پروژه

امام خمینی

انقلاب اسلامی ، امام خمینی ، رهبری و انتظار فرج

جام جم آنلاین: بی نام خمینی انقلاب اسلامی ایران در هیچ کجای دنیا شناخته شده نیست. این جمله ای است که رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای در توصیف نقش متمایز و بارز امام خمینی (ره) در رهبری انقلاب اسلامی ایران بیان کرده اند.

این تعبیر بی‌گمان گویاترین تعبیر از پیوند عنصر رهبری با انقلابی است که به گفته بسیاری از تحلیلگران سیاسی دنیا ماهیت ، ویژگیها و عملکرد آن با هیچکدام از نمونه های مشابه آن در تاریخ تمدن بشری قابل مقایسه نیست.

اگرچه در هر انقلاب، عنصر رهبری نقش اساسی و تعیین‌کننده در سرنوشت آن دارد، اما میزان و تاثیر این نقش در هرکدام از آنها و در مراحل مختلف انقلاب‌ها متفاوت بوده است.

نگاهی به نقش رهبرانی مانند لنین ، مائو ، کاسترو و امثال آنها که رهبری و هدایت انقلاب های بزرگ ضد دیکتاتوری و ضد امپریالیستی رابه عهده داشته‌اند و مقایسه نقش آنها با نقش امام خمینی (ره) در سه مرحله آغاز انقلاب، پیروزی انقلاب و تثبیت و تداوم انقلاب، به خوبی منحصر به فرد بودن رهبری انقلاب اسلامی ایران را نشان می‌دهد.

امام خمینی(ره) نخستین گام‌ها در راه انقلاب اسلامی را از حوزه های علمیه برداشت و با تدریس مباحث مذهبی و سخنرانی درباره نقش مذهب در اداره جامعه برای طلاب جوان، زمینه ذهنی را برای ترویج این مباحث در کل جامعه از طریق این طلاب فراهم ساخت.

روحیه انقلابی و پای بندی شدید ایشان به مسئولیت روحانیت در قبال جامعه باعث شد که به برنامه‌ها و اقدامات ضد ملی و اسلامی رژیم دیکتاتور شاه به طور علنی اعتراض کند و مردم را نسبت به عواقب ناگوار این برنامه ها هشیار سازد.

نقطه عطف این مرحله از نقش رهبری امام خمینی (ره) به 15 خرداد 1342 باز می گردد که دراین روز مردم شهرهایی از قبیل تهران ، قم ، ورامین و... در اعتراض به دستگیری و تبعید امام خمینی (ره) راه پیمایی کردند و در فضای خفقان و پلیسی کشور در آن زمان ، نخستین جرقه های انقلاب اسلامی ایران را روشن کردند.

اگرچه رژیم شاه با جدا کردن فیزیکی امام خمینی(ره) از ملت ایران سرعت انقلاب اسلامی را کند کرد، اما جاذبه سخنان و دیدگاههای او که در قالب نوار و یا انتشار اعلامیه در داخل کشور از طریق شبکه رسانه های سنتی مساجد، تکیه ها، حسینیه‌ها و امثال آنها پخش می‌شد، این خلاء را پرکرد.

این نوع فعالیت‌ها که از نظر میزان و گستره تاثیر در نوع خود بی‌نظیر بود بعد از حدود 15 سال نتیجه داد و مردم ایران از سال 1356 نخست در چند شهر بزرگ و از سال 1357 در اکثر شهرهای ایران با حمل تصاویر امام خمینی (ره) و پلاکاردهای حاوی بیانات ایشان به راه پیمایی و تظاهرات اعتراض آمیز علیه رژیم منحط پهلوی و درباریان فاسد پرداختند و عملا به رهبری حضرت امام در این نهضت لبیک گفتند.

ورود مقتدرانه و پیروزمندانه امام خمینی (ره) در 12 بهمن 1357 به میهن اسلامی و استقبال میلیونی مردم ایران از وی در حالی که رژیم تادندان مسلح شاه هنوز پابرجا بود، نشانه ای آشکار از نفوذ و سلطه معنوی ایشان بر قلبها و جان های مردم ایران بشمار می‌رود. هژمونی که در نوع خود کم نظیر است و فقط در اندکی از رهبران انقلابی جهان مشاهده شده است.

