   آخرین زمان دسترسی : 22/10/1387

8- اسوار ، موسی : از سرود باران تا مزامیر گل سرخ - پیشگامان شعر امروز عرب - ، چاپ اول ، انتشارات  ، تهران ،1381ه . ش ، ص : 461.

قبانی قبل از اینکه وارد میدان نویسندگی و شعر شود ، به نقاشی وخط توجه نشان داد و علاقه خاصی

 به مجسمه سازی و موسیقی داشت .1

نزار قبانی شعر خود را اینگونه وصف می کند :" من در شعر خویش تمام تابعیت های جهان را حمل می کنم و به یک د.لت وابسته هستم و آن دولت انسان است و به همین دلیل هم هیچ گاه در هیچ حزب وابسته سیاسی عضو نشده ام ."2

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1- الهواری ، صلاح الدین : المراة فی شعر نزار قبانی ، ص :12.

2- شفیعی کدکنی ، محمد رضا : شعر معاصر عرب ، چاپ اول ، انتشارات سن ، تهران ، ایران ، 1380ه . ش ، ص :119.

فصل (3)

« دوره های شعری فروغ »

شعر فروغ را میتوان به دو دوره تقسیم کرد : دوره نا شعری که همان دوره بیان ساده احساسات و دوره «من» شخصی اوست ، و دوره شعری که دوره بیان آگاهانه بر پایه ی نگاه هایی تازه به خود وبه هستی و دوره « من » اجتماعی وبه عبارتی « ما »ی اوست.1

میتوان گفت فروغ یک چهره دارد با دو نیمرخ نیمرخی که آیینه شعر شاعر « اسیر » ، « دیوار » و  «عصیان » است، ونیمرخی که آیینه چهره شاعر« تولدی دیگر »و« ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد»  است.2

آیینه نیمرخ اول آیینه ای است کوچک، درخانه ای محدود، نماینده زنی تنها ومعترض ، با تلاطم احساسات زنانه ومادرانه ودر قیام در برابر آداب وسنن معمول ومعهود ، در شعرهایی در قالب چهار پاره ، با خط محتوایی ،که در سطح می گذرد و از آنجا که بی هیچ ایستگاه ومنزل توقف وتاملی است خواننده را تنها بر خط افقی ودرازای شعر پیش می برد .

و آیینه نیمرخ دوم آیینه ای است در جهانی نا محدود و نماینده زنی همچنان تنها با سریان وجریان تخیل و تفکری جهانی در شعرهایی آزاد وبا خط محتوایی ،که در عمق حرکت دارد ، با ایستگاه ها ومنازل توقف و تعمق بسیار که خواننده را ضمن پیشبرد در خط شعر،گاه تاجرفای آن نیز می‌برد .3

بن مایه های اصلی ومکرر ، در سه کتاب نخست فروغ عبارتند از : « عشق و کامروایی ، بی وفایی مرد، تردید ، تنهایی و اضطراب ،عشق مادری ، آرزو ، ترس ، یاس ومرگ » که پاره ای از این مضامین در دو کتاب پایانی او هم دیده می شود مانند :« تنهایی ، عشق ، یاس و مرگ ». اما با اندکی تامل می بینیم که این مفاهیم در دوره دوم کاملا متفاوت است .4

1-   ریحانی ، محمد : فروغ آیه های زمینی - سبک ، زبان واندیشه فروغ فرخزاد -، چاپ اول ، انتشارات آهنگ قلم ، مشهد ، ایران ، 1385ه . ش ، ص :23.

2-   فرخزاد ، فروغ : شعر زمان ما ، چاپ ؟137، انتشارات نگاه، تهران، ایران، بدون تاریخ،ص :11.

3-   فرخزاد ، فروغ : شعر زمان ما ، ص :12

4-   ریحانی ، محمد : فروغ آیه های زمینی - سبک ، زبان واندیشه فروغ فرخزاد -، ص : 41.

انتظار فروغ در دوره نخست چیزی جز آمدن معشوق ، وصال و تسلیم خود به او نیست .1 اما انتظار دوره دوم او اانتظار عاشقی است که آگاه به آمدن موعود است ، کسی که مثل هیچ کس نیست کسی که با خود روشنی ، سبزی وعدالت به همراه می آورد .2

خود فروغ نیز بی آنکه دلایلی اقامه کند اشعارش را به دو دوره تقسیم کرده است و میگوید :" من متاسفم که کتاب های « اسیر » ، « دیوار » و« عصیان » را بیرون داده ام و افسوس می خورم که من چرا اشعارم را با « تولدی دیگر » آغاز نکردم ."3

