پروژه

علل افت تحصیلی

علل افت

عوامل افت تحصیلی زیاد است از جمله مدیریت صحیح در مدرسه و بی تجربه بودن مدیران مدارس است. جامعه ای موفق است که از مدیران دلسوز و با تجربه و با سابقه استفاده نماید. یکی دیگر از مشکلات اصلی افت تحصیلی ، همکاری نکردن  اولیاء مدارس با اولیاء مدرسه می‌باشد، یکی دیگر نداشتن روانشناس در مدرسه است که از نزدیک بتواند مشکلات روحی دانش آموزان را درک و آنان را به تحصیل تشویق کند. کمبود ساعت درسی در مدارس و چند نوبت بودن نیز می تواند از عوامل مؤثر در افت تحصیلی باشد. همچنین قسمت هایی از کتاب که برای دانش آموزان نامفهوم باشد‌ در سالهای بعد آن مبحث درسی ادامه خود در افت تحصیلی دخیل است. پیچیده بودن بعضی از مبحث های کتاب و مرتب نبودن مطالب که برای دانش آموز مفهوم نیست حذف شدن قسمت های مهم کتاب به علت اجرای طرح جبرانی افت تحصیلی را بیشتر می کند.

معنی و مفهوم افت تحصیلی :

افت از نظر لغوی از مصدر افتادن به معنی کمبود، کمی و کم وکاست و نقصان است .   افت از نظر مفهومی عبارت است از کاهش عملکرد تحصیلی دانش آموز از سطحی رضایت بخش به سطحی نامطلوب. مقایسه و سنجش سطح عملکرد تحصیلی فعلی دانش آموز بهترین شاخه افت تحصیلی است.

تعریف دیگر: چنانچه فاصله قابل توجی بین استعداد بالقوه و استعداد بالفعل فرد در فعالیت های درسی مشهود باشد چنین فاصله ای را افت تحصیلی می نامند.

صور افت تحصیلی : کمی و کیفی

 

افت کمی: عبارت است از درصد دانش آموزانی که نتوانسته اند یک دوره آموزشی را به سبب مردود شدن و ترک تحصیل با موفقیت طی کنند.

افت کیفی: منظور از افت کیفی نرسیدن به هدف های پیش بینی شده و مورد نظر برنامه است.

رابطه یادگیری با افت تحصیلی:

تعریف یادگیری: تغییرات نسبتا ثابت و پایدار در رفتارهای آدمی که بر اثر تجربه در طی زمان حاصل می شود، یادگیری نام دارد. دانش آموزان یکه به هر علت نمی توانند یاد بگیرند، بزرگترین ناراحتی را برای والدین و مدرسه ایجاد می کنند.چون نمی توانند مانند سایر دانش آموزان مرتباً به کلاس های بالاتر بروند و ناگزیر مردود می شوند و یا از درس و مشق و مدرسه متنفر می شوند و به کارهای دیگر مثلا ولگردی می پردازند و سربار جامعه می شوند.

از این رو توجه به این دانش آموزان وظیفه مهم هر جامعه است. زیرا اگر به موقع توجه شود ممکن است علل عقب ماندگی آنها کشف و در نهایت برطرف شود. و افراد مفید و مؤثر جامعه بار آیند. دست اندر کاران آموزشی باید به این امر توجه داشته باشند که همه دانش آموزان از نظر تعداد و توانایی در یک حد نیستند بلکه تفاوت هایی با همدیگر دارند و نباید انتظارات یکسانی از آنها داشت؛ بلکه  باید مطابق با مقتفیات وجودی آنها عمل کرد. این نکته باید مورد توجه قرار گیرد که رد کردن ، نمره کم دادن و یا نگاه داشتن کودکان تنبل در یک کلاس دردی را دوا نمی کند؛ چه بسا که بر مشکلات می افزاید. معلمی که فکر می کند امتحان کردن و نمره دادن همه دانش آموزان را به درس او علاقه مند کرده و از نظر بی سوادی جلوگیری می کند سخت در اشتباه است. درسی را که به خاطر نمره خوب خوانده شود کوچکترین ارزش تربیتی ندارد. جز اینکه کودکان را بی توجه به احترام وارزش و فعالیت کار بار می آورد. معلم نباید نمره دادن را وسیله تعلیم و تربیت قرار دهد و دانش آمئوزان خود را با نمره کم تهدید کند بلکه به علت حقیقی افت پی ببرد.

 

یادگیری نادرست:

اگر دانش آموزی در ورقه امتحان به سؤالات درست جواب داد یا به طور لفظی معنا و مفهوم مسائل را تعریف کرد می‌گوییم یادگیری در او صورت گرفته است در صورتی که یادگیری وقتی صورت می گیرد که به مرحله عمل برسد مانند دانش آموزی که می تواند محلول را تعریف و در آزمایشگاه نیز یک محلول را بسازد. در یادگیری عملکردی وجود دارد. به طور کلی وقتی در یادگیری عملکرد واقعی وجود دارد که فراگیر بتواند آنچه را که درکلاس درس یاد گرفته است، در محیط زندگی خود به کار بگیرد. آنچه که اکثر مربیان از یادگیری در نظر دارند فقط مرحله دانش است. در صورتی که مرحله دانش اولین قدم برای شروع یادگیری است و پایه و اساس مراحل بعدی یعنی درک و فهم، کاربرد تجزیه و تحلیل، ترکیب و ارزشیابی است. در صورتی که دانش آموزی او در مراحل اولیه حیطه شناختی است، تجربه کافی ندارد تا مفاهیم جدید را در پایه بالاتر به خوبی یاد گیرد وما هم در دانش از او ارزشیابی به عمل آوریم. با این حساب او دارای افت تحصیلی پنهان است.

علل افت تحصیلی

اگر بخواهیم دلایل افت تحصیلی را بررسی کنیم باید ابعاد آن را دریابیم؛ به طور کلی این مسئله را می توان در چهار بعد فردی و خانوادگی و آموزشی و اجتماعی خلاصه کرد.

دلایل فردی:

یکی از دلایل و عوامل افت تحصیلی کمبود هوش و توانایی های ذهنی در دانش آموزان است. الف) بعضی از کودکان در جریان رشد نمو اولیه، عقب تر از دیگران هستند. مثلا دیرتر از کودکان دیگر راه می افتند. دیرتر به حرف می آیند ویا حتی دیرتر به دیگران تبسم می کنند. این گونه کودکان وقتی به سن مدرسه می رسند به سرعت سایر دوستان خود موفق به خواندن و حساب کردن نمی شوند؛ این گونه کودکان از طریق آموزش های ویژه ای که برای تعیین سن عقلی آنها مورد استفاده قرار می گیرد قابل شناسایی اند. آنان به آموزش ویژه نیاز دارند تا بتوانند امکان مستقل زیستن را به دست آورند.