نقش آن پیر فرزانه در جریان انقلاب به ویژه در 10 روز حیاتی و تعیین کننده بعد از ورود ایشان به کشور از  12 بهمن تا پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357 قابل قیاس با هیچیک از انقلاب های جهان نیست.

درک دقیق از شرایط حساس انقلاب، شناخت کامل از فضای حاکم بر داخل کشور به رغم دوری 15 ساله از ایران، اعتقاد راسخ به صحت و درستی راهی که در پیش گرفته بود، متکی نبودن به پشتیبانی هیچ قدرت خارجی و اتکا صرف به پشتیبانی الهی و قدرت لایزال مردم مسلمان ایران و سازش ناپذیری دربرابر انواع پیشنهادهای مصالحه و تقسیم قدرت با رژیم در حال احتضار شاه از جمله خصایص بی‌نظیر امام خمینی (ره) بود که نقش رهبری ایشان را بر یک انقلاب بزرگ در اواخر قرن بیستم جاودانه ساخت.

اهمیت نقش رهبری امام خمینی (ره) در مرحله تثبیت انقلاب اسلامی که از 22 بهمن 1357 تا زمان ارتحال ایشان در 14 خرداد 1368 به طول انجامید نیز کمتر از دو مرحله پیش از پیروزی و مقطع پیروزی انقلاب اسلامی نبوده است.

در این مرحله که بیش از 11 سال طول کشید و  8 سال آن با جنگ تحمیلی عراق علیه ایران همراه بود، هدایت نظام جمهوری اسلامی ایران با آن همه فراز و نشیب های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در داخل و تحولات منطقه ای و جهانی به بهترین وجه و با درایت خاص از سوی امام خمینی (ره) انجام شد.

به گفته اکثر تحلیلگران سیاسی داخلی و خارجی مستقل، اگر رهبری داهیانه امام خمینی (ره) در طول این سالها بخصوص دوران سرنوشت ساز جنگ نبود معلوم نبود که چه سرنوشتی در انتظار انقلاب اسلامی بود و مسیر آن به کدام سمت انحراف پیدا می‌کرد.

مواضع شجاعانه امام خمینی (ره) در قبال شخصیتها، گروهها ، احزاب، جناح ها و جریانهای سیاسی که در عین صلابت و تحکم با عدالت و بی‌طرفی کامل اتخاذ می شد همراه با مواضع روشن و شفاف ایشان در قبال قدرتهای جهانی و منطقه ای، نشانه ای از اقتدار و ظرفیت بالا رهبری ایشان به شمار می‌رود.

رهبری و انتظار فرج

یکی از عمده‌ترین خدمات و زیباترین اثر وجودی امام خمینی (ره) احیا معنویت و ارزشهای مکتب حیات بخش اسلام از جمله انتظار فرج بوده است.

به گفته تحلیلگران این موضوع، زیربنای همه موفقیت‌ها و خدمات بزرک وبی نظیر ایشان به اسلام و مسلمین و عامل اصلی پیروزی انقلاب اسلامی ایران بوده است.

در واقع فقیهی که نظام فقاهتی را از تئوری به صورت علمی در آورد و آیات و احکام الهی وارزشهای معنوی را در عمل به مردم نشان داد و چهره اسلام ناب محمدی (ص) را از زنگارهای مهجوریت و خرافه و برداشت های نادرست پاک کرد و مسایل ثبوتی اسلام را در تشکیل حکومت اسلامی به اثبات رساند، کسی جز امام خمینی (ره) رهبر کبیرانقلاب اسلامی نبود.

ایشان زمانی سکان انقلاب اسلامی را به دست گرفتند که فرهنک مبتذل غرب در سایه نظام منحط شاهنشاهی بر بلاد اسلام و مسلمین نفوذ کرده و جوامع اسلامی را به یاس و انحطاط کشانیده بود.

جمود و سکون حاکم بر مجامع اسلامی کار را به جایی رسانیده بود که عناوین ارزشی قرآن و سنت پیامبر عظیم الشان از قبیل صبر، جهاد، هجرت، عفو و انتظار فرج در اثر تحریف و برداشتهای غلط کوته نظران اصالت و قداست خود را از دست داده بود.