اکنون بد نیست در مقایسه این دو دوره ، تحول فکری فروغ را با دور شدن از حال وهوای دوره نخست زندگیش نشان دهیم ؛ فروغ پس از جدایی از همسرش به شدت احساس تنهایی ونا امنی می کند وسعی می کند در برابر هجوم ملامت ها و تهمت ها ایستادگی کند و در دفاع از خود بسراید : « بگذار تا به طعنه بگویند مردمان / در گوش هم حکایت عشق مدام ما / ...  .» او با رهایی از چنبره هراس وحسرت ، به دوره دوم زندگی شعریش پا میگزارد ... وتاذه می فهمد که دیگران از ابتدا متئجه انتخاب کور او در ازدواج بوده اند ؛ اکنون در بیداری عقل به مواخذه و ملامت خود می‌پردازد : « چرا نگاه نکردم / انگار مادرم گریسته بود آن شب / ...  .» زمانیکه فروغ از اضطراب ودغدغه اش کاسته می شود با پناه بردن به هنر ، سینما ، تئاتر ، سفرهای خارجی و مطالعه فرهنگ و تمدن ملت ها در درون خود پناهگاهی امن می سازد ؛ به همین میزان در شعرش از تعداد واجه هایی که به نحوی بیانگر هراس وسرگشتگی وناخویشتن شناسی آن دوره است کاسته می شود .4

فروغ فرخزاد در حقیقت پس از عبور از کانال دوره اول با پشتوانه شش عامل موثر یعنی ، آمادگی و استعداد ، جسارت وشهامت ، ارتباط با نخبگان ، مطالعات مداوم ، سفرهای خارجی و آشنایی با سینما توانست به جوهر معنوی وشکل سوری شعر والای خود پس از « تولدی دیگر » دست یابد ، واکنون به

1-   ریحانی ، محمد : فروغ آیه های زمینی - سبک ، زبان واندیشه فروغ فرخزاد -، ص : 42.

2-   همان ، ص : 43.

3-   همان ، ص : 25.

4-   همان ، ص : 43.

دوره ای پای نهاده است که دیگر میداند در جست وجوی چیزی نیست بلکه تنها چهره های گوناگون خود را می جوید چون شعر او در حکم آیینه اوست .1

اشعار فروغ کمتر تاثیر پذیرند وبیشتر تاثیر گذار ؛ تاثیر پذیری شعر او بیشتر از نظر محتواست واز دو طریق توجیه می شود یکی تاثیر اکتسابی به اعتبار مطاله تورات ودیگری تاثیر تجربی به علت توجه به سینما و خاصه پس از تجربه در جذام خانه تبریز ، که زمینه ذهنی مساعد ، ناشی از مطالعه تورات ، موجب می شود که با تمام وجود حقیقت جاری در جذام خانه را احساس کند و این احساس بیش از پیش مفاهیم نگرانی ، وحشت وزوال را در اعماق وجودش تعین بخشد و در نهایت به سرایش شعرهایی پیامبرانه همچون « آیه های زمینی » وادارد.2

اما در مورد تاثیر گذاری او ، فروغ تاثیر منفی در شاعران جوان ، خاصه شاعره ها داشت ،بویجه در دهه های 1340و1350ه . ش که کمتر شاعر جوانی بود که صورت ساده زبان فروغ او را به صرافت تقلید نیاندازد .3

دنیای شعری فروغ چه از نظر فکر وچه از نظر زبان ، روح چیرگی مدرنیت بر قوانینادب وسنت های دیرین ماست ؛ از همین رو است که وا در یک مقیاس جهانی مدرن ترین وامروزی ترین شاعر ، واز معدود روشنفکران ما به شمار می رود که به اندیشه انسان مدرن تعلق دارد 4

 

 

 

 

 

 

1-   ص : 39 و40.

2-   فرخزاد ، فروغ : شعر زمان ما ، ص : 44.

3-   همان ،، ص : 47.

4-   همان ، ص : 55

فصل (4)

« دوره های شعری نزار قبانی »

نزار قبانی آثار هنری ابداعی زیادی را از خود به جای گذاشته است که به صورت دیوان هایی کوچک به اندازه کف دست وهمچنین مجموعه های شعری بزرگ منتشر شده است. 1

عشق نخستین و اساسی ترین محور وموضوع در شعر اوست و اولین دوره اشعارش را تشکیل می‌دهد، و نگاه او در این قلمرو کاملا نو ، زیبا شناسانه و کاوشگر سایه روشن های ذهن و ضمیر زن ومرد شرقی است .2

در شعر های عاشقانه او بیش از هر چیز جرئت وبی پروایی به چشم می خورد که در اختیار مضامین بکر و بی سابقه قرار گرفته است ودر زبانی نرم ، هموار وسهل ممتنع و در وزن وموسیقایی ، ساز وار القا می شود .3

رسانایی این مضامین تنها از وسیله کار آمدی چون زبان شعری نزار قبانی بر می آید که به زبان گفتار نزدیک و از مفاهیم وعناصر فرهنگ عامه سرشار است ... دامنه تغزل او چنان رنگ رنگ ، پرتنوع وگسترده است وشعر او چندان با زمان پیش رفته است که چندین نسل آواز ها وترانه هایی راکه برگرفته از اشعا اوست مکرر زمزمه کرده اند و پجوهشگران ومنتقدان نیز صدها کتاب ومقاله در بررسی وتحلیل اشعارش نوشته اند .4

در دومین دوره شعری او موضوع سیاست مطرح می شود ؛ شعر های او در این زمینه غالبا ناظر به نقد حال است وبا لحن وسیاقی تند وعاطفی ، بدور از کندوکاوهای عمیق وشناخت وتحلیل جرف مضمون پردازی می کند ، و در عین حال همان عناصر معهود زبانی و موسیقایی در شعر سیاسی او نیز ملحوظ است و تا کنون ، هم درباره عاشقانه ها و هم درباره اشعار سیاسی او ، در مطبوعات ورسانه ها بحث ها،                                                                                                                                                   

1-    محمد مهدی آل طعمه ، سلمان هادی : غزلیات شعراء العرب ، ص ، 171.