 

ب) (1)عده دیگری از کودکان دیرآموز نامیده می شوند. آنان دیر یاد می گیرند، زود فراموش می‌کنند و قادر به فراگیری مطالب پیچیده نیستند. بسیاری از آنان معمولا از سطح دبستان بالاتر نمی روند، مگرآنکه تحت مراقبت و رسیدگی فوق العاده باشند.

ج)(2) گروه دیگری از کودکان جامانده از تحصیل نامیده می شوند. این گروه به دلایل گوناگون از یادگیری هایی که با هم ارتباط زنجیره ای دارند جا می مانند. کودکی که در این قسمت درس جا می‌ماند به دلیل آنکه دوست ندارد دیگران این موضوع را بفهمند، سعی می‌کند خود را پشت سر آنان پنهان کند. تلاش برای پنهان شدن سبب می‌شود نادانسته های او بیشتر شود در این حالت کودک برای یادگیری تلاش بیشتری می‌کند اما چون پایه کم دارد، چیزی جز شکست نصیبش نمی‌شود در نتیجه شکست های پیاپی او را از تلاش و فعالیت باز می دارد و سبب می شود که از خود تصویر منفی پیدا کند، ناتوانایی های خود را در این درس، به دروس دیگر نیز تامین دهد و از معلم و کلاس و درس متنفر گردد.

د) گروه دیگری از دانش آموزان هوش و ادراک عالی دارند اما در کلاس پیشرفتی از خود نشان نمی دهند. پیش از هر کاری باید آنها را به پزشک معرفی کرد تا از نظر بینایی، شنوایی و وضعیت عمومی معاینه شوند. زیرا با رفع نواقص در این زمینه ها کودک به وضع عادی برمی‌گردد و امکان حداکثر استفاده از مواد آموزشی به او داده می‌شود. برای مثال ممکن است بچه‌ای که سؤال نمی‌کند و یا به سؤال های معلم بی ربط جواب می‌دهد مشکل شنوایی داشته باشد؛ اگر این مشکل زودتر تشخیص داده نشود سبب عقب ماندگی تحصیلی او می‌شود.

 

 

________________________________________________________

(1) : دکتر حسن احدی_ روانشناسی رشد

(2) : علل افت تحصیلی _ علی بخشی

و) (1)گروه دیگری از کودکان، با وجود داشتن هوش زیاد، در یادگیری موفق نیستند. این گونه کودکان به دلیل اینکه به سرعت یاد می گیرند، مانند دیگران تمرین نمی کنند. به علاوه اغلب قبل از ورود به مدرسه بعضی از درس ها را یاد گرفته اند لذا توضیحات آموزگار باعث خستگی و بی حوصلگی آنها می‌شود به همین دلیل ارتباط بین دانش آموزان و معلم به هم می‌خورد. در مورد این افراد بهتر است معلم با دادن تکالیف بیشتر و تشویق آنان به استفاده از منابع گوناگون آنان را سرگرم کند.                                                                                                             

ه) گروه دیگری از کودکان که ضعیف نامیده می‌شوند فاقد نیروی حیاتی و جهش و جنب و جوش در کارها هستند و معمولا بی حال کم تحرک اند و زود خسته می شوند. ممکن این مسائل به سبب اختلال در ترشح غدد داخلی یا فعالیت نکردن کبد و یا حتی سوء تغذیه باشد. این گونه از کودکان را باید به حال خود گذاشت تا طبق روش و آهنگ خود کار کنند. بنابراین نباید کارهای آنان را با نمونه های بالاتر سنجید بلکه باید چنین کودکانی را در کلاس کم جمعیت که آموزگار بر شاگردانش تسلط دارد قرار داد و با تشویق در یک آموزش مستقیم و فشرده او را به کار کردن واداشت.

ی) عده دیگری از کودکان شیطان نامیده می شوند. به دلیل آنکه هرگز به آنچه در کلاس می‌گویند و انجام می‌دهند دقت نمی‌کنند و جزء دانش آموزان کم کار طبقه بندی می‌شوند. خصوصیات بچه های شیطان بر حسب سن تفاوت دارد؛ برای مثال شیطنت در دانش آموزان شش و هفت ساله امری طبیعی است. بنابراین نباید بی نظمی در نمره انضباط را یک مصیبت تلقی کرد.

 

 

________________________________________________________

(1) : دکتر حسن احدی_ روانشناسی رشد

(2) : علل افت تحصیلی _ علی بخشی

برای جلوگیری از شیطنت کودکان می توان آنان را به پیشرفت های درسی امیدوار کرد. با رشد کودک کم‌کم این شیطنت ها بطرف می‌شود ولی اگر در سنین بالاتر با کودک بی ثباتی روبرو شود که قادر به کنترل رفتار خود نیست و پیوسته در جنب و جوش و حرکت است و به زحمت فکر خود را بر جریان درس متمرکز می‌کند و در درس موفق نیست بهتر است او را به پزشک ارجاع دهید. علاوه بر همه اینها نداشتن انگیزه کافی برای ادامه تحصیل، مشکلات عاطفی و هیجانی و فشارهای روانی خاص هر مرحله از رشد اشتغال خاطر آسیب  وارد آوردن به قوای هوشی، تحلیل انرژی، عدم تمرکز حواس و در نهایت افت تحصیلی می‌شود. در دوران نوجوانی علاقه و میل شخصی را نیز باید مورد توجه قرار داد ممکن است برخی نوجوانان به رشته‌ای که در آن تحصیل می‌کنند علاقه نداشته باشند و همین امر سبب عقب ماندگی تحصیلی آنها می‌شود. گاهی عقب افتادگی تحصیلی در اثر پریشان خاطری وضع آشفته و هیجانی است که به سبب بلوغ در نوجوانان ایجاد می شود. از یک سو بحران بلوغ و مسائل مربوط به آن و از سوی دیگر بحران هویت و مسایل ارزشی و روابط با والدین و هم سالان، نوجوانان را بر سر راه های انتخاب قرار می‌دهد به طوری که واقعاً نمی داند از زندگی چه می‌خواهد و دیگران نسبت به او چه عکس العملی نشان می‌دهند. همین امر باعث ناراحتی و اضطراب و در نتیجه عقب افتادگی و شکست اودر تحصیل می‌شود. بنابراین برای جلوگیری از افت تحصیلی باید سعی کنیم دانش آموزان را بهتر بشناسیم و برای رفع مشکلات بکوشیم.

روش های عملی برای برخورد با تفاوت های فردی دانش آموزان

باید دانست برای دانستن تفاوت بین شاگردان و غنی نمودن برنامه کلاس، زمان خاصی وجود ندارد و مربیانی که به رشد همه جانبه هر یک از دانش آموزان خود علاقه مند باشند می‌توانند در تمام ساعات تدریس خود با در نظر داشتن این نکته، برنامه هایی تنظیم کنند که مطابق با نیاز های فردی دانش آموزان باشد.