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب نیز اعتقاد به مهدویت و انتظار فرج را عامل امید، انگیزه، حرکت، تلاش و قوت قلب انسان و جامعه بشمار آورده اند.

مقام معظم رهبری با این توصیف از انتظار فرج، اعتقاد ملت ایران به مهدویت را عامل و انگیزه ای برای موفقیت های آنها ازابتدای دوران انقلاب اسلامی تاکنون برشمرده و گفته اند: ملت بزرک ایران امروز نیز قوی تر از گذشته و با اراده ای راسخ برای پیشبرد اهداف و آرمانهای بلند خود مستحکم ایستاده و تسلیم هیچ گونه فشار و تهدیدی نخواهدشد.

ایشان با اشاره به اعتقاد ادیان مختلف به ظهور منجی واعتقاد مسلمانان به اصل مهدویت، وجود مقدس حضرت بقیه الله الاعظم را وارث انبیاء و مصلحان و ادامه‌دهنده سلسله داعیان الهی دانسته و فرموده اند: انتظار فرج علاوه براینکه به معنای گذرا بودن وضعیت ظلم و جور کنونی دنیا و در نهایت استقرار حکومت عدل الهی است، به مسلمانان می‌آموزد در زندگی فردی واجتماعی هیچ بن بستی وجود ندارد و نباید یاس بر زندگی انسان حاکم شود.

مقام معظم رهبری با تایید براینکه انتظار فرج وامید به آینده بدون عمل معنی نمی‌یابد، به مسئله ناظر بودن امام زمان (عج ) براعمال و رفتار انسان‌ها و خرسندی ایشان از هرگونه فعالیت و نشاط و عزم راسخ درعرصه های معنوی و میدان های کار و تلاش اشاره کرده اند.

معظم له خاطرنشان کرده اند: ملتی که معتقد به مهدویت است، هیچگاه احساس ضعف نمی‌کند وبا قدرت وتحمل سختی‌ها وفشارها به مسیر پیشرفت وعزت خود ادامه می‌دهد و درمقابل زورگویان سر تسلیم فرود نمی‌آورد.