2-    قبانی ، نزار : تا سبز شوم از عشق شعر های عاشقانه ونثر نزار قبانی - ، موسی اسوار ، چاپ اول ، انتشارات سخن ، تهران ، ایران ، 1382ه . ش ، ص ، 11

3-    همان ، ص : 11و 12.

4-    همان ، ص : 12.

گفت وگوها و جدال های قلمی بسیاری در گرفته است .1

نزار قبانی در خصوص اشعار سیاسی وعاشقانه هایش می گوید : " نود در صد سوال هایی که از من می شود این است که چرا زن را موضوع اصلی شعرم قرار داده ام و وطن را فراموش کرده ام ؟ طرح این سوال به شکل دشمنانه ای نشان می دهد که پرسندگان مفهوم درستی از زن و وطن ندارند و تصور می کنند که زن چیزی است متضاد با وطن ، البته خشم ایشان بشتر بر من از این رو است که چرا پس از شکست اعراب از اسرایئل در جوئن سال 1967. م . من به شعر اجتماعی روی آورده ام .2 ... مفهوم وطن از نظر من یک مفهوم ترکیبی است از میلیون ها چیز ؛ از قطره باران تا قرص نان ، تابرگ درخت ، تا سجاده نماز مادرم و ... ، و من از این چشم انداز پهناور است که وطن را می‌بینم .3    نزار قبانی در توضیحی پیرامون شعر سیاسی « در حاشیه دفتر شکست » به مجله مواقف اینگونه پاسخ داد : "وقتی شعر سیاسی « در حاشیه دفتر شکست » منتشر شد ، غوغای عظیمی در کشور های عربی برخاست ؛ خلاصه اعتراض ها ودشنام ها این بود که ؛1- تو شاعری هستی که روح خود را به شیطان وزن غزل برای روسپیان فروخته ای و حق نداری در باب وطن شعر بگویی .2-  تو مسئول اصلی شکست سال 1967. م . هستی که در طول بیست سال شعر عاشقانه گفتی و اخلاق جامعه وجوانان را فاسد کردی.  3-  تو در این شعر ،  سادیست هستی - دیگر آزاری -  و می خواهی ملت عرب را آزار وشکنجه دهی .4-  تو امید ها وآرزو ها را بر باد داده ای و خدمتگذار اجنبی هستی. 5-  تولد تو بعد از جوئن 1967. م . تولدی طبیعی نیست .   من در برابر تمام این تهمت ها بجای احساس رنج ، قد کشیدم وبزرگتر شدم ، ... " نزار در برابر این پرسش که تحول از شعر عاشقانه به شعر سیاسی آیا تاثیر فشار اجتماع است ؟ میگوید: "من معتقدم تحول از شعر عاشقانه به شعر سیاسی ، تجارتی سودمند نیست ؛ زیرا خواب در چشم زنان آرامتر از خواب در میان سیم های خاردار است"« نزارزقبانی در مصاحبه با مجله مواقف ، بیروت ، 1971. م . شماره 16 »4 

1-    قبانی ، نزار : تا سبز شوم از عشق شعر های عاشقانه ونثر نزار قبانی - ، ص ، 12.

2-    قبانی، نزار : داستان من و شعر ، ص :158. 3-همان ، ص:160  4- شفیعی کدکنی، محمدرضا: شعر معاصر عرب، ص:121

فصل (5)            « شعر فروغ »

« اسیر » نخستین مجموعه شعر فروغ فرخزاد استکه اشعار سال های 1332 ،1333 و1334 ه . ش شاعر رادر بر میگیرد ؛ سال های 19، 20و21 سالگی او ، یعنی سه سال اول ازدواج زنی شاعر که صمیمانه وگستاخانه احساسات غریزی وزنانه خود را برملا می کند .1 « نمی دانم چه می خواهم خدایا / به دنبال چه می گردم شب وروز / چه می جوید نگاه خسته من / چرا افسرده است این قلب پر سوز / ...»   « اسیر» شامل 29 قطعه است که همه در یک حد از ارزشند و از آنجا که نه شکل ، زبان وبیانی پیشرفته دارند و نهبافت ونسجی نو ، هیچکدام از دیگری متما یز نیست.2

« دیوار» دومین مجموعه شعری فروغ است که اشعار سال های 1335،1336واوایل سال 1337ه . ش او را در بر می گیرد. برخی از شعرهای این مجموعه در خط شعرهای مجموعه « اسیر» جریان دارند ؛ مثل شعر« رویا» که رویای آشنای دختران همسن وسال اوست ، وبرخی شعرها که از حوزه احساسات فراتر می روند وبه قلمرو اندیشه های خیامی - اگرچه به خامی نزدیک می شوند تا آنجا که می توان گفت کتاب «دیوار» از نظر تضمن ، توامان احساس و اندیشه فروغ در دو مجموعه« اسیر» و«عصیان » است .3« بر روی ما نگاه خدا خنده می زند / هرچند ره به ساحل لطفش نبرده ایم / زیرا چو زاهدان سیه کار خرقه پوش / پنهان ز دیدگان خدا می نخورده ایم / ...»