آنان می توانند با در نظر داشتن اهداف خاص هر ماده درسی بر روش هایی متوسل شوند که برای همه دانش آموزان صرف نظر اختلالات فردی آنان مؤثر باشد ودر رسیدن به آن اهداف آنان را کمک کند. دانش آموزان باید فرصتی یابند تا ضمن شناخت نقاط قوت و ضعف خود و نیز وقوف بر استعدادها وتوانایی های سایر شاگردان، از این همه امکانات بی نظیر دوستان خود بهره گیرند.

توجه به تفاوت های فردی پیش از شروع درس(1)

برای یادگیری هر مفهوم تازه لازم است که دانش آموز آمادگی ورود به مطلب را داشته باشد. بنابراین برای کم کردن فاصله دانش آموزان در یک درس جدید  بهتر است ابتدا معلومات آنان در آن زمینه مورد ارزیابی قرار گیرد و با پرسش و پاسخ شفاهی یا کتبی میزان آمادگی شاگردان مشخص شود. پس از این ارزیابی می توان با دادن تمرینات خاص به برخی از شاگردان که دارای آمادگی لازم نیستند و یا با توضیح برخی از مفاهیم این نقیصه را برطرف کرد.

توجه به تفاوت های فردی ضمن درس

 از آنجا که برخی دانش آموزان با روش های سنتی تدریس، یعنی گوش دادن به صحبت های معلم و نگاه کردن به تخته سیاه نمی توانند مطالب را به خوبی فرا گیرند، معلم کلاس می تواند با استفاده از روش های مختلف یا وسایل متنوع؛ مانند تصویر، فیلم، ماکت، ویدئو و غیره تدریس خود را غنی‌تر کند. در این مورد ایجاد شرایطی در کلاس به نحوی که شاگردان بتوانند با کار انفرادی، کار گروهی، تشکیل نمایشگاه به صورت دسته جمعی، ایراد سخنرانی، مطالعه مستقل و غیره در یادگیری خود نقش فعال داشته باشند، به تحرک گروه کلاس و در نتیجه یادگیری مؤثر شاگردان کمک خواهد کرد.

 

 

________________________________________________________

(1):Dan t , every one needs apal, the manitaba teacher/oct//988/7-8

توجه به تفاوت های فردی در پایان درس

با توجه به اینکه فعالیت های ذهنی دانش آموزان نسبت به هم متفاوت است، ممکن است تعدادی از دانش آموزان با وجود روش های متنوع تدریس باز هم برخی از مفاهیم را نتوانند به سرعت جذب کرده، مطالب درسی را کاملا فرا گیرند.

این گروه مسلما نیازمند بررسی مجدد مفاهیم می‌باشند. برای تشخیص این موضوع معلم کلاس می تواند به کمک یک ارزیابی مجدد به صورت شفاهی یا کتبی کمبودها را مشخص کند و با توجه به آنها زمینه را برای کار تقویتی و جبرانی آماده کند. در این مورد روش های متعددی مانند توضیح مجدد مطالب، استفاده از کارت های تمرین، بهره گیری از سایر شاگردان کلاس و غیره می تواند مؤثر واقع گردد، اما شرط اصلی این است که خود شاگردان در انتخاب برنامه تقویتی شرکت داشته باشند.

ترس از مدرسه در مقاطع مختلف

تجربه نشان داده امتناع یا ترس از مدرسه در هر سنی دیده می‌شود. اما علت ها و دلایل متفاوتی دارد.

مقطع ابتدایی: نقش والدین و اضطراب جدایی این سن مصادف است با طرح واره هایی از محیط اطراف که توسط نزدیکترین افراد به فرد انتقال داده می‌شود، کودک شش یا هفت ساله آمادگی زیادی برای دریافت، ذخیره و حفظ اطلاعاتی دارد که نزدیکان به خصوص پدر و مادر، خواهر و برادر، در مورد یک شئ ، مسئله، مکان یا فرد به او می دهند. هر گونه برداشت منفی و انتقال آن به کودک التهاب، دلواپسی، تشویق، اضطراب و ناراحتی یا آرامش، تلاش و کوشش، شادمانی و هیجانات مثبت می تواند در واکنش کودک یک مسئله مهم باشد.

آنچه والدین به صورت احساس، افکار، اعمال و گفتار به فرزندشان انتقال می‌کنند، به خصوص در این سن او را نسبت به حضور یا عدم حضور(مثلاً در مدرسه یا کلاس) متهیج می کند. ایجاد باورهای غلط نسبت به معلم، ایجاد یاْس و یا ناامیدی از آینده، بیان ابراز تشویق و نگرانی ازچگونگی حضور بچه هادر مدرسه و .....حساسیت منفی و واکنش عاطفی او را در پی خواهد داشت و هر گونه تاکید وتحریک کودک در این شرایط به حضور در مدرسه شدت واکنش ها را افزوده و نتیجه منفی به بار می آورد.

دلایل خانوادگی:

در این بعد روابط نظام آموزشی خانواده سبب شکل گیری نگرش دانش آموز به تحصیل می‌شود.

1) مشاجره و ناسازگاری در میان والدین از جمله عواملی است که بر میزان پیشرفت درسی دانش آموزان تاثیر می‌گذارد وقتی بچه ای باهوش زیاد در کلاس درس پیشرفت نمی‌کند، در خانواده خود نیز آشفتگی و اختلال ایجاد می‌کند، هنگامی که کودک فکر می‌کند والدین به موفقیت او علاقه قلبی دارند و شکست سبب رنجش آنها می‌شود؛ وقتی کدورتی در خانواده بروز می‌کند کودک به طور غیر عادی برای انتقام گرفتن از آنها موفقیتی از خود نشان نمی‌دهد. این رنجش ها و کدورت ها دلایل متفاوتی دارند و به آسانی می توان به آنها پی برد، برای مثال: جدا شدن پدر و مادر از یکدیگر، نزاع والدین، مرگ یکی از والدین، تولد خواهر یا برادر دیگر و کشمکش با اعضای دیگر خانواده از جمله عوامل مؤثر در افت تحصیلی است. در خانواده‌های آشفته ارتباط بین افراد چنان خشک و بی روح است که تمام فکر و اندیشه نوجوان را به خود مشغول و او را از توجه و پرداختن به درس بازمی دارد .

2) تغییر محل سکونت نیز ممکن است باعث عقب افتادگی در تحصیل فرد شود. زیرا امکان دارد دانش آموز نتواند به سهولت خود را با محیط جدید وقف دهد و سازگار کند.

3)  علاوه بر اینها فقر اقتصادی خانواده نیز از جمله عوامل سبب ساز عقب افتادگی تحصیلی است. فقر به سلامت و آسایش کودک لطمه می زند و کودکان خانواده های فقیر چون غذای کافی نمی خورند برای فراگیری آمادگی جسمانی ندارند.