امام خمینی و رهبری انقلاب در 3 مرحله
گویاترین تعبیر از پیوند عنصر رهبری با انقلاب بیان حضرت آیت الله خامنه ای در توصیف نقش متمایز و بارز رهبری "امام خمینی "(ره) در انقلاب است که فرمودند: "بی نام خمینی انقلاب اسلامی ایران در هیچ کجای دنیا شناخته شده نیست ". اگرچه در هر انقلاب، عنصر رهبری نقش اساسی و تعیین کننده در سرنوشت آن دارد، اما میزان و تاثیر این نقش در هرکدام از آنها و در مراحل مختلف انقلاب ها متفاوت بوده است. نگاهی به نقش رهبرانی مانند "لنین "، "مائو"، "کاسترو"و امثال آنها که رهبری و هدایت انقلاب های بزرگ ضد دیکتاتوری و ضد امپریالیستی رابه عهده داشته اند و مقایسه نقش آنها با نقش امام خمینی (ره)در سه مرحله آغاز انقلاب، پیروزی انقلاب و تثبیت و تداوم انقلاب، به خوبی منحصر به فرد بودن رهبری انقلاب اسلامی ایران را نشان می دهد. امام خمینی(ره) نخستین گام ها در راه انقلاب اسلامی را از حوزه های علمیه برداشت و با تدریس مباحث مذهبی و سخنرانی درباره نقش مذهب در اداره جامعه برای طلاب جوان، زمینه ذهنی را برای ترویج این مباحث در کل جامعه از طریق این طلاب فراهم ساخت. روحیه انقلابی و پای بندی شدید ایشان به مسئولیت روحانیت در قبال جامعه باعث شد که به برنامه ها و اقدامات ضد ملی و اسلامی رژیم دیکتاتور شاه به طور علنی اعتراض کند و مردم را نسبت به عواقب ناگوار این برنامه ها هشیار سازد. نقطه عطف این مرحله از نقش رهبری امام خمینی(ره)به 15خرداد
  1341باز می گردد که دراین روز مردم شهرهایی از قبیل تهران، قم، ورامین و.....در اعتراض به دستگیری و تبعید امام خمینی (ره) راه پیمایی کردند و در فضای خفقان و پلیسی کشور در آن زمان، نخستین جرقه های انقلاب اسلامی ایران را روشن کردند. اگرچه رژیم شاه با جدا کردن فیزیکی امام خمینی(ره) از ملت ایران سرعت انقلاب اسلامی را کند کرد، اما جاذبه سخنان و دیدگاههای او که در قالب نوار و یا انتشار اعلامیه در داخل کشور از طریق شبکه رسانه های سنتی مساجد، تکیه ها، حسینیه ها و امثال آنها پخش می شد، این خلا» را پرکرد. این نوع فعالیت ها که از نظر میزان و گستره تاثیر در نوع خود بی نظیر بود بعد از حدود 15سال نتیجه داد و مردم ایران از سال 1356نخست در چند شهر بزرگ و از سال 1357در اکثر شهرهای ایران با حمل تصاویرامام خمینی (ره) و پلاکاردهای حاوی بیانات ایشان به راه پیمایی و تظاهرات اعتراض آمیز علیه رژیم منحط پهلوی و درباریان فاسد پرداختند و عملا به رهبری حضرت امام در این نهضت لبیک گفتند. ورود مقتدرانه و پیروزمندانه امام خمینی (ره) در 12بهمن 1357به میهن اسلامی و استقبال میلیونی مردم ایران از وی در حالی که رژیم تادندان مسلح شاه هنوز پابرجا بود، نشانه ای آشکار از نفوذ و سلطه معنوی ایشان بر قلبها و جان های مردم ایران بشمار می رود. هژمونی که در نوع خود کم نظیر است و فقط در اندکی از رهبران انقلابی جهان مشاهده شده است. نقش آن پیر فرزانه در جریان انقلاب به ویژه در  10روز حیاتی و تعیین کننده بعد از ورود ایشان به کشور از  12بهمن تا پیروزی انقلاب اسلامی در 22بهمن  1357قابل قیاس با هیچیک از انقلاب های جهان نیست. اهمیت نقش رهبری امام خمینی (ره) در مرحله تثبیت انقلاب اسلامی که از 22 بهمن 1357تا زمان ارتحال ایشان در14خرداد  1368به طول انجامید نیز کمتر از دو مرحله پیش از پیروزی و مقطع پیروزی انقلاب اسلامی نبوده است. در این مرحله که بیش از 11سال طول کشید و 8سال آن با جنگ تحمیلی عراق علیه ایران همراه بود، هدایت نظام جمهوری اسلامی ایران با آن همه فراز و نشیب های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در داخل و تحولات منطقه ای و جهانی به بهترین وجه و با درایت خاص از سوی امام خمینی (ره) انجام شد. به گفته اکثر تحلیلگران سیاسی داخلی و خارجی مستقل، اگر رهبری امام خمینی (ره) در طول این سالها بخصوص دوران سرنوشت ساز جنگ نبود معلوم نبود که چه سرنوشتی در انتظار انقلاب اسلامی بود و مسیر آن به کدام سمت انحراف پیدا می کرد. مواضع شجاعانه امام خمینی (ره) در قبال شخصیتها، گروهها، احزاب، جناح ها و جریانهای سیاسی که در عین صلابت و تحکم با عدالت و بی طرفی کامل اتخاذ می شد همراه با مواضع روشن و شفاف ایشان در قبال قدرتهای جهانی و منطقه ای، نشانه ای از اقتدار و ظرفیت بالا رهبری ایشان به شمار می رود.