« عصیان » سومین مجموعه شعری فروغ است که آثار سال های 1336و1337ه . ش شاعر را در بر می گیرد ؛ شاعر در این مجموعه با به متون کتب مقدس و خاصه به آن بخش ها که به مساله خلقت انسان وعصیان شیطان ارتباط دارد توجه زیادی کرده است ، وبا عنایت به خط اندیشگی خیامی از بیان حالات واحساسات غریزی زنانه خود دور شده است.4 « ساختی دنیای خاکی را ومی‌دانی/ پای تا سر جز سرابی جز فریبی نیست/ ما عروسک ها ودستان تو در بازی/کفر ما ، عصیان ما، چیز غریبی نیست./ ... »

1-   فرخزاد ، فروغ : شعر زمان ما ، ص : 61.

2-   همان ، ص ، 63

3-   همان ، ص ، 101.

4-   همان ، ص ، 143.

چون همه سوال ها بی پاسخ می مانند به تسلیم خدا رضایت می دهد و از او طلب بخشایش می‌کند و در همین حیطه است که بتدریج تفکر مرگ بر روح شاعر سایه می افکند ؛ شعرهای این کتاب نیز همچون «اسیر» و «دیوار» بیشتر با زبانی صریح ومنطقی و اغلب در همان غالب معمول چهار پاره اند ، با این تفاوت که در این مجموعه ، خاصه در نیمه اول کتاب که حاوی شعرهای عصیانی اوست با ترکیب های رمانتیک واحساساتی کمتر می توان برخورد . این مجموعه شعری 18 قطعه شعر دارد.1

«تولدی دیگر»چهارمین مجموعه شعر اوست که اشعارسال های 1338تا1342ه . ش اورا دربرمی‌گیرد؛  شعرهایی حاصل دومین میلاد زنی که در سال1331ه . ش نخستین سال تولد شاعری او بوده است.2 فروغ با انتشار این مجموعه شخصیت اصیل وممتازش هویدا گشت ونامش به عنوان یکی از بزرگترین شاعران زن نوپرداز در عرصه شعر وادب فارسی ثبت گردید 3

این کتاب از نظر محتوا با سه مجموعه پیشین شاعر بکلی متفاوت است ؛ در این کتاب بود که فروغ دریچه هایی به دنیاهای دیگر گشود واز ورای آنها حس هایی را در یافت کرد که هرگز در اتاق های در بسته خانگی توان دیدنش را نداشت .4 این کتاب 35 شعر دارد .5

« ایمان بیاوریم به آغز فصل سرد » پنجمین وآخرین کتاب شعر فروغ است که حاصل سه سال آخر عمر اوست ، از سال1342تا1345ه . ش .این کتاب چه از نظر شکل و چه از لحاظ پختگی زبان ، بیان و اندیشه بر پله ای والاتر از« تولدی دیگر» قرار دارد .کتابی که تنها با 7 شعر اوج تخیل وتفکر شاعر را نشان می دهد . در این مجموعه شاعر موقیت خود را در همان سطور اول کتاب ترسیم می‌کند :« و این منم زنی تنها / در آستانه فصلی سرد / در ابتدای درک هستی آلوده زمین/ ... »6

به جرئت می توان گفت شعر فروغ چه در مضمون وچه در فرم، از دیگر شاعران هم عصر خود چون

1-  فرخزاد ، فروغ : شعر زمان ما ، ص : 144و145.

2-  همان ، ص : 181.

3-  فرخزاد ، فروغ : دیوان فروغ فرخزاد ص :19.

4-  فرخزاد ، فروغ : شعر زمان ما ، ص :182.

5-  همان ، ص :183.

6-  همان ، ص : 257.

شاملو ، اخوان و سهراب به جهان جدید نزدیکتر است واین موضوع از چند جهت قابل طرح است ؛

1- همه می گویند وبرای همه پذیرفته شده است که زبان شعری فروغ زبان محاوره است ، نتیجه به کارگیری این زبان ارتباط گسترده با اقشار وطبقات مختلف جامعه است ... در واقع فروغ شعر را از دست نخبگان بیرون کشیده و ثابت کرده است که شعر نه مختص مخاطبان روشنفکر است ، نه متفکران و نه شاعران حرفه ای ، در عین حال این گروه ها نیز خواننده شعر او هستند و این زبان را همانقدر که جوانان می پسندند دوست دارند .

2- در زبان شعر فروغ عنصر مهم دیگری نیز وجود دارد که آن را به زبان عامه نزدیک می سازد ؛ بخش مهمی از واجه هایی که در زبان فروغ دیده می شود ، برگرفته از اشیائی است که در دنیای جدید وجود دارد - البته دنیای جدید دهه های 1330و40ه . ش مثل ؛ رادیو ، شناسنامه ، مقوا، روزنامه، ایستگاه، و ... ؛ وجود این واجه ها همراه با زبانی محاوره باعث می شود که زبان یا به عبارتی شعر ، به غایت مدرن باشد .