گروتائرز(1) (1980) در تحقیقات خود نشان داد که چگونه کودکان طبقه محروم جامعه در مقابل انتظارات و مقررات مدرسه سرگردان می‌مانند. زیرا بیشتر ارزش های مدرسه با ارزش هایی که آنان در خانواده خود آموخته اند، تفاوت دارد. این محقق اشاره می‌کند که مدرسه به طور مثال رقابت و فردیت را رواج می‌دهد در حالیکه فرهنگ طبقه محروم به وحدت و همکاری بین افراد، به عنوان وسیله ای برای بقای خود معنا می‌دهد. علاوه بر آن تحمیل برخی از مقررات محدودیتهای مدرسه مانند: ساکت نشستن، حرف نزدن، تکان نخوردن در کلاس می تواند برای کودک طبقه محروم در محیط خانوادگی خود از فضای کافی و امکان بازی و استراحت برخوردار نیست، مساْله آفرین باشد.

4) نگرش پدر و مادر به آینده، در نگرش کودک به درس و تحصیل تاثیر بسزایی دارد. ممکن است پدران ومادرانی که درس خواندن را بیهوده و اتلاف وقت می‌دانند، همین طرز تفکر را هم به فرزندان خود القا کنند و کودک تلاش بیهوده وضعیت درسی و فراگیری انجام ندهد. مهم ترین نقشی که والدین می توانند در زمینه پیشرفت تحصیلی فرزندان داشته باشند، ایجاد محیطی آرام و مساعد برای مطالعه و انجام تکالیف است.

5) مورد دیگری که در میزان پیشرفت درسی دانش آموزان تاثیر می‌گذارد، نحوه ارتباط با خواهران و برادران است. اگر در خانواده همه افراد پیوسته مشغول مطالعه باشند در دانش آموز به مطالعه تاثیر می‌گذارد اما اگر فعالیت های بی‌فایده داشته باشد ممکن است به تدریج کودک از آنها الگو گیرد و دچار عقب ماندگی درسی شود.

 

 

 

________________________________________________________

(1): Grootaers.d,lacondition scolaire et iechec vecu par des enfants de6tet fans, bruxelles,contradiction,1980

همکاری اولیا و مربیان (1)                                     امروزه انجمن های اولیا و مربیان رایج ترین و پر معناترین وسیله برای ارتباط بین خانه و مدرسه اند. از آنجا که کودک قسمت اعظم اوقات خود را دور از مدرسه می‌گذراند و آموزشگاه تنها 12درصد از وقت او را خارج از محیط زندگی‌اش اشغال می‌نماید، لازم است که معلم و مسئولین مدرسه از محیط زندگی، فرهنگ و ارزشهای حاکم بر آن محیط، آگاهی یابند تا بتوانند آموزش و پرورش مدرسه را با استفاده از تجارب زندگی دانش‌آموز و با همکاری اولیای وی بارور نمایند. اصولا هدف از تشکیل انجمن های اولیا و مربیان نیز چیزی جز این نیست که اولیا و مربیان با هم آشنا شوند و اولیا با روش و طرز کار معلمان و از پیشرفت‌ها و احیاناً مشکلات تحصیلی فرزند خود مطلع گردند. این همکاری دانش آموزان را نیز متوجه می سازد که بین خانه مدرسه جدایی نیست و تضاد و دوگانگی بین روش های تربیتی این دو محیط وجود ندارد. با وجود هدف های صریح این انجمن ها و حسن نیت و علاقه مندی مدیران مدرسه در برقراری ارتباط با اولی می بینیم که گاه این جلسات آن طور که باید و شاید مورد استقبال قرار نمی‌گیرد. برخی از اولیا که فرزندانشان دچار مشکلات تحصیلی و رفتاری هستند کمتر به مدرسه می‌آیند و آنان که با جان و دل در این مراسم حضور می‌یابند غالباً پدر و مادر دانش آموزانی هستند که از هر جهت مورد رضایت معلمان و مسئولان مدرسه می‌باشند. ‌با اینکه اکثر معلمان عوامل خانوادگی را به عنوان عوامل اصلی عقب‌ماندگی های تحصیلی می‌دانند اما تعداد معلمانی که برای برقراری یک رابطه نزدیک و متقابل با خانواده پیش‌قدم می‌شوند کمتر است. به عبارت دیگر تماس با خانواده‌ها یا از طریق که یک یا دو بار در سال به ابتکار و دعوت مدیر مدرسه تشکیل می‌شود صورت می‌گیرد یا با احضار گاه و بی‌گاه پدر یا مادری به دفترمدرسه.‌معلم کلاس سعی می‌کند مسائل مربوط به تحصیل و رفتار دانش‌آموز را به اطلاع اولیا وی برساند و همکاری آنان را طلب کند.

 

________________________________________________________

(1): دکتر زهرا بازگان – مدرسه ای دیگر، انتشارات انجمن اولیاء و مربیان جمهوری اسلامی ایران-چاپ1376

 با اینکه این روش در بعضی موارد نتایج مثبتی به بار می‌آورد اما در بسیاری از اوقات نیز چندان مفید نخواهد بود، زیرا وقتی رفتار نامناسب یا کار ضعیف دانش‌آموزی مورد بررسی قرار می‌گیرد،‌ ممکن است طرفین به طور ناخودآگاه بروز مشکلات را در اثر بی‌توجهی و غفلت طرف مقابل بدانند. ‌از طرفی برخی از اولیا به‌خصوص افراد طبقه محروم جامعه که علت احضار نشدن خود به دفتر مدرسه را کم ‌و بیش حدس می‌زنند ممکن است به بهانه های مختلف از این کار شانه خالی کنند و بدین ترتیب تلاش‌های در برقراری ارتباط به نتیجه نرسد.

در چند سال گذشته در زمینه شناخت مشکلات تحصیلی کودکان مناطق محروم کشور تحقیقی در چند مدرسه ابتدایی (دخترانه)(1) در منطقه ای از جنوب شهر تهران  که اهم ساکنان آن را مهاجرین روستایی تشکیل می دهند، با همکاری چند تن از دانشجویان دانشگاه علوم تربیتی دانشگاه تهران انجام شده‌است که در اینجا به قسمتی از نتایج این تحقیق اشاره می‌شود در این تحقیق با 110نفر دانش‌آموزان ضعیف کلاسها که اغلب به خاطر بی‌توجهی به درس، عدم انجام تکالیف و ناموفق بودن در تحصیل مورد باز‌خواست قرار‌گیرند،‌برخی از آنان به عنوان کودکان منزوی و خاموش و برخی به عنوان دانش‌آموزان ناآرام و پرخاشگر از طرف آموزگاران خود معرفی شده‌بودند، مصاحبه‌هایی انجام گرفت و پرسش‌نامه‌هایی به کمک آنان تکمیل شد. این که اغلب با صداقت و صراحت به سؤالات پاسخ می‌دادند به مسائل متعددی اشاره کردند، صرف نظر از مشکلات خاص زندگی  برخی از آنان مشکلات کلی و مشترک را در چند دسته زیر طبقه‌بندی کردیم:

1) اشتغال دانش‌آموزان به کار مداوم در خانه. 2) فضای ناکافی و شلوغ بودن محیط زندگی

3) بی‌سوادی و گرفتاری اولیا. 4) کمبود ابزارو وسایل تحصیل. 5) بیماری طولانی یکی از اولیا. 6) وجود اضطراب و نگرانی. 7) خشونت در محیط خانواده. 8) مشکلات جسمانی دانش‌‌آموز.