نقش امام خمینی در رهبری انقلاب

بنابر این از نظر رهبری اینطور نبود که روز اول کسی خود را کاندیدا بکند و بعد مردم به او رأی بدهند و او را به رهبری انتخاب کنند و بدنبال آن، رهبر برای مردم تعیین خط مشی کند.واقعیت اینست که گروههای زیادی ـ از آنها که احساس مسئولیت می‏کنند ـ تلاش کردند که رهبری نهضت را بعهده بگیرند ولی تدریجا همه عقب رانده شدند و رهبر خود به خود انتخاب شد.شما در نظر بگیرید که چه تعداد از قشرهای مختلف، مثلا از روحانیون ـ چه از مراجع و یا غیر مراجع ـ و یا از غیر روحانیون چه گروههای اسلامی و چه غیر اسلامی، در این انقلاب شرکت داشتند.در این نهضت افراد تحصیلکرده، افراد عامی، دانشجو، کارگرها، کشاورزان، بازرگانان همه و همه شرکت داشتند ولی از میان همه این افراد مختلف، تنها یک نفر، به عنوان رهبر انتخاب شد، رهبری که همه

گروهها او را برهبری پذیرفتند.اما چرا؟ آیا بدلیل صداقت رهبر بود؟ بیشک این رهبر صداقت داشت ولی آیا صداقت منحصر بشخص امام خمینی بود و کسی دیگر صداقت نداشت؟ البته می‏دانیم که چنین نیست و صداقت منحصر به ایشان نبود.آیا بدلیل شجاعت رهبر بود و اینکه تنها ایشان فرد شجاعی بودند و غیر از ایشان رهبر صدیق و صادق و شجاع دیگری وجود نداشت؟ البته کسان شجاع دیگری نیز بودند.آیا به این دلیل بود که ایشان از یک نوع روشن بینی برخوردار بودند و دیگران فاقد این روشن‏بینی بودند؟ آیا بدلیل قاطعیت رهبر بود و دیگران فاقد قاطعیت بودند؟ میدانیم که قاطعیت منحصر به ایشان نبود.درست است که همه این مزایا باعلی درجه در ایشان جمع بود، ولی چنین نیست که این مزایا ـ لا اقل با شدت و گسترش کمتر ـ در دیگران نبود، پس چه شد که جامعه خودبخود ایشان را، و فقط ایشان را به رهبری انتخاب کرد و هیچ فرد دیگری را در کنار ایشان به رهبری نپذیرفت؟

پاسخ این سؤال برمی‏گردد به یک سؤال اساسی که در فلسفه تاریخ مطرح می‏شود و آن این است که آیا تاریخ شخصیت را میسازد و یا شخصیت تاریخ را، آیا نهضت رهبر را می‏سازد و یا رهبر نهضت را؟ اجمالا میدانیم که نظریه صحیح در این مورد اینست که، یک اثر متقابل میان این دو، یعنی میان نهضت و رهبر است.میباید از یک طرف یک سلسله مزایا و امتیازات در رهبر باشد و از طرف دیگر نیز خصوصیاتی در نهضت وجود داشته باشد. مجموع این شرایط است که فرد را بمقام رهبری می‏رساند.امام ـ خمینی به این علت رهبر بلا منازع و بلا معارض این نهضت شد که علاوه براینکه واقعا شرایط و مزایای یک رهبر در فرد ایشان جمع بود، ایشان در مسیر فکری و روحی و نیازهای مردم ایران قرار داشت.حال آن که دیگران ـ آنها که برای کسب مقام رهبری نهضت تلاش می‏کردند ـ به اندازه ایشان در این مسیر قرار نداشتند

معنی این سخن این است که امام خمینی با همه مزایا و برتریهای شخصی که دارد اگر اهرمهائی که روی آنها دست می‏گذاشت و فشار میداد و جامعه را به حرکت درمیآورد، از نوع اهرمهائی بود که دیگران روی آن فشار می‏آوردند و اگر منطقی که ایشان بکار میبرد نظیر منطق دیگران بود، امکان نداشت ایشان در بحرکت درآوردن جامعه موفقیتی کسب کند (1).

اگر امام عنوان پیشوائی مذهبی و اسلامی را نمی‏داشت و اگر مردم ایران در عمق روحشان یک نوع آشنائی و انس و الفتی با اسلام نداشتند و اگر عشقی که مردم ما با خاندان پیامبر دارند وجود نمی‏داشت و اگر نبود که مردم حس کردند که این ندای پیامبر و ندای حضرت علی (ع) و یا ندای امام حسین (ع) است که از دهان این مرد بیرون می‏آید، محال بود نهضت و انقلابی به این وسعت در مملکت ما بوجود آید.