3- مفهوم شعر فروغ هم بسیار مدرن است ، شعر او شعر عصیان وبحران است ودرست به همین دلیل است که در شعر او قطعیت وجود نداشته وبا سنت ها مواجهیم . ... او شاعر بحران انسان امروز است ؛بحران هویتی که زاییده دنیای جدید است و با قطعیت ومطلق انگاری هیچ سنخیتی ندارد . فروغ با جهانی که در آ« زندگی می کند ومانع رهایی او می شود سر ستیز دارد .

4- فروغ اسطوره ای ندارد که به آن متوسل شود وآن را بستاید ؛ بنابر این چیزی در هستی او وجود ندارد که بتواند برای او یقین به همراه بیاورد .این امر ماخوذ از نشانه های اصلی جهان جدید است.با چنین نگاهی به جهان ، شعر فروغ ، شعر چند صدایی است ؛ شعری که ایدئولوجی و اندیشه های قطعی را کنار گذاشته و در خود تنوع صداها را جای داده است ، از همین دریچه می توان شعر فروغ را ، شعر دموکراتیک نامید .1  فروغ فرخزاد از معدود شاعرانی است که مصداق این گفته پاوند است : "ادبیات برای بارور شدن خود در هر نسل به طبع متمایز معدودی از هنر مندان وابسته است "2

1- سایت :  رشید پور ، رضا : چکیده ای از زندگی فروغ فرخزاد

2- فرخزاد ، فروغ : شعر زمان ما ، ص : 316.

فصل (5)          « شعر نزار »

اگر مجموعه شعر خوانان ادبیات عرب را در نظر بگیریم - و نه فقط روشنفکران وگروه اهل شعر ونقد بی هیچ تردیدی ، نزار قبانی پرنفوذترین شاعر زبان عرب در عصر جدید است، وسعت دایره نشر مجموعه های شعری او با هیچکدام از شاعران طراز اول زبان عرب قابل قیاس نیست ؛ زیرا عشق عمومی ترین مرز مشترک میان انسان هاست .1و نزار هر چه باشد شاعر زن وشراب است ودر این کار بسیار موفق بوده به حدی که قالب ناقدان معاصر عرب اورا در طراز « عمر بن ابی ربیعه » بزرگترین شاعر شعرهای عاشقانه تاریخ ادبیات عرب قرار می دهند .2   از نزار قبانی 42 دفتر در شعر ونثر نشر یافته است ؛ عمده ترین مجموعه های شعر عاشقانه او عبارتند از : « زیبای گندمگون به من گفت »در سال 1944. م .،« طفولیت یک نار سینه »در سال 1948. م .، « تو از آن من هستی » در سال1950. م .، « شعرها » در سال 1956. م .،« دلدار من » در سال 1961. م .، « نقاشی با کلمات » در سال1966. م .، « یادداشت های روزانه زنی لاابالی » در سال 1968. م .،« شعرهای وحشی خو » در سال 1970. م .،« کتاب عشق » در سال 1970. م .، « صد نامه عاشقانه »در سال 1970. م .، « شعرهایی قانون شکن » در سال1970. م .، «دوستت دازم ، دوستت دارم والی آخر » در سال1978. م .، «برای بیروت مونث همراه با عشق » در سال1978. م .، « امسال وهمه سال تو دلدار من بمانی » در سال 1978. م .، « شهادت میدهم که جز تو زنی نیست» در سال 1979. م .، « تاریخ زنان را اینگونه می نگارم » در سال 1981. م .، « قاموس عاشقان » 1981. م .، « شعر بلقیس » در سال 1982. م .، « شعرهایی مجنون وار » در سال 1983. م .، « عشق در برابر چراغ قرمز درنگ نمی کند » در سال 1985. م .، « عشق همچنان سالار من خواهد بود» در سال 1987. م .، « برگ های محرمانه عشقی قرمطی » در سال1988. م .،«تنها عشق پیروز است» در سال1990. م .، «آیا شیهه اندوهان مرا می شنوی؟» در سال1991. م .، « من یک مرد وتو قبیله ای از زنان » در سال1993. م .، « پنجاه سال در ستایش زنان » در سال1993. م .،

1-   شفیعی کدکنی ، محمد رضا : شعر معاصر عرب ، ص : 113.

2-   همان ، ص : 114.

« مرکب خوانی های ، نزار در دستگاه عشق » در سال1996. م .ومهمتری ن دفتر های نثر او « شعر چراغی است سبز »  «داستان من و شعر»،«شعر چیست »،« کلمات نیز با خشم بیگانه نیستند »و« چیزی از نثر واز برگ های ناشناخته من »نام دارند.1

برخی از اشعار سیاسی یا حزیرانی نزار «نان ، حشیش وماه »در سال 1954. م .،« در حاشیه دفتر شکست »در سال1967. م .، هنر پیشگان » و « باز جویی » ، نام دارند .2

شعر نزار بعد از جنگ اعراب با اسرائیل در سال 1967. م .از شعر عاشقانه به شعر سیاسی منتقل شد، ونزار از آن تاریخ به بعدتوانست گل وتفنگ را بایک دست همراه داشته باشد.3