9) ترس از مدرسه و معلم و ناتوانی در یادگیری درسی.

________________________________________________________(1): دکتر زهرا بازگان – مدرسه ای دیگر، انتشارات انجمن اولیاء و مربیان جمهوری اسلامی ایران-چاپ1376

تحقیقات در زمینه جو مدرسه نشان می‌دهد که کارکرد معلم و دانش‌آموز میدان یادگیری و پیشرفت را تحت تاثیر قرار می‌دهد. پاردز( paredes 1993) معتقد است وضعیت اقتصادی-اجتماعی خانواده، به خصوص مدرسه از عوامل پیش بینی کننده افت تحصیلی است. بدون تردید مدیران به دلیل موفقیتشان در مدرسه و معلمان به دلیل نفوذشان در کلاس بیش از هر عامل دیگر در به‌ وجود آوردن جو مناسب در مدرسه و کلاس درس مؤثرند. جو کلاس در هر شرایط بر نگرش دانش‌آموزان نسبت به مدرسه مطالعه، تحصیل و خودپنداره آنها تاثیر دارد. به علاوه رشد همه جانبه شخصیت دانش‌آموز نیز وابسته به جو سازمانی مدرسه است. در دهه هفتاد، آندرسون( anderson1982)، ریمژ(1977)، اسرص(1977) و جنینگز(1979) درزمینه ارتباط جو مدرسه با رشد اخلاقی، تحقیقاتی انجام داده‌اند که به این نتیجه رسیده‌اند که هر جوی شرایط رهبری و هدایت کلاس بخش مهمی از کار هر معلم و کلاس و نیز بستر مناسبی برای یادگیری است. به نظر می‌رسد معلم برای اداره مطلوب ومنظم کلاس درس به دو مهارت احتیاج دارد: یکی برقراری ارتباط مؤثر و مثبت با دانش‌آموزان و دیگری مدیریت کلاس.

این مدیریت باعث تسهیل آموزش و کاهش رفتارهای نا‌مطلوب در دانش‌آموزان می‌شود. برای کمک به معلمان برای ایجاد جوی آرام و مطلوب در کلاس چهار راهبرد پیشنهاد می‌شود:

شیوه تدریس معلم

دلایل آموزشی و مدرسه‌ای(1)

گاهی باید دلایل افت تحصیلی یا کم کاری دانش‌آموز را در مدرسه جستجو کرد که دراین تحقیق به چند مورد آن اشاره می‌کنیم:

الف) پیشگیری از رفتارهای دانش‌آموزان در کلاس

________________________________________________________

(1): کدیور، پروین، روانشناسی تربیتی، تهران: سازمان مطالعه و تدوین کیت علوم انسانی دانشگاه ها،1379

پیشگیری از رفتار نامطلوب به دو دلیل است:

1)                       پیشگیری از بروز رفتار نامطلوب بهتر از بروز و اقدام به تغییر آن رفتاراست.

2)                       دلیل انسانی: یعنی معلم دانش‌آموزان را افرادی که هم یادگیرنده‌اند و هم انسان می‌پذیرد، بنابراین خود را مسئول اصلاح و برطرف کننده مشکلات آنها می‌داند. به طور کلی پیشگیری بهتر از درمان است.

توجه به نکات زیر در این امور به معلمان کمک می‌کند:

1)                       در بعضی مواقع رفتارهایی در کلاس، نظم کلاس را برهم می‌زند. در این مواقع باید با عوامل این بی‌نظمی به طور انفرادی ارتباط برقرار کرد و از دلایل این بی ‌نظمی مطلع شد.

2)                       دانش‌آموزان باید بدانند رفتارهای مطلوب و مورد نظر معلم چیست. برای مثال معلم می‌تواند با گفتن اینکه «دمست دارم هنگام صحبت کردن اول دست خود را بلند کنید.» رفتار مورد نظر خود را به دانش آموزان معرفی می‌کند.

3)                       منتظر بعضی از رفتارهای غیر قابل پیش بینی در کلاس باشید و از آنها برای بررسی میزان توانایی و انطباق خود با این موارد استفاده کنید.

4)                       یادگیری را با اهمیت و معنی‌دار کنید و از این طریق دانش آموزان را به کلاس علاقه‌مند نمایید. در بسیاری از موارد بی نظمی دانش‌آموزان در کلاس به‌دلیل ملال‌آور بودن تکالیف درسی است. اگر مطالب درسی برای دانش‌آموزان با معنی و با اهمیت باشد، دانش آموزان از نظر شناختی درگیر و به یادگیری علاقه‌مند می‌شوند.(1)

 

 

________________________________________________________

(1): Covington,m.v.(1999)"caring about learning: the nature and nurturing of subject-mater appreciation" educational psychologist;no.z

ب) برقراری ارتباط مؤثر و مثبت با دانش‌آموزان

هر کلاس درس یک محیط اجتماعی است که در آن معلم و دانش‌آموزان با هم به تعامل می‌پردازند. راهبردهای آموزشی معلم، ترکیبی است از ملاحظات نظری و ارزیابی ویژگی‌های هر یک از دانش‌آموزان به منظور ایجاد ارتباط مناسب با آنها. توجه به موارد زیر در برقراری ارتباط مناسب و مؤثر در کلاس مؤثر است:

1)                       معلم باید مؤدبانه صحبت کند و بهتر است از کلماتی مانند: باید، بایستی و مجبورید استفاده نکند، زیرا اینگونه دستورات تلاش او را برای بهبود ارتباط در کلاس تضعیف می کند.

2)                       معلم باید در مواقع لازم و ضروری از دانش آموزان خواهش و تقاظا کند.

3)                       به دانش آموزان بیاموزید تا احساسات خود را دور از هر گونه افراط‌ و تفریط بیان کنند.

4)                       گاهی اوقات سؤالات غیر جدی بیان کنید تا ساختار شخصیتی شما جدی و غیر قابل انعطاف به نظر نیاید.

ج) استفاده از روش یادگیری مشارکتی در کلاس(1)

باید گفت شیوه‌های مشارکتی ارتباط مطلوبی بین دانش آموزان به وجود می آورد آنها را برای یادگیری بهتر بر‌می‌انگیزند و عزت نفس دانش آموزان را ارتقاء می‌دهند. در کل این شیوه سه اصل وجود دارد:

1)آموزش فعالیت مشترک  2)آموزش فعالیت به صورت گروهی 3) تقویت عملکرد کلی گروه

 

 

________________________________________________________

(1): فاطمه فقیهی قزوینی: جمع بندی تحقیقات انجام شده یادگیری مشارکتی، فصلنامه تعلیم و تربیت، سال هشتم تابستان81

د) فراهم کردن جو مثبت و مطلوب برای یادگیری و آموزش(1)

برای این مرحله پیشنهاد می‌شود:

1)                       مقررات کلاس را با جدیت و قاطعیت شروع کنید؛ زیرا دادن آزادی بیشتر به دانش‌آموزان آسان است، ولی گرفتن آزادی‌ها و کنترل کلاس چندان آسان نیست.