رمز موفقیت رهبر در این بود که مبارزه را در قالب مفاهیم اسلامی به پیش برد.ایشان با ظلم مبارزه کرد ولی مبارزه با ظلم را با معیارهای اسلامی مطرح کرد، امام از طریق القای این فکر که یک مسلمان نباید زیر بار ظلم برود، یک مسلمان نباید تن به

اختناق بدهد، یک مسلمان نباید به خود اجازه دهد که ذلیل باشد، مؤمن نباید زیر دست و فرمانبر کافر باشد (2) ، با ظلم و ستم و استعمار و استثمار مبارزه کرد، مبارزه‏ای تحت لوای اسلام، و با معیارها و موازین اسلامی.

از جمله اقدامات اساسی این رهبر، مخالفت جدی و دامنه ـ دار با مسئله جدائی دین از سیاست بود.شاید فضل تقدم در این زمینه با سید جمال باشد.سید جمال شاید نخستین کسی بود که احساس کرد اگر بخواهد در مسلمانان جنبش و حرکتی ایجاد کند باید به آنها بفهماند که سیاست از دین جدا نیست، این بود که او این مسئله را بشدت در میان مسلمین مطرح کرد، بعدها استعمار ـ گران تلاش زیادی کردند تا در کشورهای مسلمان رابطه دین و سیاست را قطع کنند.

از جمله این تلاشها، طرح مسئله ایست بنام «علمانیت» (3) که بمعنی جدائی دین از سیاست است.بعد از سید جمال در کشور ـ های عربی و بخصوص در مصر افراد زیادی پیدا شدند که با تکیه بر قومیت و در لباس ملی گرائی، عربیزم، و پان عربیزم به تبلیغ فکر جدائی دین از سیاست پرداختند.اخیرا هم شاهد بودید که انور ـ سادات همین مسئله را باز بار دیگر مطرح کرد، انور سادات در نطقهای اخیرش بخصوص بر این نکته تأکید می‏کرد که دین مال مسجد است و باید کار خود را در آنجا انجام دهد، مذهب اصولا نباید کاری به مسائل سیاسی داشته باشد.

در جامعه ما نیز این مسائل زیاد مطرح شده بود بطوریکه مردم تقریبا آن را پذیرفته بودند، اما همه دیدیم که وقتی از زبان یک مرجع تقلید، از زبان کسی که مردم، با وسواس کوشش می‏کنند تا کوچکترین آداب مذهبی خود را با دستورهای او منطبق بکنند، در کمال صراحت بیان شد که دین از سیاست جدا نیست و به مردم خطاب شد که اگر از سیاست کشور دوری کرده‏اید، در واقع از دین دوری کرده‏اید، مردم چگونه به جنب و جوش افتادند و بنوعی بسیج عمومی اقدام کردند .و یا در نظر بگیرید که مسئله آزادی و آزادی خواهی در جامعه با شدت مطرح بود، با این حال چندان تأثیری در حال مردم نداشت.ولی وقتی همین مسئله از زبان رهبر مطرح شد، یعنی کسی که رهبر دینی و مذهبی است، مردم برای اولین بار دریافتند که آزادی یک موضوع صرفا سیاسی نیست، بلکه بالاتر از آن یک موضوع اسلامی است و این نکته روشن شد که یک نفر مسلمان باید آزاد زیست کند و باید آزادیخواه باشد.