نزار قبانی سرایش شعر را از سال 1939. م . آغز کرد ودیوان اولش را به نام « قالت لی السمراء »راانتشار داد ،4 وموجب سروصدای فراوان گردید ؛ نسل قدیم آن را رد کردند بخصوص که شاعر از عشق وعوالم آن بی پرده پوشی سخن گفته بود ،اما نسل جدید افکار خود را در آن منعکس می یافت وسادگی وصداقتش را می پسندید ؛ بویجه که زبانی روان وموجز داشت وعاری از تصنع بلاغی شعر قدیم بود.5

پس از آن نیز نزار در شعرش زن وعشق را از یاد نبرد ... به تدریج پخته تر اندیشید وخواست به درون زن ؛غم ها ، شادی ها ، نگرانی ها ، آرزوها و دردهای او پی ببرد ودر مقام دفاع از وی به عنوان انسانی رنج دیده برآید .6

او آخرین مجموعه شعریش را با نام « تزوجک ایتهاالحریة » در سال1988. م . سرود.7

مهم ترین قصیده از نزار قبانی که در جامعه عرب جنجال به پا کرد « خبز ، حشیش و قمر » بود نزار این

1-   قبانی ، نزار : تا سبز شوم از عشق شعر های عاشقانه ونثر نزار قبانی - ، ص :14.

2-    الهواری ، صلاح الدین : المراة فی شعر نزار قبانی ، ص :17.

3-   همان ، ص : 16

4-   -  شکیب انصاری ، محمود : تطور الادب العربی المعاصر تاریخ و نصوص - ، ص :276.

5-   قبانی ، نزار : داستان من و شعر ، ص : 10.

6-   همان ، ص :10.

7-    الهواری ، صلاح الدین : المراة فی شعر نزار قبانی ، ص : 16.

قصیده را در لندن ، سال 1954. م . نوشت که خشم محافظه کاران را برانگیخته بود.1 « نان، حشیش وماه »اهمیت اجتماعی خاصی دارد ودر جهان عرب تاثیری بی سابقه داشته است؛ نزار در این شعر توجه به فقر مردم سرزمینش دارد ومیاله تعدد زوجات عرب را از یاد نمی برد ، او از میلیون ها مردمی سخن می گوید که پابرهنه می دوند ونان را جز در عالم خیال نمی بینند و شب هنگام در خانه هایی آکنده از سرفه به سر می برند اما داشتن زنان متعدد را روا میدارند، 2 این کتاب اولین برخورد وجنگ تن به تن میان نزار و خرافات وکهنه پرستان بود .3

قصیده دوم از قصاید سیاسی او « هوامش علی دقتر النکسة »بود که در سال1967بعد از حادثه جوئن همان سال نوشت ودر آن خطاهای سیاسی واستراتجیکی اعراب را نقد وبررسی کرد.4

« در حاشیه دفتر شکست محصول تاثر عمیقی بود که حالتی وطن پرستانه ولحنی تلخ داشت و بار دیگر او را بر سر زبان ها انداخت؛ عده ای از او سخت انتقاد کردند وگروهی به ستایشش پرداختند . مخالفان از کسی که آن همه شعر درمورد عشق وزن سروده بود نمیتوانستند بپذیزند که شعری وطنی واجتماعی بدین شیوه بسراید، اما او میان شعر زنو وطن تناقضی نمی دید وبه وطن خویش به مفهوم وسیع کلمه عشق می ورزید.5

نزار می گوید :" دو نوع زبان عربی وجود دارد : یکی زبان فرهنگ ها وقوامیس از قبیل لسان العرب ومحیط المحیط و ... ویکی زبان عامه . زبان سومی هم هست که من آن را تجربه می کنم و در درز میان این دو کوشیده ام که زبان عرب را ازپایگاه دور از دسترسی که داردفرود آورم تا در نیان قهوه خانه ها با مردم بنشبندو با کودکان وکارگران ودهقانان سخن بگوید وروز نامه بخواند تا سخن را فراموش نکند.6

او یکی از رقیق ترین ولطیف ترین زبان های شعری را - که در مرز زبان وحشی شعر مدرن وزبان

1-   الهواری ، صلاح الدین : المراة فی شعر نزار قبانی ، ص :17.

2-   قبانی ، نزار : داستان من و شعر ، ص : 10.

3-   همان ، ص :33.

4-   الهواری ، صلاح الدین : المراة فی شعر نزار قبانی ، ص :17.

5-   قبانی ، نزار : داستان من و شعر ، ص :26.

6-   شفیعی کدکنی ، محمد رضا : شعر معاصر عرب ، ص :119.

ایستا وکلیشه وار شعر قدیم قرار دارد - برگزیده است وبا این زبان به وصف حالات عشق خود وتوصیف تاملات خود در باب زن پرداخته است.1    شعر نزار نیروی فکری عظیم وزیبایی هنری رفیعی داردکه اصالت ، مدرنیت ، قدمت و حداثت را با هم در خود جمع کرده است.او به طور ذاتی شاعر سرشته شده است ... او قدرت نقاشی با کلمات و به بردگی کشاندن لغات واصطلاحات عربی را دارد و شعر غزلی او انقلابی برمفاهیم اشعار غزلی عربی بود.2