2)                       به دانش آموزان امکان ندهید شما را متقاعد کنند که شرایط و ضوابط مورد نظر خود را مرتب تغییردهید.

3)                       از تهدید دانش آموزان پرهیز کنید.

4)                       بر عملکرد دانش اموازن توجه کنید.

5)                       آرام و قاطع برخورد کنید.

6)                       از انتقام‌جویی یا تمسخر دانش آموزان بپرهیزید.

7)                       از اشتباهات کوچک چشم‌پوشی کنید.

8)                       اگر عصبانی هستید ابتدا خود را کنترل کنید و سپس با دانش‌آموزان به صحبت بپردازید.

9)                       رفتار نامطلوب را به تکالیف درسی پیوند نزنید و از جریمه برای خاموش کردن رفتار نامطلوب استفاده نکنید.

 

 

 

________________________________________________________

(1): سیف، علی اکبر، روانشناسی تربیتی؛ تهران: انتشارات آگاه، 1368

تاثیر انتظارات معلم(1)

اگرچه بعضی اوقات انتظارات معلم به تدریس و یادگیری بهتری منجر می‌شود، این این انتظارات همیشه مثبت نیستند. برای مثال انتظارات نامناسب و انعطاف ناپذیر معلم مشکلاتی ایجاد می‌کند زیرا انتظاراتشان بر اساس اطلاعات اندک و ناقص و گاهی خیلی سریع است. معلمان باید بدانند درک و برداشت آنها از دانش‌آموزان در فرایند یادگیری یاد‌دهی دانش آموزان مؤثر است. درک و برداشت معلم از دانش آموز، قضاوت معلم در مورد شخصیت، هوش، رفتار و بسیاری دیگر از ویژگی‌های دیگر دانش‌آموزان است.(ساراچو،1998) انتظارات مثبت معلم نتایج زیر را دارد:

1) در کلاس جوی گرم و پذیرا ایجاد می شود.

2) بازخوردی مناسب به دانش آموزان ارائه میشود.

3) دانش‌آموزان برای شرکت در فعالیت‌های کلاس ترغیب می‌شوند.

4) زمان و فرصت بیشتر برای یادگیری فراهم می‌شود.

3) برنامه درسی(2)

ناهماهنگی در برنامه درسی و نامشخص بودن اهداف درس نیز باعث مشکلاتی در امر تحصیل می شود. توجه نکردن به نیازها و استعدادهای دانش آموزان و تفاوت‌های فردی آنان در این زمینه استفاده نکردن از روش‌های مطلوب تدریس و یادگیری علاقه و انگیزه دانش‌آموز را برای فراگیری از بین می برد و بازتاب نامطلوبی در نتایج کار خواهد داشت.

________________________________________________________

(1): کدیور، پروین، سبکهای تربیتی درماندگی آموخته شده و تاثیر انتظار معلم در کلاسهای طبقه‌بندی‌شده، وزارت آموزش‌و‌پرورش، دفتر تحقیقات 1372

(2): رونالدس ایلگورث_ کودک و مدرسه_ مترجم:نوایی نژاد شکوه

4)محتوای کتاب درسی:

کتاب های درسی باید در ارتباط نیازهای فردی و شخصی آنها باشد تا اطلاعات و مهارت های آن افزایش یابد؛ و عملاً دانش‌آموز اثر سواد و آموخته‌هایش را بر روی زندگی خود تجربه نماید و به کار گیرد. تا با رغبت بیشتر در کلاس‌ها شرکت کند و مطالب کتاب‌ها را برای خود ‌و زندگی آینده خود مفید بداند.

5)شرایط فیزیکی کلاس

شرایط فیزیکی کلاس مانند گرما یا سرمای بیش از‌حد، تمیز نبودن کلاس و نور نیز از عواملی است که ممکن است سبب افت تحصیلی شود. باید مدارس را به کارگاه‌های مجهز و آزمایشگاه‌های پیشرفته تجهیز نماییم و از دبیران مجرب و کارآزموده برای آشنا ساختن دانش آموزان فراهم آوریم تا بتوانند استعداد خود را در رشته‌های مختلف فنی‌و‌حرفه‌ای نشان بدهند. برای این منظور بهتر است اطلاعات خاصی درباره انواع حرفه و فنون در اختار دانش‌آموزان قرار داده ‌شود و جوانان با محیط زندگی و جریان واقعی کار و تلاش نسل بزرگسالی که اداره جامعه را عملا بر عهده دارد، آشنا شوند.

آنچه معمولا مورد کم‌توجهی مسئولان و دست اندر کاران مدارس و آموزشو پرورش قرار می‌گیرد، توجه به فضا و محیط فیزیکی مدارس است! با یک نگاه به کودکستان‌ها می‌بینیم از کوچکترین فضایی برای جلب توجه به ایجاد شوق در بچه‌ها استفاده می‌کنند. جذابیت، طراوت و شادابی محیط آموزشی نقش مهمی در جذب و ایجاد آرامش درونی و علاقه و حضور در مدرسه دارد. کمتر مدرسه‌ای را می‌بینید که دیوارهای آن آجری نباشد.یکی از مهمترین عوامل مردودی در نظام آموزش و پرورش ما، ضوابط ارزشیابی(1) از پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان و شرایط ارتقاء آنها به کلاس بالاتر است.

________________________________________________________

روانشناسی ارزشیابی تحصیلی، اثر ژوژنوازه و ژان پل کاورنی، انتشارات اطلاعات، چاپ چهارم تهران 1376