در چند سال اخیر مسائلی در ایران بوجود آمد که از جنبه ـ های اقتصادی و سیاسی اهمیت چندانی نداشت، ولی از جنبه مذهبی آنهم از نظر شعائر مذهبی مهم بود و خود این مسائل در اوج دادن به نهضت نقش مؤثری داشتند.مثلا یکی از اشتباهات بسیار بزرگ عوامل رژیم این بود که بدلیل غرور فوق العاده‏ای که برایشان حاصل شده بود در اواخر سال 55 تصمیم گرفتند که تاریخ هجری را به تاریخ به اصطلاح شاهنشاهی تبدیل کنند.اینکه تاریخ هجری باشد یا شاهنشاهی، از نظر اقتصادی و سیاسی تأثیر چندانی در حال مردم نداشت.ولی همین مسئله بشدت عواطف مذهبی مردم را جریحه‏دار کرد و وسیله خوبی برای کوبیدن رژیم بدست رهبر داد.رهبر بلافاصله با طرح این شعار که چنین عملی دشمنی با پیغمبر و دشمنی با اسلام است و معادل است با قتل عام هزاران نفر از عزیزان این مردم، موفق شد در مردم عصیان ایجاد کند و از تحریک وجدان اسلامی آنها به بهترین نحو در جهت پیشبرد نهضت بهره‏برداری نماید.

بنابراین با بررسی مسئله رهبری و کیفیت و نحوه آن، و با در نظر گرفتن اینکه مردم در میان افراد زیادی که صلاحیت رهبری داشتند کدام رهبر را انتخاب کردند (4) و با بررسی و تحلیل مسیری که این رهبر طی کرد و اهرمهائی که روی آنها تکیه نمود و منطقی که به کاربرد، به این نتیجه روشن و آشکار میرسیم که نهضت ما واقعا یک نهضت اسلامی بوده است.با آنکه نهضت از سوئی خواهان عدالت بود و از سوئی دیگر در جستجوی آزادی و استقلال، ولی عدالت را در سایه اسلام میخواست و استقلال و آزادی را در پرتو اسلام جستجو میکرد، و به عبارت بهتر نهضت ما همه چیز را با رنگ و بوی اسلامی طلب میکرد این، همان جهت مورد خواست و میل ملت بود. (5)

پی‏نوشت‏ها:

1ـ ...مثلا اگر مسئله وارد کردن تضادهای طبقاتی در خود آگاهی‏مردم و یا مفاهیمی نظیر آزادیخواهی و عدالت طلبی با معیارهای مکاتب شرق‏و غرب از طرف ایشان عرضه می‏گردید، بازتابی در جامعه ما نمی‏داشت.حال‏آنکه ایشان همین مفاهیم را با معیارهای اسلامی و با استفاده از فرهنگ‏بارور اسلامی به جامعه عرضه کرد و جامعه نیز با حسن تلقی با آنها برخورد نمود .

2ـ لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا (نساء ـ 141)

خدا هرگز برای کافران نسبت به اهل ایمان راه تسلط باز نخواهد نمود.

3ـ این کلمه ترجمه لغت«~ Secularism ~»است.

4ـ و به خصوص باید توجه داشت که این رهبر زوری نداشت تا بخواهد خود را بر مردم تحمیل کند و کسی نیز او را منصوب نکرد و او خود را کاندیدا نکرده بود، بلکه انتخابش بطور طبیعی و خودبخود صورت گرفت.

5ـ یک نمونه ذکر کنم، دوستی دارم که در تمام زندگیش همواره در حال مبارزه با رژیم بوده است و در این زمینه از بذل جان و مال واقعا دریغ نداشته.او بدلیل روحیه خاصش، نسبت به مجاهدین که آنها هم موضعی مخالف رژیم داشتند، علاقه و گرایش عجیبی داشت.بعد از اینکه جریان به اصطلاح اپورتونیستی سازمان مجاهدین پیش آمد، من به شدت نگران حال‏این دوستم شدم.با خودم فکر کردم نکند که وقتی با این جریان برخوردمیکند بگوید اینکه اینها آمده‏اند و مارکسیست شده‏اند، مسئله مهمی نیست چون فعلا باید مبارزه کرد و مسئله مهم مبارزه است .اما بعد در جلسه‏ای که با او ملاقات کردم و نظرش را درباره مارکسیست شدن سازمان سؤال کردم، در جوابم جمله‏ای گفت که هرگز فراموش نمیکنم.گفت حقیقت این است که ما عدالت را هم در سایه خدا میخواهیم اگر بنا باشد عدالت باشد اما از نام‏خدا اثری نباشد.ما از چنین عدالتی بیزاریم.با چنین روحیه‏هائی بود که ملت ما موفق به بر پا کردن قیامی با این عظمت شد.



JavaScript Codes


Javascripts