نزار با اینکه متجاوز از بیست سال در کارهای سیاسی و دیپلماسی بود ولی شعر را همیشه کار اصلی خود تلقی می کرد و هیچگاه سیاست را به جد نگرفت او در این رابطه می گوید :" من در کار دیپلوماسی خود که به بزرگترین کاخ ها راه داشته ام ، با پادشاهان ، ملکه ها ، امیران و روسای جمهور آشنا شدم وپس از نشست و برخاست با آنها دانستم که شعر سلطان همه سلاطین جهان است ؛ وقتی من در حضور ایشان بودم احسس می کردم که آنها در حضور من هستند وتنان آن تجمل ها را به عنوان یک شاعر خوش آمد می گویند و نه به عنوان یک دیپلمات.3

نزار پس از استعفا از سیاست در سال 1966. م . در بیروت موسسه انتشاراتی باز کرد به نام «منشورات نزار قبانی »که کارهای شری خویش ودیگران را نشر می داد.4

مستشزق اپانیایی « مارتینت مونتافیش » شعر نزار را به اسپانیایی ترجمه کرده و در مادرید تحت عنوان «اشعار حب العربیة »«poemas amorossos arauessy » به چاپ رسانده است . همچنین  «موسسه بروتافی » در ایالات متحده آمریکا ودار النشر «penguin » در انگلستان نمونه هایی از شعر او را چاپ ونشر کرده اند.5

علی المصری در مورد نزار قبانی می گوید :" نزار قبانی راه خطر ناکی را انتخاب کرده است که در هر قدمی که بر میدارد مین ها در زیر پایش منفجر می شوند، او راه سخت تر را انتخاب کرد زیرا او

1-   شفیعی کدکنی ، محمد رضا : شعر معاصر عرب ، ص :115.

2-   محمد مهدی آل طعمه ، سلمان هادی : غزلیات شعراء العرب ، ص :170.

3-   شفیعی کدکنی ، محمد رضا : شعر معاصر عرب ، ص :123.

4-   همان ، ص :123.

5-   الهواری ، صلاح الدین : المراة فی شعر نزار قبانی ، ص :17.

پیامی است و تمام تلاش وعمرش را در راه به ثمر رساندن این پیام صرف کرد ، و زندگیش را برای  پیروزی وطن وقف کرد و نماینده ای شایسته برای زنان بود.1

محی الدین الصبحی در رابطه با اواینگونه می نویسد :"بین ناقدان وخوانندگان شر نزار معروف است که او شاعر زیبایی ، عشق و زن است و همچنین به او به عنوان شاعر متمرد بز عرف جامعه عرب می نگریستند ولی او در اشعار بسیارش ثابت کرده است که دو مقوله گذشته در تناقض کامل است با چیزی که او را شاعر متمرد بر عشق وزن قرار داده است .2

نزار در مورد سرایش شعر می گوید :" من شعر می گویم ولی نمی دانم چگونه ؟ ؛همچنان که ماهی نمیداند چگونه شنا می کند " و در جای دیگر می گوید :" شعر اسبی است با شیهه ای زیبا ، هر شاعری به شیوه مخصوص خود برآن سوار می شود ؛ طریقه ای که من دارم آن است که اسب را مقید نمی سازم و مجبورش نمی کنم که در زمین سخت و در گل وتاریکی راه برود، اسب سواری نمودار اخلاق سوار است، من به خودم اجازه نمی دهم شاعری را کهبر اسب خویش سوار است را مسخره کنم بلکه می کوشم برایش عذری بیاورم . "3

محمود درویش در سرسخن شماره 53 فصلنامه « الکرمل » مینویسد :" شمع هایی فراوان به یاد نزار قبانی روشن شده است اما اینها کمتر از شمع هایی است که او در طی 50 سال برای عاشقان ومدافعان آزادی تن ، وجدان وسرزمین افروخت . از نخستین شعرش شاعری بود یگانه ومتمایز ، تا جایئکه در شعر معاصر عرب به پدیده ای مردمی بدل گشت ... هیچ شاری مثل او اینچنین مستقیم از زبان زن ودرباره او سخن نگفته بود ؛ نزار نه تنها شاعر زن بلکه شاعر همگان است .4 

 

 

 

1-   الهواری ، صلاح الدین : المراة فی شعر نزار قبانی ، ص :30.

2-   همان ، ص :37.

3-   قبانی ، نزار : داستان من و شعر ، ص :14.

4-   سایت : ولی پور ، علی :نزار قبانی وافکاره

فصل (7)

« بررسی چندی از شعرهای فروغ و نزار »

1- احساس ترس وتنهایی وپناه بردن بر معشوق

    « از تنگنای محبس تاریکی

        از منجلاب تیره این دنیا

         بانگ پر از نیاز مرا بشنو                                                                                                                                                                                                                       

         آه ای خدای قادر بی همتا »

                                                                             « در برابر خدا - اسیر- »          

« اشعر بالخوف من المجهول ، فآوینی  

    اشعر بالخوف من الظلماء ، فضمینی »                                                                                        

                                                                              « جسمک خارطتی »

    « از ناشناخته می هراسم ، در پناهم گیر

        از تاریکی می هراسم ، در آغوشم گیر »                                                                             

                                                                           « پیکر تو نقشه جغرافیایی من است »

2- اعتراض به توهین به اشعارشان

    « مگو شعر تو سر تا پا گنه بود

       از این ننگ و گنه پیمانه ای ده »                                                         

                                                                               « عصیان اسیر »

    « لا تبکی علیٌِ اذا ادانونی 

      و قالوا عن کتاباتی : اباحیٌة

       وکل محاکم العشاق فی وطنی

       محاکم غیر شرعیة »   

                                                                                «محاکمة غیر شرعیة»

    «اگر مرا محکوم کنند وگویند: که

     کتاب هایم متن اباحیگری است ، تو برایم گریه نکن ؛

    زیرا که همه محکمه های عاشقان در وطنم ، غیر قانونی است.»   