در نظام آموزش ما، برنامه های درسی عمومی و اقتصادی در کلیه سطوح به صورت اجباری به دانش‌آموزان ارائه می گردد. نظام ارزشیابی هم به گونه‌ای است که اگر دانش‌آموزی در پایان امتحانات شهریورماه در دروسی که در طول سال تحصیلی مطالعه کرده است، نمره کمتر از حد نصاب قبولی گرفته باشد و یا معدل سالانه اوعدد معینی کمترباشد، حق ارتقاء به کلاس بالاتری را نخواهد داشت. یعنی به اجبار یک سال دیگر مقام سال قبل حتی دروسی که احتمالا از آنها نمره هجده یا بیست گرفته باشد را باید تکرار کند. در صورتیکه اگر نظام منطقی و صحیحی حاکم باشد، باید تنها دروسی که دانش‌آموز از آنها نمره قبولی نگرفته است، در سال بعد تکرار شود. تجربه نشان داده است که غالبا معدل دانش آموزان مردودی در سال دوم تحصیل تفاوت چشمگیری با سال اول ندارد. بلکه در سال دوم به دلیل تکرار شدن مطلب، سطح نمره در غالب دروس تنزل می‌کند. چنانچه مقررات حاکم برفضاهای آموزشی انعطاف پذیری لازم را داشته باشد، ماهم می‌توانیم مانند بعضی از کشورها که سالهای پیش شیوه‌ها و روش های دیگری برای مقابله و عقب افتادگی دانش‌آموزان یافته اند، عمل کنیم.« مربیان مشهور جهان همواره سعی می‌کنند به طریق مختلف از مردود شدن دانش آموزان جلوگیری کنند. بدین منظور در بعضی از کشورها از کلاس دوم ابتدایی به بعد، شاگردان حتی آنان که نتیجه کار آنان رضایت بخش نبوده است، در آخر سال به کلاس بالاتر ارتقاء می‌یابند، با این تفاوت که شاگردان قوی و متوسط به کلاس معمولی و شاگردان ضعیف به کلاس مخصوص می‌روند. عده دانش‌آموزان کلاس های مخصوص از کلاس های عادی کمتر است. به علاوه مجرب ترین معلمان هم  به تدریس در این کلاس ها گمارده می شوند.

شرایط مساعدی که به این ترتیب بوجود آمده است، موجب می‌شود که بسیاری از دانش آموزان بتوانند عقب افتادگی خود را در یکی دو سال جبران کرده و به کلاس های عادی ملحق شوند. از آنجا که در تامین بودجه آموزش و پرورش،تمام مردم به یک نسبت سهیم هستند، باید در بهره‌برداری از نهادهایی که از بودجه عمومی تغذیه می‌کنند نیز، از شرایط یکسانی برخوردار باشند. ولی عملاً چنین نبوده و نیست. بلکه عوامل فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، خانوادگی و بسیاری از عوامل دیگر بر توزیع ناعادلانه امکانات و خدمات آموزشی در تحقیقات مختلف جامعه مؤثرند. جنبه دیگر تبعیض در کار آموزشی شاغل در مؤسسات آموزشی شهر وروستا است. مرسوم است که افراد کم تجربه و تازه وارد به مراکز آموزشی را در بدو خدمت به مدارس روستایی می‌فرستند تا پخته شوند و همین که تجربه و دانش لازم برای آموزش را کسب کردند، وبر همین منوال نحوه انتقال از شهرهای کوچک و بخش ها به شهرهای بزرگتر و مراکز استان می‌باشد. این تبعیض را در نقاط مختلف یک شهر نیز می توان یافت. در شهرها توزیع امکانات آموزشی خود مسئله قابل بحثی است. مدارس و امکانات و تجهیزات آنها و نیز نیروی انسانی شاغل درآنها، در نواحی شمال و جنوب شهرها یعنی مناطق اعیان نشین و فقیرنشین یکسان نیست. به طور معمول طبقه ثروتمند‌ و شمال شهری، نسبت به نیروی انسانی شاغل در مدارس فرزندان خود، بی تفاوت نیستند و سعی می کنند از طریق اعمال نفوذ، افراد مجرب، مطلع و زبده ناحیه آموزشی را به مدارس محل تحصیل فرزندان خود جذب کنند. امکانات و تجهیزات مدارس نیز از طریق نواحی آموزشی و یا احتمالاً خود‌یاری اولیاء به طور کامل فراهم می‌گردد. در حال حاظر نیز با تاسیس مدارس غیر انتفاعی، که عملاً به طبقات حرفه و پر درآمد جامعه اختصاص دارد، مسئولان این مدارس به منظور تامین و تکمیل کادر آموزشی مدارس خود آگاهانه و با موفیت رسمی مسئولان آموزشی، از میان شاغلین آموزش ناحیه، حق انتخاب یا بهتر بگوئیم حق شکار نیروهای واجد صلاحیت را برای آموزشگاه خود دارند. باید توجه نمود که رهایی از این مشکلات و نا بسامانی ها و هماهنگی و سیستم آموزشی با مقتضات فعلی زمان و جامعه ما در گرو نظام آموزشی و پرورشی فعلی جامعه است. البته نه تغییر اسمی و صوری، که فقط درتغییر شکل مقاطع تحصیلی و تدوین اصول و هدف های جدید خلاصه شود.

عوامل مربوط به اجتماع:

مشکلات فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی، مشکل مسکن، نحوه عملکرد وسایل ارتباط جمعی و شیوه های گذران اوقات فراغت می توانند با افت تحصیلی دانش آموز ارتباط داشته باشند. تا زمانی تعلیم و تربیت جایگاه اصلی خود را در جامعه پیدا نکند و در عمل به علم وعلم آموزی بهایی که لازمه آن است داده نشود، افت تحصیلی همچنان به عنوان یک معضل ورانی، اجتماعی باقی خواهد ماند و یا در حال افزایش خواهد بود. شیوه انواع انحرافات اجتماعی و سرگرمی‌های ناسالم، افزایش بزهکاری، اعتیاد و انواع رفتارهای ضد اجتماعی بدون تردید با افت تحصیلی همراه است. بنابراین افت تحصیلی باید به مثابه یک زنگ خطر روانی- اجتماعی تلقی شود و هشدارهای لازم دراین زمینه به خانواده‌ها، مدارس و سایر نهادها و سازمان های اجتماعی داده شود. عوامل خطر ازراهبردهای کاهش افت تحصیلی می‌توان به بالا بردن عزت نفس یا همان اعتقاد به نفس دانش‌آموزان اشاره کرد. رفتار معلم در کلاس باید طوری باشد که دانش‌آموز دارای حس خودباوری و خود ارزشمندی و اعتقاد به نفس بالا باشد. در این صورت در فعالیت های کلاسی با شوق و انرژی زیاد شرکت می‌کند. و خود را از جزیان آموزشی و تدریس کلاس دور نمی بیند. پایین بودن اعتقاد به نفس باعث کاهش عملکرد در یادگیری می شود. کسانی که اعتقاد به نفس پایینی دارند فاصله زیادی بین یادگیری بالفعل و بالقوه دارند. افت تحصیلی مربوط به اجتماع عبارتنداز: مشکلات فرهنگی، اقتصادیو اجتماعی، مشکل مسکن، بی توجهی به ارزش علم وعالم، بی توجهی به اوقات فراغت کودکان و نوجوانان و شیوع انواع انحرافات اجتماعی.

 

 

 

 

 

 

 

 

نتایج کلی برجسته تحقیقی در مورد میزان و علل عمده افت تحصیلی دانش‌آموزان  به صورت زیر است:

1_ عوامل خانوادگی: کیفیت رفتار والدین با دانش‌آموزان و جو عمومی خانواده، نحوه سرپرستی، اهمیت دادن به درس و نظارت وکنترل آنها در میزان افت تحصیلی نقش مؤثری دارند. به بیان اینکه هر اندازه رفتار والدین و جو عمومی خانواده نامطلوب باشد به همان نسبت دانش‌آموز به طور جدی‌تر با مشکل افت تحصیلی روبرو است و بعنوان عوامل زمینه ساز افت تحصیلی به اثبات رسیده است.

2_ عوامل اجتماعی: دراین پژوهش عواملی چون معاشرت، ارتباط با دوستان، اطرافیان، بی علاقه بودن دوستان به درس، خستگی معلمان که ناشی از کار و تلاش زیاد است، نبودن وسائل کمک آموزشی در مدرسه، عدم مدیریت مدرسه به عنوان عواملی بسیار مهم در شدت یافتن افت تحصیلی مورد تایید قرار گرفته است.

3_ مسائل شخصی و روانی: نتایج بدست آمده در این پژوهش حاکی است که مسائلی مثل نوع نگرش در دانش‌آموز نسبت به زندگی و دیدگاه او نسبت به آینده، میزان احساس تنهایی، نوع عکس العمل در برابر انتقاد، داشتن مشکلات گوناگون در زندگی شخصی و خانوادگی، گرایشهای مطالعاتی، حالات روانی فرد در برابر محرک های گوناگون، نوع گذران اوقات فراغت، استعدادها و رغبت های فردی نقش مؤثری در میزان علاقه به درس دارند.

4_ ارتباط تنگاتنگ و قوی بین وضعیت تحصیلی دانش‌آموزان در درس با سطح نمرات آنها در سالهای گذشته دارد. دانش آموزانی که معمولاً تک ماده در درس استفاده می‌کنند در سال بعد چون دارای پایه ضعیف هستند با عقب ماندگی شدید درسی مواجه می‌شوند. تایید شده است که هر چه وضعیت درسی دانش‌آموزان نامطلوب باشد بیشتر دچار عقب ماندگی در درس می‌باشند.

5_ با توجه به داده های این تحقیق مهمترین علل افت تحصیلی از دیدگاه خود آنان در درجه اول مسائل شخصی و روانی و ناراحتی های فردی است. مسائل اجتماعی دوستان ناباب، مشکلات خانوادگی، عدم آگاهی از شناخت کافی از کاربرد درس در زندگی روزمره، نداشتن علاقه به ادامه تحصیل و یا عدم آگاهی از وجود رشته های تحصیلی را امری مسلم می دانند، موارد فوق از جمله مواردی هستند که در این تحقیق مورد تایید قرار گرفته است که بعضی از بچه ها انگیزه‌ای برای خواندن درس ندارند.

6_ دادن اطلاعات بیشتر به معلمان و کلیه دست اندر کاران تعلیم وتربیت درباره زیان‌های افت تحصیلی تا آنان نقش خود را در تدریس، ارشاد دانش‌آموزان در پیشگیری و یا کاهش افت تحصیلی به نحو احسن انجام دهند. تحقیق نیز تاکید می‌کند برخی از دانش‌آموزان به معلم خود علاقه‌مند هستند، حرف های معلم را حتی بهتر از والدین می‌پذیرند.

7_ کمبود فضای آموزشی

8_ تراکم شدید و بیش از حد دانش آموزان

9_ استفاده نکردن و یا آشنا نبودن بعضی از معلمان به وسایل و امکانات کشف آموزشی

10_ غیبت های مکرر برخی از دبیران

11_ نداشتن انسجام فکری بعضی از معلمان در محیط مدرسه و کلاس

12_ عدم انگیزه کافی برای تدریس در بعضی از معلمان

13_ عدم رسیدگی کافی به مشکلات عاطفی و روحی دانش آموزان

14_ تنبیه بدنی توسط بعضی از دبیران

15_ پایین بودن سطح معلومات علمی بعضی از دبیران

16_ عدم ارتباط صحیح بین معلمین و دانش آموزان

17_ کتابها انگیزه کافی برای دانش آموزان مناطق محروم فراهم نمی‌کند.

18_ عدم آگاهی والدین از وضعیت تحصیلی دانش‌اموزان

19_ تراکم جمعیت خانواده که خود عاملی بس مهم در افت تحصیلی است.

20_ تلاش و کار بعضی از دانش آموزان برای کمک به مخارج زندگی.

21_ عدم آگاهی از نیازهای اساسی دانش آموزان و تغاوتهای فردی.

22_ نداشتن طرح درس و مطالعه قبلی.

23_ آشنا نبودن به شیوه های ارزشیابی و پیشرفت تحصیلی دردرس.

24_  ندیدن دوره های ضمن خدمت حداقل برای تدریس ریاضی

پیشنهادات پژوهش برای کاهش افت تحصیلی:

1_ طرح تعلیم والدین بی‌سواد از طریق کنترل والدین دانش‌آموزان، از لحاظ سواد در هنگام ثبت نام. سازمان یونسکو درباره رابطه سواد با افزایش درآمد چنین اظهار نموده است: « میزان سواد و سطح درآمد یک کشور تاثیر متقابل بر روی یکدیگر دارند، وبالا بردن باسوادی، رشد اقتصادی کشور را تسریع می نماید و بر عکس بی‌سوادی پیشرفت اقتصاد را کند می‌کند.

2_ گنجانیدن روش های سواد آموزی در برنامه دبیرستان ها، جهت والدین بی‌سواد و کم سواد.

3_ حضور بزرگسالان در کلاس ها، باید بخشی از کار آنان محسوب شود، تا بی‌سوادی والدین ریشه‌کن گردد.

4_ استفاده از رادیو تلویزیون و سایر وسایل ارتباط جمعی در جهت ریشه ‌کنی بی سوادی و بالا بردن رشد و آگاهی کلیه اقشار کشور.

5_ ارتباط بین وزارت آموزش و پرورش و سایر سازمان هایی که امر تعلیم و تربیت را در دست دارند. و سازمان های جهانی به خصوص سازمان یونسکو و آگاهی از تازه ترین علمی و فنی و سوادآموزی در سایر کشورهای جهان.

6_ ایجاد تسهیلات و جاذبه لازم در روستاها، برای جلوگیری از مهارت آنها به شهرها و ساختن مدارس در سطوح مختلف تحصیلی مانند دبستان، راهنمایی، دبیرستان در مناطق محروم.

7_ توجه به مسائل فرهنگی و رفتاری مالدین بی‌سواد، ‌در کنار آموزش سواد خواندن و نوشتن به آنان.

8_ تاسیس مدارس ابتدایی شبانه روزی در مناطق روستایی جهت دانش‌آموزان بی‌بضاعت یا کم بضاعت.

9_ دادن تغذیه رایگان و لوازم التحریر رایگان یا با قیمت ارزان به شاگردان کم بضاعت.

10_ بالا بردن سن ازدواج، کنترل جمعیت خانواده ها و جلوگیری از افزایش بی‌رویه جمعیت.

11_ لغو امتیازات خانواده های پرجمعیت در مناطق مختلف شهری و روستایی.

 



JavaScript Codes


Javascripts