                                                                                    « محاکمه غیر شرعی »

3- آرزوی عشق پاک

     « دل نیست این دلی که به من دادی

         در خون طپیده آه، رهایش کن

         یا خالی از هوا و هوس دارش  

              یا پای بند مهر و وفایش کن »

                                                                                       « در برابر خدا - اسیر - »

          « فانادی ودموعی فوق خدی ، مدد ، یا وحید ، یا احد ،

            اعطنی القدرة کی اصبح فی علم الهوی ... واحدا من اولیاء الصالحة »

                                                                                         « تجلیات صوفیانة »

         « پس آنگاه سرشک بر گونه فریاد بر می آورم : مددی ای تنها ، ای یگانه ،

           به من نیرو بده تا در دانش عشق از او لیاء صالحه باشم.»

                                                                                         « تجلیات صوفیانه »

4- سرگشتگی وپریشانی خاطر

     « نمی دانم چه می خواهم خدایا

        به دنبال چه میگردم شب وروز

        چه میجوید نگاه خسته من

       چرا افسرده است این قلب پرسوز »

                                                                                        « رمیده - اسیر -»

         «الف شکر لعطایاک ... فانٌی

            عشت فی التیه طویلا ... »

                                                                        « امنحینی الحب ... کی اصبح الاخضر»

      «هزار سپاس بر عطایای تو ...

        که من دیری در گمگشتگی به سر بردم ... »

                                                                         « به من عشق ببخش ...  تا سبز شوم »

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فهرست منابع و ماخذ

1- فروغ ، فرخزاد : دیوان فروغ فرخزاد ، به کوشش محسن پویان ، چاپ اول ، انتشارات طه و نشر سایه گستر و چاپ شفق ، قزوین ، ایران ، 1384 ه . ش .

2- ریحانی ، محمد : فروغ آیه های زمینی - سبک ، زبان واندیشه فروغ فرخزاد -، چاپ اول ، انتشارات آهنگ قلم ، مشهد ، ایران ، 1385ه . ش .

3-  فرخزاد ، فروغ : شعر زمان ما ، چاپ ؟137، انتشارات نگاه، تهران، ایران، بدون تاریخ .

4- - شکیب انصاری ، محمود : تطور الادب العربی المعاصر تاریخ و نصوص - ، چاپ اول ،                                انتشارات دانشگاه شهید چمران ، اهواز ، ایران ، 1376 ه . ش .

5- الهواری ، صلاح الدین : المراة فی شعر نزار قبانی ، چاپ اول ، دار والمکتبة الهلال و دار البحار ، 1422 ه . ق 2001 م .

6-  محمد مهدی آل طعمه ، سلمان هادی : غزلیات شعراء العرب ، چاپ  ، منشورات دار الآفاق الجدیدة ، بیروت ، لبنان ، 1419 ه . ق 1999 م.

7-   قبانی ، نزار : داستان من وشعر ، غلامحسین یوسفی و یوسف حسین بکار ، چاپ      ، انتشارات دانشگاه فردوسی ، مشهد ، ایران ، 13 ه . ش .

8- اسوار ، موسی : از سرود باران تا مزامیر گل سرخ - پیشگامان شعر امروز عرب - ، چاپ اول ، انتشارات ، تهران ، ایران ، 1381ه . ش .

9- شفیعی کدکنی ، محمد رضا : شعر معاصر عرب ، چاپ اول ، انتشارات سن ، تهران ، ایران ، 1380ه . ش

10-                     قبانی ، نزار : تا سبز شوم از عشق شعر های عاشقانه ونثر نزار قبانی - ، موسی اسوار ، چاپ اول ، انتشارات سخن ، تهران ، ایران ، 1382ه . ش .

       11-  سایت : ولی پور ، علی :نزار قبانی وافکاره ، وبلاگ تخصصی گروه عربی ،

Arabi22.blogfa.com        ،  آخرین زمان دسترسی : 22/10/1387.

  12- سایت : رشید پور ، رضا : چکیده ای از زندگی فروغ فرخزاد ، بدون ذکر نام ،      froughfarokhzad.blogspot.com         ، آخرین زمان دسترسی : 22/10/1387 .

  13- سایت : خادم ، عاطفه : تحلیل فمنیستی شعر وزندگی فروغ فرخزاد ،ماهنامه آدم برفی ،     www.aftab.ir ، آخرین زمان دسترسی : 22/10/ 1387.

        14- سایت : احمدی ، پگاه : بررسی تحولات شعر زن در ایران ، بدون ذکر نام ،      froughfarokhzad.blogspot.com               ، آخرین زمان دسترسی : 22/10/1387 .

 

                                       

   

    

 



JavaScript Codes


Javascripts